سایت جامع اطلاعات توریستی و جهانگردی
مشاوره سفر رایگان--هر گونه کپی و استفاده از مطالب این وبلاگ ممنوع میباشد.

 اینهم ترجمه مدیتیشن اتاق آبی :‌البته من فقط قسمتهای اصلی رو ترجمه کردم و صحبتهای حاشیه ای رو ترجمه نکردم و البته خودم هم وسطاش یک چیزهایی اضافه کردم و سعی کردم تکمیل باشه . 

یادمه چندین بار خیلی ها به من کامنت دادن که چطوری با کسانی که دور و بر ما هستند ولی نمیشه باهاشون قطع ارتباط کرد برخورد کنیم در حالی که از دستشون عذاب میکشیم. 

خوب لازم بود سر خودم بیاد تا این مدیتیشن رو یاد بگیرم. تا بتونم به شما هم بدم. چون تا قبل از اون هرگز تو این شرایط قرار نداشتم که بتونم عمیقا درک کنم تا بتونم به کسی هم کمک کنم . یعنی هیچ شخصی نزدیک من نبود که ازش آزار ببینم و قطع رابطه هم نشه کرد - مثلا هرکسی که ناجور بود خوب قطع رابطه میکردم . چون معمولا نسبتی نداشتیم و دور بود. 

مدیتیشن اتاق آبی برای هر رابطه ای که گرفتار تاثیر تنش های قدیمی میباشد به کار برده میشود. بسیاری از روابط اکنون تحت تاثیر یک نوع کارما میباشند. در واقع به راحتی میتوان گفت که  در رابطه ای که ما با نزدیک ترین عزیزانمان داریم نا خواسته تحت تاثیر انرژی های یکدیگر قرار گرفته و گاها تحت تاثیر کارمای یکدیگر میباشیم . تمام فامیل نزدیک .دوستان و همکاران ما هر کدام کارمایی به همراه داشتند که ما  را از گذشته تحت تاثیر قرار داده اند.

( که به نظر من شامل کسانی میشن که شما دوستشون دارید ولی باعث آزار شما میشن  و روابط شما با آنها در تعادل نیست – این افراد  عموما کسانی هستند که نزدیکان شما هستند وشما نمیتوانید به واسطه خویشاوندی یا هر دلیلی با آنها قطع رابطه کنید و حتی گاهی نمیخواهید قطع رابطه کنید بلکه دوست دارید رابطه تان فقط به تعادل برسد )

 

 

 

مدیتیشن اتاق آبی از این جهت خوب است که منجر به قطع ارتباط نمیشود  و در عوض سبب تعویض انرژی و ایجاد تعادل میشود . بسیاری از تکنیکهای کارمیک منجر به گسستن کامل و قطع روابط قدیمی میشود. در حالی که ما خیلی وقتها اصلا دلمان نمیخواهد یک رابطه را به طور کل از زندگی مان حذف کنیم بلکه میخواهیم بدون در نظر گرفتن تمام انتقاداتی که از فرد داریم آزار هایی که از اون رابطه دیدیم رها شویم و    فقط دوستشان داشته باشیم –

اتاق آبی اجازه می دهد تا این امر به صورت  ملایم و مطبوع، اتفاق می افتد.مدیتیشن

روش کار : عینک

به سادگی خود را در اتاقی آبی رنگ تصور کنید که کف اتاق ، سقف، لامپها ، مبلمان و گلدان ... هرچیزی در داخل اتاق میباشد آبی است.

 

مرحله بعد باید شخص ( یا اشخاص ) مورد نظر  را در ذهن خود به این اتاق دعوت کنید

شما در ذهن خودتان آن شخص را دعوت میکنید که روی یکی از  مبلهای آبی رنگ بنشیند در این حین خیلی آرام آرام  رنگ آبی را به آنها نیز سرایت میدهید .

 در ذهن خود با آرامش و خالصانه به آنها بگویید که دوست دارید با آنها از این به بعد در تعادل زندگی کنید.

  

 

به آنها بگویید که هرگونه انرژی منفی و کارمیک که از جانب شما به آنها نفوذ کرده را اصلاح میکنید و همینطور هرگونه انرژی کارمیک که از جانب ایشان به شما سرایت کرده را به آنها بر میگردانید.

 

( کارمیک صفت کلمه کارما است . کارما هم که یعنی عمل و عکس العمل - یعنی اعمالی که ما انجام میدیم و بازتابش به خودمون یا بقیه برمیگرده و گاهی کارما مثل یک زنجیر ادامه داره - مثلا کسی به من بدی میکنه/. و همون بلا رو یکی دیگه سر اون میاره ..و همینطور این کار رو یکی دیگه سر اون میاره...همینطوری ادامه داره )  

 

این تبادل انرژی را انجام دهید و بدانید که واقعا دارد انجام میشود و در زندگی واقعی نیز نیز تعویض و ایجاد توازن در رابطه برقرار میشود.

شما میتوانید اکنون آن فرد را در آغوش گرفته و اجازه بدهید از اتاق خارج شود.

هر آنچه که نیاز باشد اتفاق بیفتد ، واقع خواهد شد و این به معنای آن نیست که این افراد از زندگی شما به طور ناگهانی ناپدید میشوند. حتی به احتمال زیادتر رابطه عمیق تر هم خواهد شد.  

 شما میتوانید این تکنیک را برای افراد به صورت انفرادی  انجام بدهید و یا برای گروه هایی از افراد در اتاق بزرگتری انجام بدهید. لزوما لازم نیست برای کسانی که رنجش دارید این کار را بکنید . میتوانید برای رابطه هایی که خواهان بقا و حفظ آن هستید ولی میخواهید متوازن  و متعادل باشد انجام دهید .

 


برچسب‌ها: معنویت
[ شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۳۰ ] [ 15:0 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
ارتعاشات جهان بعد از مرگ ظریف و گوناگون شامل نور و رنگ است. جهان بعد از مرگ صدها بار بزرگتر از کیهان مادی ماست. و آکنده از دریاچه های مه گرفته و دریاهای شفاف و رودخانه های قوس و قزحی است.

این سرزمین از آنجا که مرتعش از نورخلاقه خداوند است هوایش همواره خوش و تنها تجلی اوضاع جوی آن گاهی اوقات ریزش برف سفید روشن و بارانی از بی نهایت رنگهای درخشان است.

 

  این پاراگراف رو 6 بار خوندم و تصور کردم.

 

از کتاب جهان هولوگرافیک مارک تالبوت

 


برچسب‌ها: معنویت
[ شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۳۰ ] [ 14:12 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
یکی از بهترین جاذبه های کاپادوکیا . بالون سواری است. روزانه 90 بالون پرواز میکنند.

بالون فقط میتونه بالا و پایین بره و جهت حرکتش دست باده...خلبان بالون ما خیلی باحال بود.

ضمن اینکه زمان بالون سواری فقط و فقط 4 یا 5 صبحه ...و دیدن طلوع خورشید از بهترین مزایای اونه.

میگفتن اگه دیرتر یا ظهر برن بالا ..بخاطر گرما یا افزایش فشار هوا..بالون میترکه.

اول ساعت 5 میان دم هتل دنبال تون - بعد یک صبحانه وی آی پی با بوفه باز و بیست رقم تنوع میخوری که خوب ما فقط تخم مرغ پخته خوردیم . و یک لیوان آب پرتقال . بعد هم نوبت بالون میشه - که دو نوعه - یک مدلش بالن وی آی پی که نهایتا 12 نفر - و یک بالون هایی 25 نفره . که ما وی آی پی انتخاب کردیم. 

 

 

 

 

بعد از سوار شدن به بالون ما همسفر های مختلفی داشتیم - یک زوج آمریکایی سن 50 سال  که خیلی خودشون را میگرفتند - دو دختر ژاپنی خیلی کمرو - و خود خلبان بالون که بسیار آدم خوش مشرب و باحالی بود و انقدر حرفهای جالب زد که فقط من و سروش غش غش می خندیدیم. آمریکایی ها که مثل ماست نگاه میکردند. مثلا راجع به ترکیدن بالون و یا یک سری جک های بین المللی تعریف میکرد.

 

 

بالون تا نزدیک بعضی صخره ها پایین می آمد. می گفتند لذت بالون در پایین رفتن و بالا رفتن آن است . نه اینکه فقط یک سره در اسمان باشد...باید پایین بیاید...جاهای بکر رو میتوان فقط با بالون دید.

این پرسنل بالن داشتند دم و دستگاهشان را جمع میکردند که هر جا باد بالون را می برد می آمدند. یعنی خیلی شغلشون از نظر ما سخت بود و یک ذره خنده دار - چون بعضی جاها تغییر مسیر می دادند و می پیچیدند چون باد یوهو تغییر میکرد. 

سابقا این دشتها پر از روباه بوده که اوایل از سر و صدای پر شدن بالونها فرار می کردند. ولی الان دیگه با کمال پرووی می ایستند و مراحل پرشدن و باد کردن بالون رو نگاه هم میکنند.

اینجا کم کم داریم میریم بالا : 

 

 

به تعداد بالون ها در آسمان نگاه کنید. می گفتند هر جایی از نظر دمای هوا چنین قابلیتی را نداره . که بخوان بالون بفرستند بالا. 

 

به رنگ بندی صخره ها نگاه کنید. علت این رنگ بندی ترکیب مواد مختلف در ساختار این کوه ها است. ضمن اینکه شکل کوها طی 300 سال خیلی تغییر کرده است. میگفتند تصاویری که یک عده نقاش از روی این کوه ها 400 سال پیش کشیده اند . بسیار متفاوت است بنابرین نوه نوه نوه شما نیز این کوهها را نمی بیند. بلکه چیزی متفاوت.چون این کوهها درحال حرکت و جابجایی هستند طی 500 سال و بیشتر.

یاد این آیه قرآن میفتم. در سوره نمل :

وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿88﴾

 

و کوهها را مى‏بینى [و] مى‏پندارى که آنها بى‏حرکتند و حال آنکه آنها ابرآسا در حرکتند [این] صنع خدایى است که هر چیزى را در کمال استوارى پدید آورده است در حقیقت او به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است (88)

 

 

نگه داشتن بالون بسیار خنده دار بود...چون همه با هم یک صدا خندیدیم.

 

لازم به ذکره بالون ما که vip بود و گرونتر بود. چون 1:30 طول پرواز بود 12 نفره بود.

و بالون های عمومی 25 نفره هستند. و طول پرواز کوتاه تره.

گرچه که اون بالا یوهو سرد میشد و آدم پشیمون میشد از طولانی تر بودنش.ولی چون یک سره باید با اون آتشی که در پست قبل دیدین بالون رو بالا تر میبردند هی بالون می آمد پایین هی با اون آتشه میبردند بالاتر.

خود اون آتش گرم بود خیلی.

خلاصه نگه داشتن بالون از خنده دار ترین ها بود. آخه این بیچاره ها باید نگه اش می داشتند.

 

پرسنل پرواز :

 

 

به ما نفری یک مدال دادند و یک شامپاین به سلامتی اینکه پرواز خوبی داشتیم خوردیم.

 

 

منم اینجا دارم مراتب تشکرم رو می نویسم

 

 

و این آیه :   سوره: 39 , آیه: 63

کلیدهاى آسمان و زمین از آن اوست و کسانى که نشانه‏هاى خدا را انکار کردند آنانند که زیانکارانند

 

  سوره: 31 , آیه: 20

آیا ندانسته‏اید که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است مسخر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام کرده است و برخى از مردم در باره خدا بى[آنکه] دانش و رهنمود و کتابى روشن [داشته باشند] به مجادله برمى‏خیزند

 

 

 سوره: 51 , آیه: 20

و روى زمین براى اهل یقین نشانه‏هایى [متقاعدکننده] است

 

 

 

 


برچسب‌ها: سفرنامه کاپادوکیا
[ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۴ ] [ 22:13 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
 

اینجا روستای Ortahisar  میباشد. گفتم که کاپادوکیا مجموعه ای از چندین دهکده و شهر هست. که من وتپل مثل خوره ها همه رو رفتیم دیدیم. حسن اش این بود که ماشین داشتیم. حالا بعد میگم سر ماشین هم یک بلایی سرمون اومد. تو قونیه.

 ما نقشه داشتیم . از روی نقشه علامت گذاری کرده بودیم. و اصلا خیالمون این بود که همه جاها را ببینیم. اصلا مهم نبود به چه دلیلی یا به چه قیمتی .بماند که  نقشه را با چه بدبختی گرفتیم برای اینکه ترکها اصلا متوجه کلمه MAP نمیشدند مخصوصا توی ان منطقه . حالا در منطقه های توریستی دیگه مشکلی نیست. 

 

اینجا یک دهکده ای است به نام دهکده یونانی. همه چیز در این دهکده به سبک و سیاق یونانی است. این رستورانی بود به اسم old greek house

حسی که به من داد این بود که در یک زمان و مکان دیگری هستم. خودم رو در زمانه الان حس نمیکردم . احساس میکردم در یک قرن دیگه . در یک جای دیگه.

 

سقف مزین به انگور...وای چه زیبا بود. تازه بارون هم میومد. من خیلی خوشم میاد از بارون. الان یادم میفته خوشم میاد

طبقه دوم رستوران. ببینید ترکیه با داشتن و حفظ سنت اش چقدر توریست جلب میکنه. میلیون میلیون توریست اروپایی تو کاپادوکیا بود. که با حرق و ولع همه جار رو نگاه میکردند و لذت میبردند.اونا که از این چیزا ندارند:

یاد کمد مادربزرگ خدا بیامرزم میفتم

در کل دیدن وسایل قدیمی به من حس خیلی خوبی میده. حس گرما حس امنیت حس مادربزرگی ...حس قدیمی

 

این گربه را که می بینید خیلی همایونی توی این گهواره مانند ، لم داده است . 

گربه صاحب رستوران بود. 

 

رستوران به استایل یونانی در دهکده یونانی از بیرون با صاحب رستوران

ما باهاش دوست شدیم بهش کارت دادیم کارتشو گرفتیم . گفتیم ما فقط توریست نیستیم . توریست فرست هم هستیم.

کلا همه جا برای ما هم فال بود هم تماشا . هم به درد حرفه مون میخوره هم به درد خودمون.

 

 

یک کلیسای قدیمی و خالی ....حس جالب و عجیبی داشت.

در میانه راه به این مکان رسیدیم دیدیم دسته دسته توریست های اروپایی از صخرها دارند بالا میرند و با خوشحالی عکس میگیرند.

اینجا شبیه سیاره ای دیگر است. مثل مثلا مریخ یا ونوس. من اینطوری حس میکردم. چون دنیای من دنیایی فانتزی است

این سنگ شبیه شتر بود. :" سروش انقدر خوشش اومده بود که با وحود اینکه تنبله از کوه بالا رفت و باهاش عکس گرفت:

 

به اینا میگن : fairy chimney شومینه پریان چه اسم با مسمایی. خوشمان آمد...ببین تا کجا بالا رفته بودیم از هیجان

 

 

بعد از اینجا به یک دهکده دیگر رفتیم که شامل یک موزه کوه بزرگ بود. 

 که صدها خانه در کوه و کلیسا و مسجد در دل کوه کنده بودند. علت نوشتن جز به جز اینها برای من اینه که من فقط سفر نمیرم که سفر رفته باشم من برای یادگرفتن برای دیدن برای لمس زندگی سایر تمدن ها و انسان ها میرم . و وقتی ننویسم چیزی باقی نمی مونه. 

 

از مسائل بی نظیر . صدای پرنده هایی بود شبیه پرستو که توی این دره صدای آنها مثل صداهایی از بهشت می پیچید....واقعا صداهایی از بهشت بودند. سکوت بی نظیری در میان دره بود...واقعا در اینجا آدمهایی زندگی میکردند؟ میتونستم تصور کنم رفت و آمدشون را و سر و صدا ها - اینجا مثل یک شهر کوجک بود. منتها نمیتونم مدل لباسهاشون را تصور کنم چه شکلی بودند؟

 یک بخش هایی صعب العبور بود. یعنی واقعا به اندازه فقط یک آدم مسیر داشت و دره بود کنارش. -جالب بود به جز من و سروش و دوتا اروپایی تو این فضای به این بزرگی هیچ کس نبود. سکوت مطلق .و یک راهنما از دور معلوم بود. 

خوف داشت کمی. چون داشت غروب میشد.

 

 رنگ این کلیسا بی نظیر بود..... نمیدونم چرا تو عکس این رنگی میشد. به نظرم این رنگ رنگ چاکرای 7 در اینجا بود. رنگ هاله انرژی خودم. یعنی بنفش روشن - هرچقدر عکس با هر زاویه و هر نوری مینداختیم این رنگی میشد. در حالی که داخل این رنگی نبود. فقط توی عکس : 

 

احساس میکردم در اینجا خدا حضور دارد...

 

 ببین چه قشنگ پله درست کردند. او ن سوراخ ها رو می بینی ؟ اونها همه خونه بوده. چه بامزه...

 

سمت چپ تصویر یک مسجد است که آنها ساخته بودند در قدیمها ...

 

 

.

 

خووب یعنی شغلشون چی بوده ؟ اینجا توی صخره ها مسجد مدرسه کلیسا همه چیز داشتند. دلم میخواست زندگی کردنشون را در یک لحظه ببینم. بصورت شهودی.

این عکس زیر هم VIEW شهر شان بود. به دور دست ها به دشت های دست نخورده.


برچسب‌ها: سفرنامه کاپادوکیا
[ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۱ ] [ 17:21 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
کلیسای جامع کازان یکی از دیدنیهای سن پترزبورگ است که ما حداقل در طول اقامتمون فکر کنم ده بار از جلوی آن رد شدیم و این سوای از این است که آن روز به داخل این کلیسا رفتیم و صدای موسیقی بسیار هارمونیک تمام اعضای گروه را تحت تاثیر قرار داد. بماند که آنها افراد را بی حجاب راه نمی دادند و همونطور که بارها گفتم هیچ کشوری مثل ایران در این زمینه انقدر بی خیال نشده است. یعنی توریست های ایرانی با هر لباسی میخواهند وارد معبدها و کلیساها و صومعه ها بشوند و این برای سایر کشورها عجیب است چون آنها برای مکان مقدس حرمت خاص قائلند. 

این کلیسا 98 ستون داره و مربوط میشه به سال 1801 تا 1811 که یک مارشال به اسم کوتوزوف موفق میشه ارتش ناپلئون را شکست بده در این کلیسا دفن شده است. و یک جورایی یادآور پیروزی روسیه به ناپلئون هست . 

ا

این هم از نمای بالا : 

 


برچسب‌ها: سفرنامه روسیه سنت پطرزبورگ
[ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۰ ] [ 20:46 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

بترس و اقدام کن!

اضطراب داشته باش و اقدام کن!

فقط مرده های توی گورستان هستند که هیچ دغدغه و اضطرابی ندارند.

از مکان امن بیا بیرون.

چرا باید همش گیرنده باشیم . چرا دهنده نباشیم.چرا انقدر ثروتمند نباشیم که ما باشیم که به همه حتی به دولت پول بدیم. چرا دنبال مقادیر ناچیز عیدی و سنوات باشی؟ وقتی میتونی میلیون میلیون پول بسازی ؟ میگفت دولت هم به ما محتاجه.دست از ناله از زمین و زمان برداریم.

تو همین شرایطی که همه دارند می نالند یک عده در حال خرید زمین و ملک و باغ و ماشینهای گرون هستند. اگر تو خونه ات رو میفرشی ببین چه کسی میخره. تو همین شرایط که تو مینالی یکی داره خونه تو رو میخره...

رویاهات رو میتونی جامه عمل بپوشونی فقط باید اقدام کنی.

اقدام کن. بترس اما اقدام کن...اقدام کن..از امنیتی تصنعی که برای خودت ساختی بیا بیرون و اقدام کن...

 

ادامه سفرنامه :


شهر Goreme بزرگترین موزه کاپادوکیا است. یعنی پر از کوهایی که درونش پر از کلیسا. و منقش به عکسهای رنگی از تمام زندگی مسیح بود.

یعنی از زمان به دنیا آمدن و به پیامبری رسیدن و سایر و تمام زندگی و برخورد با همه کسانی که در تمام عمرش دیده بود به روایت تصویر روی درب و دیوار غارها کشیده شده است.

 

گویند وقتی که مسحیت داشته شکل میگرفته و تحت فشار شدید از جانب یهودیان بودند به اینجا پناه آورده و صدها سال مسیحیت در اینجا حفظ شده و گرنه از بین میرفته.

به همین دلیل اینهمه عکس و تصویر و صدها کلیسای مخفی در این کوه ها وجود داره.

گورهایی مخصوصا بزرگان و قدیسان که حتی به سایز بچه ها نیز بود.

 

 

 

ما در اونجا از audio tour استفاده کردیم . یعنی یک هندزفری + یک دستگاه کوچک که به فارسی تمام قسمتها رو توضیح میداد. حدودا 57 قسمت در قسمت goreme بود . این دستگاه ها به تمام زبانها موجود بود. و ما خیلی خوشنود شدیم که به زبان فارسی نیز موجود بود.

 

 

نقطه جالب این بود که عکس تمام فرشته ها به شکل حیرت انگیزی روی دیوارها بود.

گاهی با خودم فکر میکردم شاید من به اونجا دعوت شدم. چراکه اصلا من نمیخواستم برم اونجا. پیش آمد.

متاسفانه اجازه عکس گرفتن نمیدادند. اما از طریق همون دستگاه من و تپل خیلی چیزها فهمیدیم. دیگه اونجا برای من درب و دیوار خالی نبود.همش مفهوم و معنا داشت.

 

 

یکی از مهمترین کلیساها کلیسای تاریک یا dark churchبود که از همه جالب تر بود عکس از 4 فرشته اصلی میکائیل- جبرئیل- اسرافیل و عزراعیل در 4 طرف بزرگ کشیده شده بود..و تمام عکسها رنگی و با جزئیات بود. اجازه هیچگونه عکسبرداری نبود. این کلیسا را تا قسمتی بازسازی کرده بودند. ولی من کارت پستالهای اون کلیسا رو خریدم همه عکسها رو خودشون به صورت آلبوم کرده بودند و اصلا نیازی نبود من عکس بگیرم.

 

این یک کباب محلی است که در سفال می پزند. مثل گوشت خورشتی بود در یک رستوران بسیار ساده و محلی خوردم.

شهر زیرزمینی. در کاپادوکیا چند شهر زیر زمینی است.

 

بزرگ و قدیمی است . قبلنها در این شهرها برای دفاع و در زمان جنگ زندگی میکردند. یک جور پناهگاه بوده

 

 

 

لازم به ذکره اگه کسی تپل باشه یا خیلی هیکلی ممکنه تو راهروها گیر کنه.

 

سنگی مخصوص کوباندن ادویه

 

کلاه مخصوص کاپادوکیا

 

 

در بازدیدهای بعد به این نتیجه رسیدم که اینجا کلا سیاره ای دیگر است. آخه اصلا احساس نمیکردم در کره زمین هستم. یک حالتی داشت که بسیار دور از شهر و تکنولوژی بود. با یک سری مفاهیم عجیب غریب.

در ایران هم  خیلی از این جاها هست که غریب مانده....

 

 

برچسب‌ها: سفرنامه کاپادوکیا
[ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۰ ] [ 19:45 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
کاپادوکیا چندین دهکده و شهر بسیار کوچک یعنی حدود 7-8 تا رو در بر میگیره. که هرکدوم از اونها شامل شهرهای زیر زمینی .پر از کلیساهای قدیمی مربوط به ارتدوکس ها و مهد مسیحیت بوده. توی تمام سوراخ و سنبه ها کلیسا یافت میشه. و اینکه عکس فرشته ها رو با تمام توضیحات روی تمام دیوارها حک کردند.

در واقع اینطور میگن که اگه کاپادوکیا نبود مسیحیت نابود میشد. میگویند اونها از دست یهودیها در آغاز به اینجا پناه آورده اند و فقط اورتدکس بودند و هنوز شاخه پروتستان و کاتولیک اصلا ایجاد نشده بوده.

یکی از دوستان ما در آنجا یک نقشه به ما داد که راه رو به تمام دهکده ها نشون میداد.

این صبحانه ای بود که به طور مجزا برای هر مسافر هر وقت که از خواب بیدار میشد یعنی تا 11 صبح حتی دیرتر . یک دخترک ریزنقش بامزه که عین موش بود دونه دونه با دقت می آورد . هر روز یک میوه تازه رو روی برگ برامون میذاشت.

 

این قلعه ای در روبروی هتل ما بود.

 

اینها یک گروه بودند از cnnمشغول ساختن مستند بودند.ظاهرا

اینها سوغات های کاپادوکیا هستندو متاسفانه خیلی سنگین میباشند. و نمیشد هر چقدر دوست داری بخری.. چون اضافه بار هواپیما همیشه برای من و سروش مشکل ساز بوده . این بار هم با تمام سعی و تلاش 35 کیلو اضافه بار داشتیم.

و دوتا هم از این شرابهای کاپادوکیا که درون این سنگها ریخته بودند را هم خریدیم که در فرودگاه آنتالیا  از ما گرفتند و با بی رحمی شکستند..

 

 

 

آن دوست ما را به یکی از بهترین هتل های کاپادوکیا به نام ccr برد.

اینجا اتاق نمک است . فقط جهت تنفس بهتر.

 

تمام اتاقهای ماساژ به این شکل سنتی و جالب بودند.

 

راهرو هتل اسرار آمیز و جالب بود.

 

 

گرونترین اتاق هتل که شبی 500 یورو بود. و سوئیت رویال نامیده میشد.

 

تلویزیون ال سی دی با مهارت تو دیوار گذاشته شده و لطمه به بافت کلی نزده .

 

و جالب ترین چیزی که دیدم: دوش ماجرجویانه : advantur shower

دوشی که با باز کردن آب صدای انواع پرنده ها از سقف انجا می آمد و رنگ به رنگ عوض میشد .

 


برچسب‌ها: سفرنامه کاپادوکیا
[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۹ ] [ 22:2 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
این بخش شامل شهر زیبای آلانیا و کاپادوکیا میباشد

غالبا میتونستم یک سفرنامه خشک بنویسم . ولی ترجیح دادم لحظه به لحظه با ما باشید: کما اینکه در وبلاگهای دیگه ام خیلی راحت تر می نویسم .اما چون این وبلاگ کاری است اغلب خشک می نوشتم. 

خوب ادامه ماجرا: 

شب با سروش رفتیم تو هتل یک جا بود تاتو میکردند با حنا. فقط 2 هفته میموند. واسه تنوع بدک نبود.

 

 

 تتو بازوی من : 

 

 

تتو بازوی سروش 

مهمترین اتفاقی که تو آنتالیا برای من تو اون سه روز افتاد این بود که یک روز لباس رسمی پوشیدم. بعد رفتم قسمت اداری هتل . با مدیر قسمت رزرواسیون که یک پیرمرد شاداب 60 ساله بود صحبت کردم. و ازش خواستم اون جریمه 3600 دلاری که یک رسوایی بود برای من .و ممکن بود به دفترتهران فشار بیارن بابتش. رو ببخشه.

اونم قبول کرد. و فقط یک شرط گذاشت که باید یک سند یا مدرکی براش ایمیل کنم که مسافر تصادف کرده.

واقعا متاسفم که بابت یک مسافر بی خیال باید این همه دردسر بکشم.

خیلی خوشحالم. و اگه من نمی رفتم صحبت کنم این قضیه برای من یک رسوایی بزرگ بود.چون دقیقا فرداش حسابداری زنگ زد گفت فلان شرکت زنگ زده گفته شما 7000 دلار بدهی دارید. جریان چیه ؟

گفتم هیچی 3600 دلارش جریمه بوده که من حل اش کردم. و نیازی نیست پرداخت بشه . بقیه اش که پول هتل خودمون هست که مستقیم اینجا بهشون دلار میدم.و یک بخشی هم که مربوط به فلان مسافره که میتونید بدید. هیچ مشکلی نداره.

یعنی اگه نمیرفتم صحبت کنم. کار به آبروریزی میکشید و ممکن بود اصلا ما رو check out نکنند و ...کاری که اصولا برای اونها آخرین راه حل برای گرفتن پول بود.

و خوشبختانه با دقت و سرعت عمل خودم. حل شد. البته تپل خیلی موثر بود. بهم گفت برو مستقیم با مدیرهتل حرف بزن. نذار این موضوع بیخ پیدا کنه.

معمولا هم اینجور مسائل رو هتل ها نمیگذرند. و در واقع با هر فشاری این پول رو میگیرن حتی شده مسافرهای دیگه رو نگه میدارن..و به زور طلب پول میکنند. و میگن تا پول ندین مسافرهای دیگه رو check out نمیکنیم.

 

صبح بعد از check out به سمت آلانیا رفتیم . البته با شریک سروش و یکی از دوستان سابق هواپیمایی مان که الان زیاد چندان ....خوب مهم نیست . 

اینهم شهر آلانیا که به نظرم زیباتر از آنتالیاست. یک حس دیگه ای داره. البته من اینجا سال 84 اومده بودم. و فقط تو هتل دلفین پالاس اقامت داشتم با گروهمون . از طرف کار اومده بودیم. نمیدونم چرا شهر رو به ما نشون نداده بودند.

 

اینجا یک رستوران خیلی باحالی بود. بغل یک غار اسرارآمیز...که روبروی دریا با شنهای طلایی .

 

 

این منظره رو بی نهایت دوست میدارم. با ماشین رفتیم بالای کوه ها. یک قلعه اونجا بود..و از اون بالا دریا بی نظیر بود. بی نهایت به نظر میرسید. انگار بین دریا و آسمان مرزی نبود.انگار آخر زمین بودیم. و از اون به بعد یک جای دیگه میشد.از ته دریا به بعد 

شهر زیبای آلانیا..

کشتی ها با بادبانهای سنتی مثل دزدان دریایی کارائیب ..من همش یاد کشتی دزدهای دریایی می افتادم. و یاد جانی دپ

 

 

از اینجا به بعد یک مگان 2011 کروک راکرایه کردیم. برای سه روز.

چون کروک بود یعنی سقفش جمع میشد میرفت تو صندوق عقب.چمدونهامون رو رو صندلی عقب گذاشتیم. فقط این دردسرش بود.یعنی فقط میشد یک چمدون نازک گذاشت. تا مرزی  که خودشون تعیین کرده بودند.

 

 

 

 

قرار شد تو قونیه نایستیم و موقع برگشت قونیه رو ببینیم.

بعد از 6 ساعت رسیدیم به کاپادوکیا. به علت تاریکی هوا هیچی نمی دیدیم. البته گم هم شدیم....و جالب بود شهر ساکت و بدون یک دونه آدم.فقط یک دونه سگ و یک دونه گربه تو خیابون بود. و می خواستیم از اونا آدرس هتل رو بپرسیم.

وقتی بلاخره هتلمون رو در میان کوهها و صخره ها پیدا کردیم.چون اصلا معلوم نبود درش کدومه...داشتیم سکته میکردیم از ترس یک جوری سکوت بود. هیچی هم معلوم نبود.

فقط رسیدیم تو اتاق ...و من با حیرت وسایل اتاق رو نگاه میکردم. همه چیز قدیمی و نوستالژی و خیلی جالب و با وسواس انتخاب شده بود.

کاپادوکیا همونطور که میدونید همه جا پر از غار و خونه هایی هست که تو غار و صخره هست. هتل ما هم مدل غار بود. مثل کندوان خود ما ست.

 

 

هتل معماری خاصی نداشت.نه مربع بود نه مستطیل - یک دالون تو در تو -  چون تو دل صخره کنده شده بود راهروهای جالب و اسرار آمیز و تو در تو داشت و ده ها اتاق و دالان و سالن توش بود.بعضی جاها روخودشون با سنگ ادامه غار رو ساخته بودند. کلا این بدون تقارن بودنش برای آدم جالب بود. که از چندین در میرفتی و از یک جای دیگه و از طرف دیگه در میومدی.

نسل گمشده ای مثل ما در گذشته ها به دنبال نوستالژی هاست تا خودش را پیدا کند. 

بیشتر رمز آلودش میکرد.

 

اینم لابی هتل : هر چند این لابی و اتاق ها همه در اختیار خودمون بود. درب هم بسته بودیم. انگار خونه خاله مون هست. 

پارکینگ هم  تو دل کوه کنده شده بود. 

 

 


برچسب‌ها: سفرنامه کاپادوکیا, آلانیا
[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۹ ] [ 16:35 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
روز دوم سروش جلسه داشت. و بنده تنها بودم. برای خودم رفتم تو دریا . یک عالمه شنا کردم. عاشق دریای مدیترانه ام.چون نمک اش زیاده..خود به خود بدون زحمت روی آب می مونی.

بعد عمق قسمتهای  که برای شنا هست تا 3-4 متر هست. و حال میده.

بعد رفتم تو اسکله یک عالمه آب میوه های مختلف خوردم.چون هتل UALL هست.

خستگی ام در رفت اساسی.بعد رفتم از این گوزلمه ها گرفتم.

 

 

قبلش هم رفتیم از مرکز ماساژ خود هتل استفاده کردیم. یک دفترچه بود که تمام ماساژ ها نوشته شده بود. و ما هم آروما ماساژ را انتخاب کردیم. 

اولش با قهوه تمام بدن رو اسکراب میکردند.

بعد مراسم سنتی حمام ترکی..

بعدش ماساژ با روغن های گیاهی که هرکدوم مخصوص یک چاکرا بود. و روغن های مخصوص چاکرای 1 و 2 و 3 رو که میگفتند برای ریلکسیشن خوبه رو قاطی کردند و زدند. یک ساعت و نیم ماساژ منو به زندگی برگردوند...و دیگه تمام خستگی ها به در شد.

 

شب مدیر سروش بهم خبر داد که برای جزایر یونان نمی تونیم بریم.چون باید رزرو کنیم . و الان اولین اوکی اش 26 سپتامبر که ما دیدیم..10 روز مونده...

خیلی پکر شدم..به چند نفر که میشناختم زنگ زدم ..بعضی ها گفتند جزایز یونان که ذاتا یک توری هست که با کشتی های مجلل کروز برگزار میشه..درب اش بروی ایرانی ها بسته است و باید گرین کارت داشته باشی و ال و بل..

البته تور کروز یونان برای 4-5 روز ویزا نمیخواد. و درب اش هم به روی ایرانی ها بازه.

ولی برای بیشتر از 4-5 روز بله دربش بسته است.

ما هم می خواستیم بریم یک تور کروز 5 روزه.

وای همش خودمو تو یک کشتی مثل تایتانیک تصور میکردم...چون کشتی هاش بزرگه و UALL هست . همه جیز توش داره خود شریک ترک سروش و همسرش تازه رفتند. سونا جکوزی استخر بار دیسکو..سالن بدنسازی..

یک هتل متحرکه 5 ستاره است.

 

اینجا داشتم تو اینترنت دنبال مسیرهای جدید میگشتم. که یوهو..یکی از مدیرهای سابق که میشناختم تو چت داشتم بهش میگفتم برام کروز یونان بگیر.

گفت خوب چرا نمی ری کاپادوکیا؟ یا ترابزون.

ترابزون شهری است در کنار دریای سیاه.بی نهایت زیبا

کاپادوکیا هم که بالون سواری داره و خیلی متفاوته.

 

اینجا بود که به این نتیجه رسیدم به جای جزایر یونان بریم کاپادوکیا و قونیه.

البته از آنتالیا تا اونجا ذاتا 400 کیلومتر بود. در حالیکه حتی اگه بدروم یا مارماریس میخواستیم بریم 200 کیلومتر بود.ولی من کاپادوکیا رو ترجیح دادم.چونکه بدروم و مارماریس به هر حال مثل آنتالیا هستند و فقط دریا و ساحل و جنگل.

میخواستم چیزی متفاوت ببینم.

پروازها رو از سیستمی که یک یک دوست بهم هدیه داده و خودم مستقیم میتونم چک کنم.چک کردم. همه پروازها به کاپادوکیا از استانبول میرفت.

و من از فرودگاه استانبول متنفرم...چون تاحالا چندین بار اونجا علاف شدم.

تازه احمقانه است. بری استانبول- همونطور که رو نقشه می بینید با فلش آبی نشون دادم. یک بار باید بری استانبول. یک بار همون مسیر رو برگردی بیای کاپادوکیا.

حالا جدیدا قراره. این سفر رو برای مسافران راحت کنند یعنی از آنتالیا مستقیم پرواز بذارن به کاپادوکیا.اینطوری عالی و بی نظیر میشه.

خوب ترابزون بغل دریای سیاه مشخص کردم. نزدیکه ایرانه. یعنی از تبریز راحت میشه اونجا رفت .

مسیر که با سبز مشخص کردم. مسیر زمینی کاپادوکیا و قونیه است.

تصویر نقشه 

 

کرایه کردن ماشین یا RENT CAR برای ما همیشه بهترین راه حل بوده. خصوصا که گواهینامه بین المللی داریم. و این گواهینامه بین المللی همونطور که  میدونید گرفتنش تو ایران عین آب خوردنه. فقط دو سه روز زمان میخواد.

اینطوری میشه همه جا رو با لذت دید. بدون اینکه مجبور بشی هی تاکسی بگیری.

در این نقشه :فاصله شهرها رو بخوبی میتونی حس کنی. یعنی اگه ما مارماریس میرفتیم خیلی برامون راحت تر بود. تا کاپادوکیا.

اما این سفری بود که ارزشمند بود.

 البته از اینحا به بعد سفرنامه شروع میشه. یعنی سفری که برای من جدید تر بود.

 

 

 


برچسب‌ها: سفرنامه کاپادوکیا, آنتالیا, آلانیا
[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۹ ] [ 15:49 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
 

کاپادوکیا عجیب ترین سرزمینی که دیدم . پر از کلیسا در دل کوه ها و عکس های عجیب غریب توی کوه - و شهر های زیر زمینی - 

مسیر کاپادوکیا مسیری بود که من سال 90 بعد از یک پرس و جو از اهالی فن به این نتیجه رسیدم که حتما باید برم. مخصوصا که ما چند سال بود به دلیل شغل و تخصص مان مدام به ترکیه و آنتالیا می رفتیم و این برای روحیه ماجراجو یعنی مرگ .

چرا؟ چون روحیه ماجراجو هیچوقت قبول نمیکنه یک شهر را دوبار ببینه . 

این شد که با اهالی فن صحبت کردم که یکی از آنها شهر ترابزون را پیشنهاد داد در کنار دریای سیاه و دیگری کاپادوکیا. 

کلا من چون زیاد شهرهای ساحلی بودم ترجیح دادم کاپادوکیا را انتخاب کنیم . 

و این شد که از آنتالیا یک ماشین کرایه کردیم به شکل زیر. 

که ظاهر زیبا داشت . اما گویا از نظر فنی خراب بود.( حالا بعدا میگم چه بلایی سرما آورد ) .

اون تایم که ما تصمیم گرفتیم برریم کاپادوکیا ، اساسا هنوز در مارکت ایران کسی قصد چنین سفری نمیکرد. 

خوب از اول سفر نامه شروع کنم که معلوم بشه سر و ته اش کجاست . 

روز اول : 

 

 

 

همونطور که گفتم ما از پارسال دوتا بلیط  هواپیمایی ترکیش بهمون داده بود. بابت تاخیر 2 روزه که داشتند. اول رفتیم استانبول.

 

اما اینبار به سروش گفتم من حاضر نیستم اختلاف ساعت پروازی رو تو فرودگاه استانبول بگذرونم. بنابرین یک تاکسی گرفتیم رفتیم به نزدیکترین جا به فرودگاه.که دریا داشت و یک پارک خیلی کوچک . هرچی بود از فرودگاه بهتر بود.

 

 

اینجا نشستیم یکذره آبمیوه خوردیم.مدل رستورانش دوست داشتنی بود. حس جالبی داشت.

 

 

بعد سوار هواپیما شدیم رفتیم به سمت آنتالیا . خوب با اینکه 8مین بار بود آنتالیا میرفتم. ولی بازهم دوست داشتم برم.چون سروش اونجا جلسه داشت و من به ذوق رفتن به جزایر یونان داشتم میرفتم.

 

 

بلاخره بعد ازکلی خستگی . که من خیلی خیلی خسته شدم. مخصوصا از فرودگاه تا هتل ..چون هتل تو قسمت بوازپس چسبیده به هتل بود. این هتل همونی بود که من بابتش 3600 دلار متضرر شده بودم. از طرفی خوشحال بودم چون میدونستم این یک راهیه که خدا پیش پام گذاشته که مشکلم رو حل کنم. چون این هتل تنها هتلی بود که 3 شب جا میداد. قرار بود سه شب بمونیم.

 

به محض رسیدن رفتیم ناهار خوردیم. هتل خیلی زیبایی بود. پر بود از مجسمه های یونانی و اساطیری ...خیلی کیفیت هتل بالا بود.

 

اینجا هم طبق روال همه هتلها .چند تا زن محلی غذای محلی ترکی به نام گوزلمه درست میکردند.که نون و به انتخاب مشتری گوشت یا پنیر یا سبزیجات توی نون میذارن و روی تنور میذارن تا بپزه.

 

و سروش بدغذا عاشق گوزلمه با گوشت چرخ کرده است. کلی هم اینجا عین بچه دوساله ها نشسته بود چشم تو چشم اینا و یک عالمه براش گوزلمه درست کردند.

 

 

اینهم عکس سرسره های هتل که پشت سر اینا بود.

 

 

ترجیح میدم همه چیز با عکس اش بگم. چون از همه چی عکس گرفتم. اینطوری خوب یادم میاد هر روز چی کار کردیم.

 

بعد از اینکه از راهروهای مختلف گذشتیم رسیدیم به اتاقمون.

 

این سقف راهروی وسط بود که من عاشق اش شدم. آخه این کبوترا و اون سقف آبی چقدر زیبا بود. تمام راهروها پر از مجسمه های رومی و یونانی بود.

 

 

باربری که چمدونامون رو آورد مثل بلبل انگلیسی حرف میزد و همه چیز رو بهمون توضیح داد.که ساعت ناهار کی هست شام کدوم رستوران هست. صبونه تو کدوم قسمت سرو میشه. خیلی خوشمان آمد از باربر انگلیسی زبان.

 

داخل هتل یک عالمه قو و پرنده های مثل غاز آزادانه ول میچرخیدند.من هرکاری کردم بغلشون کنم نمیشد.چه گنده بودند. تاحالا قو از نزدیک ندیده بودم.یعنی به این نزدیکی فیس تو فیس .از دور کوچیکترن.

 

 

عاشق این پرده های سفید هستم که همه جای هتلهای لوکس هست.رویاییه.

روز اول تو هتل کار بخصوصی نکردیم حتی شنا هم نکردیم. آخه داشتیم از بی خوابی میمردیم. فقط کلی خوابیدیم. و یک مسابقه تو آب برگزار شده بود. اونو دیدیم.خیلی باحال بود. و خنده دار. ورزش هم تو آب برگزار شده بود گروهی. خیلی دلم میخواست برم ...ولی خوابم میومد.

 

 

 

شب دوستامون که تو آنتالیا کار میکنند.زنگ زدند گفتند کنسرت منصور و ابی هست.

 

ما هم که بی برنامه بودیم. پاشدیم رفتیم . البته من اولش کلی مخالف بودم. گفتم ما که کنسرت ابی رفتیم عید. بعدشم که باید 200 دلار کرایه تاکسی بدیم. نفری 130 دلار هم بلیط. اصلا حوصله ندارم.

 

اما بلاخره تپل ماشین کرایه کرد. روزی 50دلار. همیشه همین کار رو میکنیم. ماشین کرایه میکنیم .اینطوری کرایه ماشین های گزاف هم نمیدیم.

 

رفتیم کنسرت بر خلاف عید که جمعیت هل میدادن همدیگرو ..منم یوهو خوابم برد ...ان دفعه هم خیلی دلنشین بود..هم خیلی خوب. تازه بلیط هم از ما نگرفتن و مهمون برگزار کننده کنسرت بودیم.چون آشنا در اومد.و من عاشق کنسرت منصور شدم.

 

آخه اصلا من کلا با کنسرتهای شاد میونه خوبی دارم. انقدر جیغ و داد زدیم. دوتا از دوستامون ما رو پیچوندن و رفتند ردیف اول. بدم میاد از این آدمهایی که بخاطر موقعیتت بهت میچسبند و وقتی که منفعتی ندارند ولت میکنند.

 

اونا هرچی ما بهشون زنگ زدیم دیگه جواب ندادند...و فقط از بالا دیدیم چسبیدن به استیج...

 

بعد کنسرت بهمون زنگ زدند ماهم جوابشون رو یخ دادیم.دیگه حوصله نداریم با همه خوب باشیم.

 

 

 

 

 

موقع برگشت با ماشین گم شدیم. آخه خیلی جاده ترسناک بود. و ما هم که اون قسمتها رو اصلا بلد نبودیم. بعد جالب بود که هیچ کی تو جاده نبود ازش بپرسیم.

 

 

 


برچسب‌ها: سفرنامه کاپادوکیا
[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۹ ] [ 15:32 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

 بیریتیش کلمبیا (British Columbia) غربی ترین استان کانادا و در مجاورت اقیانوس آرام قرار دارد. این استان با داشتن مناطق زیبای طبیعی (6 پارک ملی) تقریباً 4 میلیون نفر را در خود جای داده است و بسیاری از ساکنین این استان در منطقه Lower Mainland ساکن هستند. مساحت این استان به اندازه جمع مساحت فرانسه، آلمان و هلند می باشد.

ویکتوریا (Victoria) مرکز این استان است که در جزیره ونکوور (Vancouver Island) واقع است. پرجمعیت ترین شهر استان، ونکوور (Vancouver) می باشد. این شهر با داشتن بالغ بر 2/2 میلیون نفر جمعیت سومین شهر پر جمعیت کانادا محسوب می شود. سالانه در حدود 35000 نفر مهاجر وارد این استان می شوند و در کل مهاجرین بخش مهمی از جمعیت استان را تشکیل می دهند. درحقیقت یک سوم جمعیت ونکوور (Vancouver) خارجی هستند.

 

 

 
 
 
[ شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۶ ] [ 17:24 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

جامعه > میراث فرهنگی و گردشگری - اگر در یک روز تابستانی از گرمای شدید به ستوه آمدید و رویای دیدن برف و سریدن و لغزیدن بر یخ به مخیله تان راه یافت نزدیک به یکی دو ساعت بعد می توانید در کمال ناباوری با گام گذاشتن در غار یخی به آرزوی خود دست یابید، البته مشروط به آنکه آنقدر خوش شناس باشید که یا در استان چهارمحال و بختیاری یا در یکی از چند استان مجاورآن زندگی کنید و آنگاه پروردگار را برای لذتِ برخورداری از این"شاهکار خداوندی" هزاران بار سپاس گویید.

 

برای رسیدن به این غار یخی که از نادرترین غارهای ایران ولی نمونه های مشابه وگاه محیرالعقول تر از آن در روسیه و ایسلند هم وجود دارد، راهی جز آن ندارید که از تنها راه منتهی به این پدیده اعجاب برانگیزِ طبیعی یعنی از کوهرنگ به چلگرد بروید و سپس مسافت 25 کیلومتری آن از چلگرد تا غار یخی را از راه آسفالت رو، و با پشت سرگذراندن روستا و آبشار خروشان و زیبای شیخ علیخان با شور و شوق در پیش بگیرید (البته حدود ده کیلومترآن هنوزآسفالت نیست ).
با دیدن کوههای سر به فلک کشیده اخرایی رنگ و تابلو پارچه ای غار یخی می توانید خود را در چندقدمی تعبیر رویای خود بیابید. در ابتدا دیدگان شما به مرغزاری با چند چادر عشایری واحتمالا زنان ودختران بلوندوبالا بلندبختیاری باپوشش زیبای سنتی که درجوی آب البسه و جاجیم می شویند، روشن می شود و در آن مرغزار و در کنار چادر توریستی عشایری می توانید خودروی خود را پارک کرده و همچون ما اگر همراهان دلبندی دارید که به علت کهولت سن یا بیماری یا هر دلیل دیگری نمی توانند شما را همراهی کنند برای ساعاتی با آنها خداحافظی کنید و کفشهای ورزشی تان را به پا کرده و از تیرهای چوبی که بر آبهای روان مرغزار چما قرار داده اند عبور نمائید و سپس از کوه مقابل به چابکی بالا روید و آنقدر بالا بروید تا در آن سوی کوه، در جلو دیدگان بهت زده خود در قعر دره، تنگه ای را ببینید که مملو از برف های زمستانی یخ زده تلنبار شده از سالها و سالها پیش است که به سیاهی می زند .
وقتی به بالای کوه رسیدید، راه سراشیبی نسبتا تند کوه را به سوی آن پهنه بزرگ یخی طی کنید تا لحظه رویایی را به چشم ببینید و در اوج گرما و شگفت زده پا برآن توده یخ زده بگذارید و شور و شعفی وصف ناپذیر را احساس کنید. اولین گام هایی که روی یخ بردارید جاذبه ویژه ای ندارد زیرا تجربه حرکت به روی برفهای یخ زده را بسیاری از مردم ایران به جز برخی از هموطنان جنوبی مان، در ماه های سرد زمستانی دارند، این جاست که اگر در زمره افرادکم حوصله و بی تفاوت و همیشه نگرانی که هیچ چیز و هیچکس و هیچ چشم اندازی آنها را به وجد نمی آورد، باشید کارتان راحت خواهد بود. چه، نهایتا با دلهره با دهنه غار یخی چند عکسی گرفته و احتمالا غرغرکنان راه بازگشت را در پیش خواهید گرفت .

غار یخی چما
اما، اگر در شمار کسانی باشید که جاذبه های طبیعت شما را به نشاط می آورد، آن لحظه تازه آغاز گردش شورانگیز شما فرا رسیده است به خاطر این که در روبروی خود دهنه غاری را می بینید که در بسترآن آبی بر صخره ها جاری است و سقف سفید برفی غار با اشکال هندسی اش، آن قدر فریبایی دارد که مقاومت بسیاری از گردشگران را برای ندیدن و نرفتن در غار به سرعت درهم می شکند و صد البته که پا گذاشتن در غار همانا و اغواهای فریبنده این تونل - غار یخی شگفت انگیز همان، که تا پس از ساعتی غارنوردی و فروآمدن چک چک قطرات سرد برفهای آب شده بر تنتان، به سختی از آن دل بکنید و تو گوئی به ناگهان نوعی حس نهفته شیطنت آمیز کودکانه ای در شما بیدار می شود که به هر بهانه ای متوسل شوید و پا پس کشید و از آن غار نادری که در ابتدا تا اندکی وهم آلود به نظر می آمد، بیرون نیایید. 
بعد از آن که به نداهای کودک شیطنت آمیز درون خود نهیب زدید و از غار بیرون آمدید باید چون گروه 13 نفره خانوادگی ما از نعمت برادری زیرک برخوردار باشید تا به شما این خبر مهیج را بدهد که غاری که در آن بودید تنها تکه جداشده ای از غار دیگری است و باید یک صدمتری را طی کنید تا به غار یخی دوم برسید و این چنین شدکه همگی از زن و مرد، و دختر و پسر نوجوان خود را به آبهای نزدیک به صفر درجه زده و خطرعبور از سنگهای لیز و لغزان آن را با شوق و شادی به جان خریدیم. و ناگفته نماند، من که جزء چند پیشقراول ذوق زده گروه با کفشهای آویخته بر گردن بودم، در اثنای عبور پاهایم بر یکی از سنگها لغزید و به چشم برهم زدنی خنده کنان در آب فروغلتیده و سر تا پا خیس شدم .
برای ورود در این غار دوم که گروه ما به هفت بی قرارِ طبیعت دوست تقلیل یافت، گردشگران به «هدلایت» و چراغ قوه نیاز دارند زیرا به جز دهنه ورودی و خروجی غار، تقریبا تاریکی در درون غار حکمفرماست .
به همین ملاحظه، سرقدم افتخاری گروه خانوادگی ما ناگزیر می شد یک بار از تاباندن نور برای پیدا کردن مسیر امن و مناسب استفاده کند و یک بار نور را برگرداند تا بقیه اعضای گروه راهی که او طی کرده را بیایند. بارها و بارها سُر می خوردیم و با وجود دولا دولا راه رفتن در برخی قسمت ها ناگهان طاق یخی به سرمان کوبیده می شد ولی افتان و خیزان و با شور و شوق وصف ناشدنی راه خود به سمت خروج از غار را در پیش می گرفتیم. در نیمه راه این غاری که من ترجیح می دهم آن را «تونل یخی» بنامم، جاذبه دیدن یک آبشار خیلی کوچک اما پرخروش آنقدر ما را هیجان زده نمود که اگر اندک خستگی جسمانی هم بر همراهان ما عارض شده بود جای خود را به شادی و سرور داد و مابقی مسیر را بی هیچگونه واهمه ای از افتادن در آبهای سرد و یا خطر فرود آمدن ناگهانی تکه ای از سقف یخی بر سرمان و احتمالا دفن شدن در زیر خرواری از یخ، را با شور توصیف ناپذیری سپری نمودیم و سرانجام وقتی پس از گذر آن دقایق شورانگیز، نوری از انتهای غار- تونل به درون تابیده شد ذوق و شوق ما برای طی کردن مابقی مسیر و عدم بازگشت، دوصد چندان گردید و عاقبت پس از ساعتی از آن غار روح افزا بیرون آمده و پا در فضای بازی گذاشتیم که به سرچشمه آبهای سرد جاری شده در بستر غار منتهی می شد و توگوئی ما قله های آلبروس را فتح نموده بودیم و نشاطی از آن غارنوردی پر نشاط به ما دست داده بود که همه با هم بدون مهلت دادن به آن دیگری و با بی قراری محسوسی خاطره غارنوردی خود را برای دیگر اعضای خانواده مارکوپولوصفت مان که همزمان با ما سقف همان غاریخی را درمی نوردیدند و در خروجی غار به هم برخوردکرده بودیم، تعریف می کردیم و نه تنها آنها را شریک لذت ناب خود نمودیم که تا روزهای بعد شرح وصف ما ازآن غار رویایی نقل هر محفلی بود که پا درآن می گذاشتیم. شاید در ناخودآگاه ذهنی خود با بازگوئی و توصیف صحنه های دیدنی تلاش می کردیم از زیر سیطره جاذبه وهم آلود، اما بس دوست داشتنی آن غارِ اعجاب برانگیز رهایی یابیم و بهانه ای برای شکرگزاری از خداوند برای نعمت برخورداری ایران عزیزمان و به ویژه استان با ظرفیت چهارمحال و بختیاری از این همه جاذبه کم نظیر خداداد بیابیم. استانی که بی اغراق پتانسیل بالقوه یکی از قطب های مهم گردشگری ایران را داراست.

غار یخی چما
در پایان این غارنوردی متفاوت به پاس اراده، سرزندگی و تلاش خود می توانید شیرین ترین و خوشمزه ترین و سردترین آبی که در زندگی خود خورده اید را از سرچشمه ای که تقریبا در50 متری خروجی غار واقع شده، نوش جان کنید. البته اگر مانند من دندانهای حساس به سرمای شدید نداشته باشید و یخ زدگی دندانهایتان شما را از لذت بیشتر خوردن باز ندارد. ولی خوردن همان چند مشت آب سردسرد، کافی بود تا گوارایی و خوشمزگی آن را همچنان با گذر روزها و روزها از آن روزِ در یادماندنی در خاطرم حفظ نمایم. به طوری که تا مدتی از خوردن بطری های آب معدنی تردید معناداری به خود راه می دادم. پس از آن، گروه خانوادگی ما تصمیم گرفت سریع تر مسیر بازگشت را با عبور از پهنه یخی طی کرده و به پدر و مادر کهنسالمان که چند ساعتی لحظه های کُند انتظار را در خنکایی که برای آنها بسیار سرد بوده و با شکیبایی آن را به عشق فرزندان تاب آورده بودند بپیوندیم و بار دیگر باورمان تحکیم شد که پدر و مادر تیتر عاشقانه ترین ترنم های بشری اند و موجودات نازنینی از سنخ آسمانی ها هستندکه فقط و فقط شبیه خودشانند.
و من افسوس می خوردم که ای کاش بطری آبی با خود برده بودیم تا از آن آب گوارای شیرین برای آن دو نازنین می آوردیم و فقط ذره ای از شرمساری ساعتها تنها گذاشتن آن دو فرشته زمینی درمی آمدیم.
در هر حال، ناهارآن روزی را که از شور و شادی بر پاهای خود بند نمی شدیم را چندکیلومتری بالاتر به سمت غرب و در دامنه کوهی بسیاز زیبا و رنگارنگ صرف نمودیم و مهم تر ازآن جوجه خوشمزه ای که در قلب طبیعت خوردیم برای ما که از یک شهر صنعتیِ پرهیاهو و مملو از مهاجر به کوه و دشت زده بودیم، سکوت بس دلپذیر و ستودنی آن دامنه کوه بود.آن شب را در یکی از مراکز اقامتی چلگرد که به لطف یک مهرورز بختیاری کاکلکی، تدارک دیده شده بود گذراندیم . 
صبح فردای آن روز وقتی از صبحانه دلپذیر خود لذت می بردیم دیدن منظره حرکت یک زن عشایری بختیاری که در زیر تلی از گلیم و پتوکاملا دولا شده و به سختی هر چه تمام تر سراشیبی خطرناکی را رو به سوی رودخانه برای شستشوی هفته پایانی ماقبل کوچ طی می کرد دلسوزی عمیق ما را برانگیخت و آن صبحانه را به کام ما تلخ کرد. به جز آن صحنه رقت انگیز، در دو رروزی که در منطقه عشایری چلگرد بودیم بار بار، زنان و دختران پریچهره با لباس های زیبای بختیاری را می دیدیم که سخت در تکاپو از این سو به آن سو در تامین معاش خانواده چشمه سارها، کوهها و دامنه ها را درمی نوردیدند و خود را برای کوچ پاییزی و حرکت به سوی مناطق گرمسیری در استان خوزستان احتمالا حوالی شوشتر مهیا می نمودند.

غار یخی چما
پس ازآن صبحانه ای که ذکر آن رفت به قصد آبشار شیخ علیخان محل را ترک نمودیم ولی آن قدر زیر سیطره جذابیت کم نظیر غاریخی دیروز بودیم که زیباییهای آبشار کم فروغ می نمود و ما تنها به گرفتن چندعکسی از آن بسنده نموده و سپس آبشار را به سوی پیدا کردن محلی بکر و آرام در متن طبیعت زیبا و چشم نواز چهارمحال و بختیاری ترک کردیم و سرانجام در کنار رود کوهرنگ مکان مناسب و فرحبخشی را پیدا کردیم و کباب لذیذ و دلچسبی را خوردیم و پس از اندکی استراحت راه بازگشت به اصفهان را در پیش گرفتیم تا از انرژی ذخیره شده طبیعت گردی مان برای سپری نمودن روزی و روزهای دیگر در فضای درس و دانشگاه بهره مند شویم .

موقیت جغرافیایی و نحوه شکل گیری غار یخی چما 
غار یخی، در حوزه روستای شیخ علیخان و در 25کیلومتری چلگرد از توابع بخش مرکزی شهرستان کوهرنگ و در شمال غرب استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در مرآه البلدان از چهارمحال و بختیاری به خاطر حاصلخیزی و سرسبزی و رونق دامداری به نام «هندکوچک »(اعتمادالسلطنه، مرآه البلدان،جلداول،ص6)یاد کرده است. 
استانی که سرشار از جاذبه اکوتوریسمی است . پاره ای از مهمترین جاذبه های گردشگری این استان را می توان در موارد زیر برشمرد: زردکوه بختیاری، غار سراب باباحیدر، سرچشمه رودهای زاینده رود و کارون،آبشار دره عشق، آتشگاه، تالاب چغاخور و گندمان، چشمه سارهای سیاسرد و دیمه و یخچال های طبیعی چلگرد که آوازه این آخری برای برگزاری ورزش های زمستانی به تازگی به خصوص درگروههای طبیعت گرد بیشتر و بیشتر شده است. و غار یخی در چلگرد در شهرستان کوهرنگ واقع شده است که تنها نام کوهرنگ در معنای کوه های رنگارنگ معرف زیبایی و تفاوت های ماهوی این شهرستانی است که وقتی زیبایی های آن را می بینید دیگر چون سفرهای خارجی ، اشعار دکتر خسرو فرشیدورد درباره اندوه مهاجران ایرانی مصداق نمی یابد اشعاری مبنی بر این که 
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست/ این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست 
این کوه بلند است ولی نیست دماوند/ این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست 
این شهرعظیم است ولی شهر غریب است / این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست 
و بر عکس احتمالا با خود خواهیدگفت : «این خانه که از ماست چه زیبا است» 
در منابع، درباره چگونگی شکل گیری این غارشگفت انگیزآمده است که نشستن برف زمستانی در تنگه ای صخره ای، زاویه تابش نور خورشید به تنگه و آب شدن برفها در تابستان، باعث فرسایش قسمت پایین برفها شده و به تدریج تشکیل یک غار یخی در طول گذشت صدها هزار سال رقم زده است.
از نظر برخی از گردشگران، غار یخی به یک تنگه برفگیر و انباری پربرف شباهت دارد. به نظرمی رسد نحوه شکل گیری این غار یخی به این صورت بوده که در طی سالهای سال به علت برودت شدیدآب و هوای استان چهارمحال و بختیاری در این تنگه برف گیر، برف بسیار باریده و در بستررودخانه به یخ تبدیل شده و در سالهای بعد هم مرتبا بر حجم و قطر برفهای یخ زده اضافه شده و یک پیکره عظیم یخی در تنگه و در قعردره ایجاد شده که گاه قطر این توده عظیم شگفت انگیز یخ در این منطقه سردسیری به 50 متر رسیده است، به طوری که چنانچه در تصویر می بینید سنگهای بزرگی که ازکوه در روی این یخ ها غلتیده شده روی یخ ها مانده و فرو نرفته است البته در بعضی قسمت ها حفره ای ایجاد شده که بسترآبی کف رود آن از فراز آن پیداست. 
با گرم شدن هوا و تغییر شرایط اقلیمی در سالهای اخیر، اندک اندک برفها آب شده و به خصوص چشمه آب سرد آن روان شده و همین امر سبب شده آب در زیر توده یخی به حرکت درآید و برفها را قطره قطره در خود فرو برد و در نتیجه زیرآن پیکره عظیم یخی یک تونل مانندی شکل گرفته که کف آن سردترین و شیرین ترین آب در جریان است و در سقف برفی آن زیباترین شکل های هندسی به وجودآمده است .
درباره طول و عرض این پیکره یخی اتفاق نظری وجود ندارد و پرسش های من از مطّلعان محلی نیز بر پیچیدگی ها افزود. در برخی سایت ها، طول غار یخی را بین 2 تا 3 کیلومتر برآورده نموده بودند. و در سایتی به نام «سازسفر» با مطالبی متفاوت مواجه شدم از جمله این که ادعا شده بود این غارِ دیدنی و شگفت انگیز و پدیده طبیعی در ده سال گذشته توسط عشایرکوچنده بختیاری کشف شده و دهانه غار را 1 متر و طول آن را200 متر دانسته بود.
در مصاحبه های صورت گرفته یکی از مصاحبه کنندگان به درستی اظهار داشت که طول و عرض غار یخی در زمستان و تابستان تفاوت پیدا می کند ولی اعدادی که ایشان ارائه نمود مبنی بر این که در تابستان طول غار یخی به 500 متر و عرض آن به حدود 5 متر تقلیل می یابد. با مشاهدات عینی نگارنده که در شهریور 1394به غار یخی رفته بودم همخوانی نداشت و طول و عرض غار بسی بیشتر از این ارقام بود. 
شواهد نشانگرآن بود که دو غارکه اکنون حدودا بیش از یک صدمتری بین آنها فاصله افتاده بود پیش از آن به هم پیوسته بوده و در سالهای اخیر به علت افزایش دما وآب شدن یخ ها از هم جدا مانده اند، مصاحبه ام با مطّلعان محلی در بازگشت از سفر، مهر تاییدی بر این حدس بود.

اهمیت و جایگاه غار در عداد جاذبه های گردشگری ایران 
در سایتها و نشریه های مرتبط با گردشگری، غار یخی با این عبارت توصیف و تکرار و بازتکرار شده است که «غار چما یکی از نادرترین و اعجاب‌انگیزترین غارهای ناشناخته استان چهارمحال و بختیاری به شمار می‌رود» در جستجوی «غار یخی» درگوگل، افزون بر عبارت فوق چند سطر دیگری هم در همه سایت ها در توصیف غار تکرار شده و تلاشی برای افزودن هیچ گونه اطلاع جنبی و مکمل دیگری به آن ننموده بودند.
حتی استاد ایرج افشار از پژوهشگران شاخص ایران در کتاب 297 صفحه ای خود با نام میراث فرهنگی وگردشگری استان چهارمحال و بختیاری، وقتی به غار یخی می رسد فقط این جمله را می آوردکه «غار یخی چما شیخ علیخان در110 کیلومتری شهرکرد در دره حاجی قلی در شمال چلگرد است» (افشار، ص84) و سپس از چلگرد در شهرستان کوهرنگ به عنوان یکی از مناطق خوش آب و هوا یاد کرده است. به رغم آن که این غار در شمار غارهای کم نظیر و از جهاتی منحصر به فرد ایران به شمار می رود و یکی از بزرگترین منابع آب شیرین در بسترآن جاری و در نهایت به سد کوهرنگ می ریزد. اما این غار همچنان برای بسیاری از گردشگران وکوهنوردان ناشناخته باقی مانده است.
بنابراین، مهجوری و کمتر شناخته شدگی این غار شگفت اغواگر به علاوه اظهار مهر و قدرشناسی خود نسبت به هموطنان چهارمحال و بختیاری که در سالهای اخیر تقریبا بخشی از دانشجویان دانشگاهی که در آن تدریس می نمایم، از اهالی این استان می باشند، مرا برآن داشت که در خور بضاعت اندک علمی و البته علاقه وافر خود به سرزمین دوست داشتنی ام، آگاهی هایی بر آن افزوده و زمینه ساز معرفی و ارائه دانستنی های اولیه مورد نیاز به گردشگرانی که اراده دیدار از این غار دیدنی در استانی سرسبز و با مناطقی بکر و مردمانی باصفا، صمیمی و مهرورز را دارند، فراهم نمایم.
شکل گرفتن طبیعی این غار در دره ای عمیق و محاصره شده درکوههای بس زیبا و سترگ و برف گیر و تلنبار شدن برفهای چندین و چند ساله یخ زده در آن و باقی ماندن برف یخ زده در همه ماههای سال با قندیل های یخیِ خوش تراش، تنها گوشه ای از زیبایی خدادادی این جاذبه طبیعی می باشد. وجود قله های سر به فلک کشیده برفی در تمام فصول سال برای چهارمحالی ها امر نادر و غریبی نبوده و چشمان نجیب و تلاشگر و شکیبای عشایر بختیاری که در بام ایران روزگار را می گذرانند به دیدن این صحنه های برفی عادت دارد. اما،آنچه امروز غار یخی را به جاذبه ای گردشگری در این استان تبدیل کرده افزون بر قندیل های بس زیبا و گاه منحصر به فردآن، همانا واقع شدن این پهنه عظیم یخی درکف دره ای است که در بسترآن رودی جاری شده است که در نهایت آبهای بسیار سرد و شیرین آن به سدکوهرنگ می ریزد و سرانجام دررگ های زاینده رود جاری می شود.
در یکی از سایت ها از این غار به عنوان سردترین نقطه خاورمیانه یادشده بود و این امر توجه مرا به خود جلب کرد ولی پرسش های من از حداقل و حداکثر دمای تقریبی این غار به نتیجه روشنی نینجامید جز آن که مصاحبه گران اظهارداشتند:
در بلندای بیش از 2000 متری استان از میانه پاییز ریزش برف شروع شده وگاه تا پایان فروردین سردی هوا و بارش برف ادامه می یابد به طوری که برخی از مناطق مثل غار یخی چما در تمام سال برف دارند در سالهای اخیر دمای هوا یک بار در سال 1373 تا 23 درجه زیر صفر هم رسیده و در سال 1385یا 1383 هواشناسی استان، دمای هوا تا منهای 36 درجه زیر صفر را گزارش نموده است و احتمال می رود در منطقه کوهستانی چما دمای هوا درآن سال به مراتب بیشتر بوده است .
به عنوان یک شاهد عینی غیرمتخصص در حوزه هواشناسی می توانم بگویم، فقط برای درک میزان سردی آبی که از سرچشمه در زیر غار یخی جاری است کافی است در یک مسابقه سرگرم کننده و مُهیج میزان دقایقی که می توانید پای خود در آب در مقایسه با همراهان خود نگه دارید را تخمین بزنید و البته اگر فرد جوزده و یک دنده ای شما را همراهی می کند بیش از آن که پاهایش کبود و راهی بیمارستان شود او را ز آب بیرون بکشید!
غار یخی در شمار مناطقی با جاذبه های بالقوه چندگانه گردشگری همچون گردشگری ورزشی ، گردشگری سلامت -درمانی و علمی و اکوتوریسم می باشد. سفر به این غار و محیط پیرامونی آن در چلگرد به خصوص برای کسانی که هوای خنک و غیرآلوده به دود برای سلامت آنها ضروری است و همچنین برای هم میهنان عزیز خوزستانی که در سالهای اخیر، ریزگردها این مردم شاد و سرزنده را میخکوب خانه ها کرده است جذابیت ویژه ای خواهد داشت، از سوی دیگر، این غار برای غارنوردان جاذبه های خود را داراست و حتی برای مردم شناسانی که نمی خواهند به گونه انتزاعی به مطالعه کتابخانه ای و رسانه ای صرف درباره مردم بسنده نمایند، در بردارنده جاذبه پرکشش علمی است و مشاهدات عینی آنها از گویش وپوشش و رفتار و سلوک و باورهای عشایر مجاور این غار، و عشایر شهرستان چلگرد بسیار ارزشمند و قابلیت استناد علمی خواهد داشت . 
درباره این که تقریبا از چه سالی توجه گردشگران به این غار شگفت انگیز جلب شده هم به نظر واحدی دسترسی پیدا نکردم. به گفته یکی از آگاهان محلی این غار ناشناخته از دولت هشتم رسانه ای شده و مصاحبه شونده دیگری به نام عبدالله زاده بر آن بود که از سال 1388 که مسابقه کشوری اسکی روی یخ در محل غار یخی برگزار شد زمینه معرفی غار در سطح کشور فراهم شد. در هر حال به نظرمی آید از یک دهه قبل آرام آرام این غار یخی عاشقان طبیعت،کوهنوردان و شیفتگان کشف مناطق بکر و ناشناخته را به سوی خود کشانده است و گسترش فضای مجازی در سالهای اخیر بیش از پیش، اخبار شگفت انگیزی و جاذبه ای این غار را همه گیرکرده است . 
به باور علی محمودی ازکارشناسان هواشناسی، نزدیک بودن غار یخی با امامزاده ای موسوم به «آقاسید» و نزدیک بودن این غار به جاده اصلی کوهرنگ، از متغیرهای اثرگذار بر سفر به این غار در چند سال اخیر بوده است.

معنای نام چما و وضعیت اجتماعی غار یخی چما
درباره معنای چم در گویش بختیاری باید گفت، در اصطلاح چم به معنای مرغزار و جوشش آب در مرغزار یا مرغزار کنار جوی گفته می شود و از این رو، گردشگران این نام را بر تابلوهایی که در امتداد رود کوهرنگ هست مشاهده می نمایند.
چما جمع چم می باشد و از آن جائی که چند مرغزار آبی در مجاورت غار یخی است به این ناحیه چما گفته می شود .پیشوند و پسوند چم و چما مانند چم چم، چمدره ،چم چنگ ،چمالی و.. در نامگذاری ها متداول است و به نظر می آیدآن نامهای زیبا وخوش آهنگ برازنده مناطق رویایی استان چهارمحال و بختیاری است.
یکی از دلایل نام گذاری این غار به غار یخی چما اشاره به مرغزاری بودن پایین کوه آن دارد.
و اما درباره حیات اجتماعی در اطراف غار یخی باید گفت گر چه برخی طوایف به صورت گذری و برای یکی دو شب در اطراف غار یخی چادر می زنند ولی در کل آرپناهی ها بر این قسمت ادعای مالکیت دارند.
و این منطقه متعلق به طایفه آرپناهی از هفت لنگ های بختیاری شمرده می شود و مرغزارهای آن محل ییلاق آنهاست.
تیره آرپناهی از طایفه بابادی عالی انور هستند و به گفته آقای بهمن احمدی بابادی مسئول مدارس عشایری برون کوچ کوهرنگ، با توجه به افزایش نرخ جمعیت در نیم قرن اخیر، در حال حاضر آرپناهی ها را طایفه و بابادی را ایل می دانند.
در هر حال، آرپناهی ها آنقدر خوش اقبال بوده اند که هم در قشلاق و به ویژه در ییلاق در منطقه ای پرآب و آبشار چادر عشایری خود را برپا نمایند و چند ماهی را در یکی از خنک ترین نقاط ایران در مجاورت غار یخی روزگار را در چمنزارها و علف زارهای زیبا و بابرکت این منطقه سپری نمایند. 
شاید یکی از رازهای عاشقانه سرایی و شاعرمسلکی این تیره بختیاری به دوره کوچ تابستانی آنها در این ییلاق دل انگیز و روح افزا و در پایین و بالا شدن از آبشارهای مانند"کسد" در 45 کیلومتری شهر لالی بازگردد.
به هرصورت آرپناهی ها در شمار عشایر بختیاری هستند همان بختیاری هایی که به گفته ایرج افشار «پاسداران سنن فرهنگی وآداب و رسوم ایران باستان هستند» (میراث فرهنگی گردشگری استان چهارمحال بختیاری ،مرکزنشروتحقیقات قلم آشنا ،1382،ص20.)
شایان یادآوری است ایل بختیاری به دو شاخه ایل هفت لنگ و چهارلنگ(نفیسه واعظ، سیاست عشایری دولت پهلوی اول،تهران ، نشرتاریخ، 1385) تقسیم می شود و هر ایل از چند طایفه و طایفه ها به چند تیره و تیره به چند تش و هر تش به چند کربو(اولاد) و هر کربو به چند خانوار تقسیم می شود.
و چنانچه در سطور بالا به آن اشاره شد، آرپناهی ها از هفت لنگ ها به شمارمی روند به این معنا که شاخه هفت لنگ به سه باب دورکی، بابادیو دینارانی و یک طایفه به نام بهداروند «افشار،ص235) تقسیم شده است و آرپناهی عشایر مجاور غار یخی از تیره های زیرمجموعه بابادی ها هستند. 
یکی از اهداف سفر دو روزه ما شرکت در همایش سرداران و سران بختیاری در20 شهریور1394در اردل بود که متاسفانه بخت با ما یار نشد تا از نزدیک شاهنامه خوانی و موسیقی بختیاری و اسب سواری بختیاری ها را بشنویم و ببینیم و به طور مشخص می خواستم آنچه در بیش از یک دهه اخیر در لابلای اسناد و کتابها و مقاله ها درباره زندگی عشایری و سردمداران آنها از جمله درباره بی بی مریم بختیاری و پسر نامدارش علی مردان خان بختیاری خوانده و نوشته بودم را از نزدیک ببینم که این بار هم میسر نشد. 

پیشنهادها 
واقعیت آن است که تقریبا سیاستگذاری ویژه ای برای ارایه خدمات رفاهی به گردشگران غار یخی در نظرگرفته نشده و در روز حضور ما تنها یکی دو چادر درآن جا استقرار یافته بود که به فروش محصولات عشایری می پرداختند و متاسفانه اطراف آن بسیارکثیف و پرزباله شده بود. یک سرویس بهداشتی حتی از نوع ابتدایی و صحرایی گونه آن در چندکیلومتری اطراف غار وجود نداشت. شاید با توجه با جایگاه والای مهمان در فرهنگ بختیاری ها و روحیه غریب نوازی عشایر بختیاری ضرورت چندانی برای تشکیل کمپین موقتی گردشگری هم در مرغزار روبروی غار ندیده اند. همچنین هیچگونه تدبیر امنیتی مانند استقرار گروه امدادی از سوی هلال احمر در نظر گرفته نشده بود و در صورت وقوع حادثه برای دسترسی به اولین مرکز اورژانس در کوهرنگ و بیمارستان نسبتا مجهز فارسان و تا شهرکرد، مرکز استان 90 کیلومتر فاصله وجوددارد. بنا به ملاحظه های فوق و مطالعاتی که در سالهای اخیر در حوزه گردشگری داشته ام به نظر می آید پیشنهادهای زیرقابل طرح و عملی باشد:

1. ایجاد یک کمپ گردشگری مجهز به کاتولوگ درباره غاریخی و ارائه اطلاعات درباره بالغ بر دهها هتل و اماکن اقامتی و تفریحی نزدیک به غار مانند آبشار شیخ علیخان و دیگر دیدنی های شهرستان عشایری چلگرد.
2.نصب یک تابلو در محل که دربرگیرنده اطلاعات و ویژگیها و اهمیت غار یخی باشد و درج هشدار و اخطارهای لازم به بازدیدکنندگان مانند پوشیدن کفش مناسب برای احتراز از سُرخوردن . 
3.در نظرگرفتن چند سرویس سیار بهداشتی در محوطه روبرویی غار یخی و یک چادر عشایری برای استراحت افراد کهنسال یا بیمار یا باردار که نمی توانند اعضای خانواده خود را در رفتن به غار همراهی نمایند. 
4. ایجادیک دهکده توریستی در نزدیکی غار در روستای شیخ علیخان و ایجاد اشتغال برای اهالی روستا و فروش سوغاتی چون گلیم، خرسک، کلاه نمدی، چوغا ، گیوه، قالیچه، و فرآورده های طبیعی چون عسل وگیاهان داروئی. و طراحی آتلیه ای در طبیعت برای عکس گرفتن خانمها وآقایان با لباس های خوشرنگ بختیاری . از تجربه شخصی من یکی هم این که سالها قبل به لطف یکی از مهرورزان سخاوتمند بختیاری یک دست لباس گران بها و زیبای بختیاری هدیه گرفتم و عکس های در خاطر ماندنی با آن دارم که دیدن آن هر بار مرا به یاد صفا و صمیمیت این مردم بلندنظر و زیبایی خیره کننده چشمه سارها وکوههای «بام ایران» می اندازد. 
5.غارنوردی همواره با یک حس عجیب ماجراجویی در هم تنیده می شود، بنابراین استقرار نیروهای امدادی به خصوص در روزهای تعطیل و شلوغ در محل غار یخی و ارائه کمک به حادثه دیدگان ضروری خواهد بود . در سالهای اخیرکه ایران وارد دهه خشکسالی وکم بارشی شده از ضخامت برفهای یخ زده غار یخی هم کاسته شده و حتی در قسمت های حفره بزرگی ایجاد شده که کف رود از فراز آن پیداست. قطر برخی از قسمت های غار یخی نازک و شکننده شده و احتیاط در هنگام راه رفتن از روی آن شرط ضروری و عقلانی است.
6.سرمایه گذاری برای توسعه و جذب گردشگر داخلی و خارجی به خصوص از کشورهای عربی که هیجان و جذابیت ورود به غار یخی در گرماگرم تابستان را فراموش نخواهند کرد یا حتی برای توریست های کشورهای برف کمتردیده ای چون مالزی که با هزینه های هنگفت به ساخت "خانه برفی"در محلی موسوم به «گیتینگ هایلند» در چند کیلومتری کوالالامپور و شبیه سازی یک محیط مصنوعی از برف در کشور خود اقدام کرده اند، بسیار جذاب خواهد بود.
یکی از متصدیان کنوانسیون انجمن جهانی گردشگری که قرار است در سال 2017 در تهران برگزار شود اظهار امیدواری کرده که ایران بتواند تا20 میلیون گردشگر را تا سال2025 به خود جذب کند و به نظر می آید استان چهارمحال بختیاری ظرفیت آن را خواهد داشت که درصدی ازگردشگران را به خود جلب کند.

منبع سایت خبر آنلاین

دکتر نفیسه واعظ (شهرستانی)، استادیار گروه روابط بین الملل دانشگاه آزادشهرضا

Vaezsh85@yahoo.com
vaezsh85@iaush.ac.ir


برچسب‌ها: ایرانگردی, جذابیت های کشور ایران, جذابیت های کشف نشده ایران, سفر کم هزینه و آسان
[ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۰۸ ] [ 16:26 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

ثبت نام لاتاری گرین کارت آمریکا 2016

 برای مشاهده نتایج لاتاری به لینک زیر مراجعه کنید : 

https://www.dvlottery.state.gov/ESC/(S(uff5w12mlvjrjjb3yuw01v0q))/default.aspx

گرین کارت امریکا یعنی داشتن اقامت امریکا ولی تابعیت آمریکا (American Citizenship) یعنی داشتن پاسپورت آمریکا و کاملا با هم فرق دارد.

برای گرفتن تابعیت آمریکا با داشتن شرایط و مزایا و البته تاییدیه‌های بسیاری از جمله با یاد کردن سوگند وفاداری، و داشتن تاییدیه‌ی نهادهای امنیتی به دست می‌آید. همین طور ازدواج با یک شهروند آمریکایی می‌تواند تابعیت آمریکا را به همراه داشته باشد. کسب این شرایط در حالت عادی سال‌ها زمان می‌برد.

چرا ایرانیان مجاز به شرکت در لاتاری هستند؟

مهاجران بسیار زیادی در سال‌های اخیر از ایران به آمریکا رفته‌اند. قانون پنجاه هزار مهاجر در 5 سال گذشته یک استثناهای مهمی دارد که به تبع آن کشورهایی نظیر ایران، کوبا، عراق و اتیوپی با وجود فرستادن مهاجران بسیار به آمریکا هنوز هم می‌توانند در لاتاری شرکت کنند. دلیل این امر ساده است : بسیاری از متولدین این کشورها که به آمریکا مهاجرت می‌کنند، در واقع به آمریکا پناهنده شده‌اند و یا خودشان از طریق شرکت در لاتاری بهآمریکا رفته‌اند. بنابراین جزو آن پنجاه هزار نفر محسوب نمی‌شوند. تعداد ایرانی‌هایی که از طریق شرکت در لاتاری ویزای آمریکا دریافت کرده اند از سال 2008 که 840 نفر بوده در سال 2011 به حدود 2000 نفر رسید. حدود یک چهارم از برندگان ایرانی گرین کارت در سال 2011 به سفارت آمریکا مراجعه نکردند. این امر به دلایل مختلفی می تواند اتفاق افتاده باشد : این که آمریکا در ایران سفارت ندارد. تهیه‌ی بلیت برای کشور همسایه و حضور به موقع در مصاحبه‌ی سفارت سخت است...و یا این که ما ملت دقیقه‌ی نودی هستیم. گرفتن اقامت آمریکا از آن چه به نظر می آید ساده تر است. فقط باید کمی وقت شناس بود.

منهتن : 

 کنگره امریکا 

 

 


برچسب‌ها: اخذ ویزا آمریکا, تور آمریکا, اقامت کانادا, مهاجرت به کانادا, مهاجرت به آمریکا
[ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۰۸ ] [ 14:17 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
«سفر كردن انسان‌ها را فروتن می‌كند، زیرا در سفر است كه شما پهناور بودن جهان و عظیم بودن همه آنچه در آن زندگی می‌كنند را كشف می‌كنید.»

از «گوستا و فلوبر»

[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ] [ 17:25 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
آدم هیچ وقت آن جایی كه هست راضی نیست

از کتاب شازده کوچولو 

[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ] [ 12:44 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
اولین مکان که مورد بازدید قرار گرفت : 

کلیسای جامع اسحاق ST. ISAAC’S CATHEDRAL

کلیسای اسحاق به یاد اسحاق مقدس و به سبک روسی با گنبدی طلایی ساخته شده : 

 

 

 

 

 

 

 

 مابقی عکس ها در ادامه مطلب 

 

 


برچسب‌ها: سفرنامه روسیه سنت پطرزبورگ
ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ] [ 12:24 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
کرملین : 

 

شاه توپ : 

 

بعد شب رفتیم روی رودخانه مسکو کشتی سواری - البته برای ما میز وی آی پی در نظر گرفته بودند . 

برنامه رقص و دی جی و اینها بود و مسافران خیلی خوششون امده بود . و ما هم .

مناظر رودخانه را هم از دست ندادیم . مجسمه های غول پیکر در کنار رودخانه ساخته بودند : 

کلا اینها عاشق مجسمه ان : 

 

 

 

 بعد کلا از کرملین با داستان های طولانی خارج شدیم . و وارد محوطه شدیم و این عکسهای زیر را گرفتیم : 

مرکز خرید آخوندی ریاد

 

 

 

 

 

 

رسیدیم به خیابون اصلی که درب مترو هم همونجا بود . که روبروش ساختمان دوما دولتی یا همون مجلس - من اول فکر کردم کا گ ب است - اسم جدید کا گ ب شده F S B  که میگن بهش FEZBE

 

سوار مترو شدیم . خروج از مترو و ورود به هتل مان با این منظره روبرو شدیم از درب اشتباهی خارج شدیم . کلی گیج شده بودیم - از یک روس سوال کردیم . انقدر بهمون توضیح داد . ولمون نمیکرد به زبان روسی ما نمی فهمیدم . بابا نمی فهمیدیم . به چه زبونی بگیم. دیگه آخراش فکر کنم فحش میداد به ما . داد میزد که باید اون طرفی برین .هی گفتیم باشه دستت درد نکنه ( اسپاسیبا به روسی از همون واژه سپاس خودمون میاد ) اما ولمون نمیکرد . روسها کلا عجیبن.

 

و بلاخره هتل مون را پیدا کردیم : گفتم که از گروه جدا شده بودیم گروه در سنت پطرز بورگ بودند ما مسکو مونده بودیم به دو دلیل یکی کار دوم اینکه به پیشنهاد یک همکار قرار بود که با قطار بریم که لند اسکیپ را ببینیم آخه میگفت خیلی احمقانه است با هواپیما بری و لذت دیدن مناظر بزرگ ترین کشور منطقه را از دست بدی و لمس نکنی. 

و البته قطار ها لاکچری و خیلی گرانقیمت تر از هواپیما بودند ولی ما یک قطار متوسط گرفتیم : این هم هتل هیلتون یا خیلتون لنینگراتسکی - یکی از هفت خواهرون

 عکس هایی از داخل هتل : 

 

 

این بخش ناقص است و نیاز به توضیحات تکمیلی دارد که در اسرع وقت تکمیل خواهد شد. 

 


برچسب‌ها: سفرنامه روسیه مسکو, سفرنامه روسیه سنت پطرزبورگ
[ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ ] [ 17:26 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

بعد از خروج از میدان مستطیلی سرخ به مجسمه ژنرال ژوکوف - و باغ های الکساندر - و مقبره شهدا و آتش جاودان - و کاخ کرملین وارد میشویم . 

 

پس از خروج از میدان سرخ دم مجسمه ژنرال ژوکف با لیدر قرار داشتیم :‌

که در پشت ساختمان موزه تاریخ مسکو همون ساختمون قرمزه یعنی اصلا قبل از ورود به میدان مستطیلی و عبور از دروازه این مجسمه قرار داره که مربوطه به ماشال ژکوف که دقیق تر بگم در مقابل میدان مانژ (Manege Square) تازه قدش هم خیلی کوتاه بوده . می بینید که تو عکس . 

این قد کوتاه ها آدمهای مهمی بودند در تاریخ .

سردار ملی روسیه  Georgy Zhukov :

 گئورگی ژوکوف فرمانده روسی توانست در جنگ جهانی دوم  در اخرین تهاجم  خود مرکز آلمان یعنی برلین را به تصرف خود در آورد ونازیها را شکست دهد

  مجسمه مارشال  ژوکوف فاتح برلین که عقاب نازی ها زیر پای اسبش افتاده است 

 

بعد وارد باغ الکساندر می شویم : که در سراسر حصار غربی کاخ کرملین در بین سالهای 1819 تا 1823 ساخته شده، که شامل آرامگاه سربازان گمنام با آتش جاودان و یک غار دست ساز و یک ستون یادبود و کلی مجسمه و این چیزهاست :  

 

 

 

 فواره های که از اطراف این اسبها به سمت بیرون بود آب را به شکل قوسی شکل میپاشید و میشد از زیر آن مثل یک تونل رد شد . 

  

 

 

 

ستون هرمی شکل سنگی در جولای سال 1914، یک سال بعد از جشن سیصدسالگی خانواده رومانوف ها در بخش میانی باغ بالایی ساخته شد. اسامی تمام تزارهای خانواده رومانوف ها روی این بنای یادبود حک‌ شده‌است.

برای رسیدن به این باغ میشود از متروی مسکو استفاده کرد و در ایستگاه مترو Alexandrovsky Sad پیاده شد. هر چند ما برای رسیدن به میدان سرخ هم با مترو آمدیم . اما اینجا هم ایستگاه مجزای خودش را داشت. 

 یک غار که از باقیمانده سنگهای اولیه دیوار کرملین ساخته شده و براساس اعتقاد روس ها حاجت میدهد. چونکه آنها توی سوراخ های دیوارهای آن سکه میگذارند و بعد بعضی ها هم سکه ها را پیدا میکنند . چه آنها که سکه میگذارند چه آنها که بر میدارند معتقند که حاجت میگیرند.

 

 

 

همسر در حال گذاشتن سکه توی سنگ ها : 

و بعد به مزار شهید گمنام رفتیم که سربازان به حالت خبر دار ایستاده بودند مزار شهدای لنینگراد و.... را دیدیم که کنار دیوار کرملین بود. سربازانی که در جنگ جهانی دوم کشته شدند ولی جنازه ای از آنان به خانواده هایشان نرسید.

 

 

 

 

 


کرملین به روسی : Московский Кремль
 
 

کرملین به معنای دژ است . و (از جنوب) بر رودخانه مسکو، (از شرق) بر میدان سرخ و (از غرب) به باغ الکساندر مشرف است.

اولین بناهای سنگی ثبت شده در کرملین بدستور ایوان کالیتا در اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوایل دهه ۱۳۳۰ پس از آنکه پیتر، پایتخت راگ مسند حکومت خود را از کیف به مسکو منتقل نمود، ساخته شدند.

که بعدا شد اقامتگاه تزارها از سال 1475 که برای بازسازی آن از معماران ایتالیایی استفاده کردند.

 این محوطه مملو از کلیساهای مختلف بوده است که توسط استالین در سال ۱۹۳۳ تخریب گردید.

 

  

 

علامت هلال ماه نشان میدهد که زنان اجازه ورود به این کلیسا را داشتند. قبلاها نمیشد که زن ها بروند توی کلیساها و فقط کلیساهایی که هلال ماه داشت یعنی زنان حق ورود داشتند.

 

 ما وارد یکی از کلیساها شدیم متاسفانه حق عکس گرفتن نداشتیم و جالب بود که ضریع داشتند . مثل امامزاده ها - کلا تمام در و دیوار عکس بود .

آلبوم عکس داخل کرملین 

http://absaralbum.blogfa.com/post-943.aspx 

 کرملین یک نکاتی داره مجبورم تو یک پست دیگه بذارم و اینجا پست را می بندم . 

 راستش اصلا دلم نمیخواد ماست مالی کنم سفرنامه را . برای همین انقدر طول میکشه  . ولی فکر کنم واقعا نه وقت داشته باشیم و نه کشش . اینه که احتمالا برای سنت پطرز بورگ و دوبی فقط به عکس اکتفا بشه . 


برچسب‌ها: سفرنامه روسیه مسکو
[ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ ] [ 17:24 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
بعد از طریق مترو به میدان سرخ رسیدیم که معروف ترین میدان مسکو است 

تمام تاریخ مسکو را می توانیم در میدان سرخ پیدا کنیم. جزئیات زیادی داره 

 

 

عکس نقشه میدان سرخ :

 

 از درب بیرون نیومده هممون تند تند پشت این تصاویر که جای کله اش خالی بود عکس میگرفتیم . کله هامون را میذاشتیم توش. بعد مامان من ایران عکس را تو فیس بوک دیده بود فکر کرده بود خودمونیم خنده  به خواهرم گفته بود همسر چقدر لاغر شده.

 

 

 

قبل از ورود به این میدان مستطیلی شکل از نقطه صفر و دروازه رستاخیز عبور میکنی: و سمت راست مجسمه ژنرال ژوکف هست که بعدا توضیح میدم.  

 

در واقع ما از دروازه شمالی وارد میدان سرخ شدیم  

 

غکس دروازه رستاخیز (  ورودی میدان مستطیلی سرخ ) 

 

 

 

نقطه صفر دقیقا روبروی این دروازه روی زمین است . اصلا اساسا این نقطه صفر مبدا سنجش بوده برای روسیه . مثلا فاصله سنت پطرز بورگ با مسکو را از نقطه صفر حساب میکنند. چونکه روسیه خیلی وسعت داره .

 اینجا من  دقیقا روی نقطه صفر ایستادم . میگفتند اگر رو به سمت  دروازه رستاخیز بایستی و یک سکه بیندازی کلی آرزوهات برآورده میشه . هرچند روسها خیلی خرافاتی اند ولی ما هم اینکارهارا کردیم چون خوشمان می آمد . ضرر که نداشت .یک سکه یک روبلی قابلی هم نداشت.

 

 بعداها  این میدان بزرگ تر  میشه و این  نقطه صفر پای دروازه شمالی که توی عکس فوق می بینید   دقیقا"مرکز دایره مسکو است.  مثل اینکه شهر بر مبنای این نقطه توسعه یافته یعنی مثل مرکز دایره فرض شده و دورش هی توسعه دادند.

 

چهار طرف این میدان مستطیلی شکل شامل ساختمان های مختلف است .

ضلع شمالی ورود به میدان :  

 ساختمان زیر موزه تاریخ روسیه (Museum of Russian History)

 این ساختمان در سال 1874 ساخته شده و از سال 1890 به عنوان شورای شهر مورد استفاده قرار گرفته است و سپس به موزه تاریخ تبدیل شد. 

 

 

 

 چند سال پیش در ضلع شمال غربی میدان سرخ کلیسای کوچکی ساخته شد که مورد استقبال زیاد بازدیدکنندگان میدان سرخ و مسیحیان متدین قرار گرفت.

 

در ضلع شرقی بازار معروف «گوم» که قیمت ها فضایی بود و چیزی قابل خریدن نبود.   (centre commercial "GUM") این مرکز تجاری قدمت زیادی دارد.

عکس مرکز خرید گوم 

 

 

 

نمای بیرونی مرکز خرید گوم :

ضلع غربی میدان سرخ  دیوارها و برجهای کاخ کرملین است که برج اسپاسکایا (برج ساعت )با آن ناقوسش که هر یک ربع مینوازد .

 

 

 

 به علاوه سمت غربی کناره این دیوارها وسط در وسط  مقبره لنین است.

"ولادیمیر لنین" انقلابی روسیه است. لنین در سال 1924 بخاطر سکته مغزی  درگذشت و همان زمان تحت تاثیر کشف چندین مقبره مصریان قدیم دستور مومیایی شدن او در کرملین صادر شد.

  بدن او را با تکنولوژی خاصی که امریکا شدیدا دنبال آن است به صورت زنده پوست و مو و غیره نگه داشته اند - ولی بعضی اندام های داخلی را خارج کردند .موادی که به بدن لنین زده شده همچنان توسط روسهای به عنوان راز نگه داشته شده است اما این مواد به شکلی انتخاب شدند که "لنین" حتی مایع‌های بدنش را هم از دست نداد و کاملا سالم ماند. و جسد به صورت خوابیده در کت شلوار انگار که فقط خوابیده است آنجا نگهداری میشود

 

عکس مقبره لنین 

 این بقعه  «قبر سرخ» نام گذاری شده و ازسنگ گرانیت ساخته اند. 

 

 

 

 

 هر کسی فرصت دیدن این را نداشت و من و همسرچون از گروه جدا شدیم و یک روز دیر تر رفتیم سنت پطرز بورگ وقت داشتیم و رفتیم دیدیم چون همسراصرار داشت که حتما مقبره را ببنید و در قالب گروه امکان پذیر نبود. 

 من متوجه شدم لنین اوایل به صورت رهبر کمونیست ها و به دفاع از کارگر ها برخواسته ولی بعدا تبدیل به یک دیکتاتور میشه . مثل اینکه هرکسی به قدرت میرسه دیگه دچار دیکتاتوری میشه حتی اگه با اهداف خیر باشه . باید خیلی متعالی باشه که دیکتاتور نشه .  

  بازدید از جسد منجمد لنین خیلی قانونمند و گاها ترسناکه . آدم از این روس ها کلا می ترسه .  تمام وسایل اضافی، کیف، دوربین، چتر یا هرچیز دیگر را باید تحویل داد. سربازان در سکوت مطلق  ایستاده اند . سکوتی عجیب .  بازدید کننده از یک در وارد می شود،  و از در دیگر خارج می شود. به هیچ وجه نباید بلند صحبت کنی یا اصلا حرف بزنی . محوطه داخلی کاملاً تاریک است و تنها، نوری بر روی صورت لنین که به صورت طاقباز با کت و شلوار و کراوات قرار گرفته می تابد. نور قرمزی آنجا بود و در آن تاریکی حس عجیب و غریبی داشت . تک تک ریش هایش را می توانستی ببینی انگار خوابیده باشد. 

 

تحقیق کردم که در سال 1991 یک نفر روس بر روی صورت لنین اسید پاشید، به طوری که نزدیک به دو سال ترمیم مجدد صورت وی طول کشید. از آن پس جسد با یک حفاظ شیشه ای از بازدیدکنندگان جدا شده است.

 

من از لیدر قبلا که با گروه آمده بودیم  پرسیده بودم که  آیا روح لنین در عذاب نیست ؟

خیلی جدی گفت : چرا

بعد ادامه داد به خواب چند تا از اقوام آمده و گفته ترو خدا منو خاک کنید . همه گروه یکصدا خندیدند. 

پس از فروپاشی کمونیسم مثل اینکه  کلیسای ارتودوکس نظر منو داشته ، صحبت های زیادی در این مورد شده تا جسد لنین را دفن کنند ولی خوب نکردند. چون مثل اینکه جذابیت اش مهمتره برای توریسم و اهمیتی نداره روح لنین چی کار میکنه یا اصلا مهم هست یا نیست.

هر سال یکی دو بار جسد مومیایی لنین میشورند: 

 

اطلاعات بیشتر و عکس از شستشو و پوشاندن لباس به لنین : به سایت زیر 

 

http://roosi.ir/?p=1786

 

 ضلع جنوبی : 

آشنا ترین ساختمان میدان سرخ کلیسای واسیلی هست .   که همه ایرانی ها حداقل عکس اش را یا مجسمه اش را دیدند. هوا اصلا سرد نبود می بینید در زیر من لباس تابستانی پوشیدم ولی خوب سویی شرت با خودم برده بودم. 

نام رسمی این کلیسا، "پاکروا پریسویاتوی باگارودیتسی" به معنای حافظ روح مریم مقدس است ولی از قرن 16 میلادی به نام "کلیسای جامع واسیل مقدس" مشهور شد.چون فردی به نام  واسیلی آدم وارسته ای بوده و همیشه  روی پله های این کلیسا می نشسته و مردم او را آدم   مقدس و پیشگو حساب میکردند و براش  احترام خاصی قائل بودند و بهش اعتقاد داشتند چونکه پیشگویی هاش درست از آب در میامده. مثلا 2 آتش سوزی بزرگ در شهرهای "مسکو" و "ولیکی نوگوراد" را پیش بینی کرده بود.

اگه اطلاعات بیشتر خواستید به لینک زیر مراجعه کنید چون داستانش طولانیه : 

خواندن کامل متن: http://persian.ruvr.ru/2013_10_21/123160937/

 

این عکس را دو روز بعد که با همسرخودمون با مترو رفتیم گرفتم . پرنده پر نمیزد. 

اینم عکس از نزدیک تر زوم کرده بودم. من نمیدونم تو این سرما چه حالی داشتند انقدر سازه های قشنگ ساختند . من همش فکر میکردم اینا توسرمای سگ کش چقدر حال داشتند.

 

 این دو مجسمه دقیقا روبروی کلیسای واسیلی هست : 

این مجسمه های  دو سردار روس به نام های دیمیتری پوژارسکی و کوزما مینین هستند که قهرمان مردم بودند چونکه در سال 1610 که لهستان مسکو را غارت میکند این دونفر مردم را رهبرری کردند و لهستانی ها را بیرون انداختند.

خوب کلا اولش فقط کلیسای واسیلی را ساخته بودند و اصلا دیگه هیچی دور و بر نبوده .  بعدها میدانی مستطیلی شکلی مثل میدان نقش جهان اصفهان ساخته میشه کم کم  که نامش را «کراسنویا پلوشاد» به معنی میدان زیبا نهادند و از قرن شانزدهم به بعد سازه های اطرافش یکی یکی اضافه شدند

 امیدوارم چیزی جا ننداخته باشم. خیلی سخته بخوای همه چیز را توضیح بدی و ناقصی نداشته باشه . و مختصر و مفید باشه . 

 بعد از خروج از میدان مستطیلی سرخ به مجسمه ژنرال ژوکوف - و باغ های الکساندر - و مقبره شهدا و آتش جاودان - و کاخ کرملین وارد میشویم . کاخ کرملین خودش کلی جزئیات دارد .بعد دیگر میرویم به شهر سنت پطرز بورگ که میگویند بر روی استخوان انسان ها بنا شده .

هرچند ما زیبایی بیش از حد در آن شهر دیدیم. زیبایی بر روی اجساد آدمها!!!!!!!!!!!!! نمیدونم.

 

 


برچسب‌ها: سفرنامه روسیه مسکو
[ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ ] [ 17:23 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
مترو مسکو -

صبح زود دم درب مترو 43 نفری قرار داشتیم با لیدرمون: هرچند هنوز بعضیها به همسربه چشم لیدر نگاه میکردند. و همش ازش سوالهای جور واجور میکردند: 

قبل از ورود به مترو لیدر به ما گفت چون روسها انگلیسی بلد نیستند اگه از گروه جا بمونید کلا گم میشین و دیگه بر نمیگردین

لیدر ما کلی به ما اسم هتل را به روسی یاد داده بود که نگین هیلتون و بگین خیلتون چون این روسها H  ندارند و تازه اگه هم بگین خیلتون بازهم نمیشناسند باید بگین خیلتون لنینگراسکی

خلاصه کلی بهمون توصیه کرد که گم و گور نشین و بهمون اسم ایستگاه را یاد داد که اگه گم شدین بگین فلان . همه هم عین بچه ها تکرار میکردن تا لیدر مطمئن شه یاد گرفتند.

پشت مترو مسکو هم داستانی تلخ هست .

در ورای آنهمه زیبایی و کنده کاری و تابلوهایی که هنرمندانه با قطعات ریز سرامیک ساخته شده بود.  میتونید باور کنید پشت آنها چه میتونه باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جنازه

حالا بیشتر توضیح میدم: 

 

 

عکسهای مترو : 

 

 

اینم اسم ایستگاهی که ما باید به آنجا بر میگشتیم من ازش عکس گرفتم چون که تلفظ اش به روسی سخت بود گفتم فوق اش اسم را نشان میدم و مردم راهنمایی میکنند وهمین هم شد ( البته دو روز بعدش که من و همسردوتایی رفتیم ولگردی )

 

 

این هم من زیر یکی از تابلوها 

خوب داستان تلخ مترو :

 

زمانیکه استالین این مترو را میساخته اگر کارگری تنبلی میکرده یا کم کاری میکرده یا بنا به مریضی یا هر دلیلی ضعفی داشته زنده زنده برای تنبیه و زهرچشم گرفتن از دیگران اون آدم را در دیواره های مترو دفن میکرده : و این باعث شده که فضای متروی مسکوبسیاربسیار سنگین باشه وداستان دیگراین بود که ارواح این مردگان چون به شکل دردناکی مرده اند و میدونیم که مرگهای فجیع باعث میشه ارواح نتونن راحت به جهان دیگه منتقل بشن . و این ارواح سرگردان در تونل های زیر زمینی مانده اند و دو سال قبل یک واگن خالی می آمده و تمام سرنشینان آن به طرز عجیبی غیب میشدند و یا ناپدید می شدند و این باعث شده که مسئولین آن ایستگاه را بسته و مهر و موم کرده و بتون کشیدند. اسم اون ایستگاه  Krasnaya stena بود که به معنی دیوار قرمز هست.کلا اون ایستگاه را بستند و دیگه هیچ اثری ازش نیست. البته این مساله را خصوصی به ما گفتند چون توی گروه بچه بود و کلا کسی تمایل نداشت این مساله دردناک رو به کسی که برای تفریح آمده بگه . 

اما دو سه تا از خانم های گروه بدون دانستن داستان گفتند احساس غم و سنگینی میکردند در فضای مترو.

عجیببببببببببببب

 

 

این تصویر بزرگ بود جوریکه 43 نفری زیر آن عکس گروهی انداختیم. اما انقدر جلویش ایستاده بودند نتونستم عکس کامل بگیرم. 

این مجسمه ها نماد تمام مشاغل هست . کشاورز - سرباز - نانوا همه جور شغل 

مردم روس خرافات عجیبی دارند .و به این مجسمه ها دست میکشند و حاجت میگیرند چون یک بار یک آدم دلشکسته اینجا با این کار ناخودآگاه دست کشیده و حاجت گرفته. 

و جالب اینکه تمام  رنگ قسمتهایی که دست کشیده شده بود رفته بود 

توی این عکس پوزه سگ مشخصه که کاملا رنگش رفته و جلوی ما هم چند نفر آمدند و به پوزه سگ دست کشیدند و دعا خواندند!!!!!!

به لیدرمان گفتم چرا انقدر این مجسمه ها ترسانکند. و گفت اینها نماد خشم مردم از ظلم و ستم شاه روسیه قبل از انقلاب روسیه بوده است. 

البته عکس های مترو مسکو خیلی واضح در لینک زیر هست ولی داستان زنده بگور شدن کارگرها را هرکسی جز خود روس ها نمیدانند. اگر نقشه مترو را ببینید به عمق قضیه گم شدن در فضایی که هیچ کس زبان انگلیسی بلد نیست را می فهمید: نیشخند

http://magic-ays.com/Buildings/Metro.htm


برچسب‌ها: سفرنامه روسیه مسکو
[ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ ] [ 17:21 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
بخش سوم سفرنامه روسیه- خیابان آربات  - سیرک پاتیناژ آکوا مارین

بخش سوم :

یک کم روند نوشتن این سفرنامه کند شد چون میخوام حتما تمام ریز و جزئیات باشد و اینکه سرم خیلی شلوغ است و گاهی به اندازه خوردن ناهار هم وقت ندارم.

 اینجا یک برکه با صفا بود که لیدرمون گفت بریم ببینیم . 

 

 

بعد از کلیسای مسیح منجی رفتیم به خیابان آربات – خیابان آربات از خیابان های معروف مسکو هست که مثلا میشه گفت معادل شانزلیزه - کلمه آربات از ارابه مشتق شده، زیرا آنجا پاتوق ارابه های تجاری بوده. 



در آربات قدیم فروشگاه های متعدد صنایع دستی و یادگارهای روسیه وجود دارد.

اونجا پر بود از ماتریوشکا که سوغات روسیه هست . در واقع نماد ثبات خانواده است . وقتی بهش نگاه میکنم واقعا حس ثبات خانواده بهم دست میده .

حس حمایت خانوادگی – این روسها خیلی جالب فکر میکنند.

 

در آنجا مجسمه پوشکین و ناتالی که نماد عشق است و روسها خیلی خرافاتی هستند میگویند اگر کسی با عشق اش زیر این مجسمه بایستد عشق اش جاودان میشود.

این مجسمه درست در مقابل خانه ای هست که پوشکین و ناتالی برای ماه عسل آنجا بودند.پوشکین هم داستان غم انگیزی دارد. وقتی عاشق ناتالی میشود 37 سال دارد و ناتالی 18 سال .

ولی یک سردار جنگ عاشق ناتالی میشود و با پوشکین که یک شاعر و هنرمند بوده دوئل میگذارد و در این نبرد نا برابر پوشکین کشته میشود و ناتالی هرگز ازدواج نمیکند.

زیرا معتقد بود اگر پوشکین سردار بود کشته نمیشد.

خانه پوشکین با دیوارهای آبی رنگ هم اکنون برای بازدید مردم می باشد.

و حالا هم چنین به مناسبت دویستمین سالگرد تولد این شاعر نامدار، مجسمه ای از وی و همسرش در آربات نصب شد.

 روزهای یکشنبه  گروه های نمایشی نوازندگان، آکروبات ها وغیره در این خیابان نمایش اجرا میکنند.  آربات جدید که تقریباً به موازات آربات قدیم ساخته شده.توی خیابان آرابات  نقاشان متعددی هستند که  پرتره افراد را درظرف بیست دقیقه نقاشی میکنند.که تازه حق نداری از نقاشی هاشون عکس بگیری. میگن باید پول بدی تا بتونی از نقاشی هاشون عکس بگیری . عجیبه .

 

طول این خیابان بر یک کیلومتر می‌شود. خیابان آربات بین میدان آرباتسکایا واروتا و میدان اسمولنسکایا قرار دارد. کلا  این خیابان از اوایل سده ۱۸ میلادی، به عنوان یکی از بهترین مناطق مسکو، محل زندگی اشراف و نویسندگان بوده . 

 عکس قدیمی از خیابان آربات - چقدر بها میدهند به گذشته شان.

 

 

راستی سوغات اصلی روسیه سماور است. اصلا سماور ذاتا از روسیه به ایران آمده . اسم سماور روسی است.

 

بعد از گشت و گذار در خیابان آربات شب به عنوان یک گشت آپشنال یعنی اختیاری به سیرک پاتیناژ аквамарин   که سیرک پر از صحنه های رقص روی یخ با لباس های فاخر و نمایشهای دلقک و نمایش رقص روی یخ رومانتیک و بند بازی و نمایش رقص روی یخ بچه ها بود : داستان تلخی پشت این سیرک باشکوه است.

 

 

 

 

در آنتراکت سیرک بستنی میدادند و با مار و کبوتر و میمون و دلقک میشد عکس گرفت. و عکس را همانجا به ما میدادند.ما هم رفتیم هم با دلقک و هم با مار عکس گرفتیم. 

 

البته مار را دور گردن من و همسر انداخت و من دو ساعت با دستمال مرطوب جای مار را پاک میکردم . آخه گردنم ماری شده بود.دهن مار را با چسب بسته بودند. بیچاره و بدبخت مار- 

 

این سیرک هر ساله به مناسب درگذشت گرونگانگیران که توسط پوتین کشته شده اند هر ساله برگزار میشه :

 

داستان تلخ از این قرار است . جریان این گرونگانگیری از این قرار است :

 

 در سال 2002 یک عده برای گرفتن یک سری خواسته هاشون میرن اینجا و تمام بچه ها و مدیر این سالن  نمایش را گروگان میگیرن . 

پوتین هم گاز بیهوشی ولی با دز بالا اونجا میزنه - و چون اکثرا بچه بودند.و 4 روز بود که غذا نخورده بودند ،  تمام بچه ها می میرن . و بعد هم درگیری صورت میگیره و بقیه به ضرب گلوله یا بهتر بگم رگبار گلوله کشته میشن اینه که این نمایش پاتیناژ به یاد این بچه های بیگناه که کشته شدند و لیست اش در عکس زیر مشاهده میکنید برگزار میشه و بعدش مردم کلی گل و عروسک برای این بچه ها میارن. 

 

 

 روسها اخلاق خاصی دارند به درگذشتگانشون اهمیت میدن .براشون عروسک میارن چون بچه بودند  - و بیگناه بودند.

عکس زیر مربوط به  مدیر اینجا بوده که او هم کشته شد. به نظرم جنایت وحشتناکی بوده - 

 عکسهایی فراتر از این حرفها گرفتم ولی خوب نمیشه همه را گذاشت.

در مطلب بعدی میخوام راجع به ارواح سرگردان مسکو و آدمهایی که زنده زنده تو جرز دیوار های مسکو دفن شدند بگم. یک نیروی عجیبی نمیذاره بیام همه چیز را بنویسم. همش یک اتفاقاتی میفته که وسط نوشتن باید ول کنم برم. 


برچسب‌ها: سفرنامه روسیه مسکو
[ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ ] [ 17:20 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

بخش دوم :

بعد از اینکه اتاق هایمان را تحویل گرفتیم . قرارمان ساعت 11 صبح بود توی لابی تا گشت های آن روز انجام شود: در واقع لیدرمان میگفت گشت های هر روز که میگذرد مهم تر میشود.  و کوچکترین تاخیر باعث از دست دادن بسیاری از گشت های مهم می شود و اتلاف وقت باعث میشود بسیاری از جاذبه ها را نبینیم و از ما زهر چشم گرفت که هر کس دیر بیاید به ناچار او را جا میگذارد. البته این کار را هم قائدتا لیدرها میکنند و باید هم جا بگذارند . زیرا به حق بقیه ضایع میشود و برنامه فشرده گشت را نمیتوان اجرا کرد.

صبح که بیدار شدیم . هر چند کوفتگی راه در وجودمون بود . صبحانه ای مفصل خوردیم و عازم گشت شدیم .

اولین جایی که دیدیم پارک پیروزی بود. علی ( دوستمان - لیدر گروه ) میگفت روسها برای شهدای شان خیلی ارزش زیادی قائل هستند .و برخلاف ایرانی ها - یعنی همه جا گل های تازه روی مقبره شهدا بود. 

این پارک پیروزی در منطقه Poklonnaya واقع شده است که یکی از مرتفع ترین مکان ها در مسکو هست. کلا مسکو کوه ندارد. 

فکرش را بکنید؟ اصلا کوه ندارد. تپه هم ندارد. مسطح است. 

 

پارک ملی پیروزی مسکو در سال 1995 افتتاح شد به مناسبت 50 سالگرد پیروزی ارتش روسیه بر نازی ها در "جنگ بزرگ ملی" که  این جنگ بزرگ ملی بخش کوچکی از جنگ جهانی دوم بود. 

 این تصویر موزه جنگ است که روبروی آن آبلیسک بلند قرار دارد. 

 

این ستون فلزی بلند درست در وسط این پارک  قرار گرفته است . 

 

 

ارتفاع آن 141.8 سانت - که نشانه 1418 روز جنگ است . یعنی انقدر دقیق هستند و ارزش قائل هستند . 

روی این ستون به صورت برجسته نام تمام شهرهای شرکت کننده در جنگ جهانی دوم و اسامی بسیاری از کشته شدگان همراه با تصاویر آنان حک شده به صورت برنزی حک شده- در تصویر زیر حکاکی ها را می بینید: 

پایه آن گرانیت است. 

 

 

و همچنین مجسمه سنت جورج  از قدیسین  ( البته لازم به ذکر است سنت جورج شخصی بوده است بسیار اسطوره ای مثل رستم ما ولی واقعیت داشته - سنت جورج سردار جنگ با مغول ها در شهر ولادمیر سوزدال - که قهرمان آن جنگ بود - و خیلی خیلی محبوبیت دارد ) اصلاح شد  البته رستم هم واقعیت دارد - مجسمه سنت جورج را می بینید  با شمشیری در دست سوار بر اسب  که در حال کشتن اژدها است را نشان می دهد اژدها نشانه شر است و رو به سمت شرق .  یعنی به سمت ژاپن که دشمن روسیه بوده است .اصلاح شد

نوک ستون سه مجسمه بسیار زیبا وجود دارد. که به نظر در حال دادن نوید پیروزی و نفخ صور پیروزی هستند. این سه مجسمه انقدر بالا بودند که به سختی میشد از آنها عکس گرفت. 

 

 

 

 

به نظرم ساختن مجسمه فرشته ای که حلقه در دست دارد به این صورت که در زیر می بینید کاملا هنر واقعا زیبایی است. یعنی بر روی عمود ستون ساخته شده . 

 

 

 

ببینید  این مجسمه ها در ارتفاع 122 متری این ستون ساخته شده است: 

 

اسم این فرشته حلقه به دست نیکا می باشد :  

 

اینجا هم دورنمایی از شهر مدرن مسکو هست . ساختمان ها و آسمان خراش هایی که ساخته میشود. 

اصلاح شد : 

در پارک  پیروزی یک کلیسا بخاطر مسیحی هایی که شهید شدند 

 

یک مسجد به خاطر شهدای مسلمان - یک کنیسه به خاطر شهدای یهودی وجود دارد . 

عکس زیر مربوط به کلیسای مسیحی ها می باشد در پارک پیروزی : 

 

بازدید از کلیسای عیسی منجی :

 

کلیسای جامع عیسی منجی (Cathedral of Christ the Saviour) که مسیح ناجی نیز به آن می گویند در کنار رودخانه مسکو در مرکز شهر مسکو بلندترین کلیسای ارتدکس شرقی در جهان است .

 

در سال 1930 استالین تصمیم میگیره که  این کلیسا را خراب کند و به جای آن کاخ شوراها را بسازد برای همین در سال 1931 تزئینات داخلی کلیسا را جمع آوری کرده و کل کلیسا را منفجر کردند و کلیسا به طور کامل تخریب شدتعجب . ولی با شروع جنگ جهانی دوم و پس از آن مرگ استالین عملا کاخ شوراها نیز ساخته نشد . و آن فضا به عنوان خرابه ای باقی ماند .

فکر میکنید به جای آن چه کار کردند به جای این کلیسا استخر زدند!!!!!!!!!!خنده

که بعد به نظر مردم آمد که خشم خدا باعث شده که برکت از منطقه برود و دوباره کلیسا را پس از سقوط کمونیسم در سال  1992 مجددا دستور ساخت کلیسای قدیمی را دقیقا با همان طرح و شکل و در محل قدیمی اش داد و پس از 8 سال در 19 آگوست 2000 مجددا کلیسای عیسی منجی ساخته شد.

میدونستید ارتودکس و اسلام خیلی وجه تشابهات دارند. مثلا ضریع دارند. عبادت هاشون ایستاده است.صندلی ندارند- کلیساهای صندلی دار مخصوص کاتولیک هاست -  شمع روشن میکنند. نذر میکنند. 

از خود راضی

جالب این بود که  در ورودی کلیسا به عده ای از مسافران ما گفتند که  اگر حجاب ندارید داخل نشوید : و دو سه تا از مسافران که دامن کوتاه داشتند را راه ندادند. و چون روسها حساس هستند و انگلیسی صحبت نمیکنند . کشیشی در ورودی کلیسا به ما گفت چطور میشود که شما از ایران بیایید ولی حجاب ندارید . تمام این حرفها را با ایما و اشاره و نشان دادن روسری  روی سرش مثل پانتومیم گفت :

بعد من کلاه سوئی شرت ام را روی سرم گذاشتم و گفت حالا درست شد.

نمای بیرونی کلیسا : 

 

بیرون کلیسا پر از مجسمه بود. 

سقف کلیسا - آنها نقاشی خدا را میکشند. میگفتند آن پیرمرد خداست که مسیح را بغل کرده - هرجند از نظر ما مسلمانها خدا لم یلد ولم یولد . و آن از نظر ما کفر محض است .ولی خوب نمیتونیم عکس اش را نگذاریم . شما هم ببینید. 

 این دو عکس را برایتان پیدا کردم  .چون داخل کلیسا حق عکس برداری نداشتیم.

 

در جای جای  کلیسا شمع روشن کرده بودند و شمع ها قهوه ای و یا زرد اخرایی ( اکر ) بودند که خیلی دنبالش گشتیم تا ما هم یک شمعی چیزی روشن کنیم. سکوت حاکم بود بر فضا و خیلی رعایت میکردند – یعنی اون فضا برای روس ها حرمت داشت . حرمتی که هیچ کسی سرو صدا و یا شلوغی ایجاد نمیکرد. و به ما هم تذکر دادند که خنده – یا بلند بلند حرف نزنید.

برای مکان های مذهبی شان خیلی حرمت قائل اند. طوری که در یکی از کلیساها در شهر سنت پطرز بورگ که بعدا تعریف میکنم مسافرهای ما از شدت خلوص و زیبایی نیایش آنها گریه کردند. 

 

 


برچسب‌ها: سفرنامه روسیه مسکو
[ یکشنبه ۱۳۹۳/۰۷/۲۰ ] [ 18:53 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

سفرنامه روسیه

میرم سر سفرنامه چون متاسفانه وقتی چیزی را نمی نویسم کلا یادم میره چی به چی بوده - و مخصوصا که مرتبط با کارمون هست و وقتی یکی سوال میکنه فلان جا چی بود یادم نمیمونه خصوصا جاهایی که ده بار رفتم. تصمیم گرفتم مو به مو بنویسم 

 

روز قبل از  سفر - البته قبل از سفر یک سری لباس خریدم و وقت نشد کافی بخرم - از اونجایی که میدونستم سرده - با خودم دو عدد بوت بردم که چقدر هم به دردم خورد. ولی دنبال یک سری لباس های خاص بودم که تو ذهنم برای خودم تصور کرده بودم. ولی پیدا نکردم. اصلا وقت هم نشد. آخرش به خودم گفتم اصلا بیخود این همه تو ذهنم برای لباس وقت گذاشتم. من

 

پرواز ما کلا با پرواز با هواپیمایی و کلا 43 نفر بودیم.

پرواز که عالی بود تا دوبی - قرار بر این بود که در دوبی 4 ساعت استاپ داشته باشیم . از نظر من خیلی زیاد بود ولی وقتی رسیدیم اصلا به چشمم نیامد. و خیلی زود گذشت . اول که رفتیم دنبال رستوران خوب  رفتیم ناهار خوردیم البته از فرودگاه خارج نشدیم .

عکس رستوران : 

 

چون ویزای دوبی ما برای پرواز برگشت بود که توی دوبی هم هتل داشتیم . رفتیم یک مقدار مغازه ها را نگاه کردیم . و کلی گوشی های به اسم Vertu که توی آن الماس و طلا به کار رفته و قیمت اش حدودا 21 میلیون تومان به بالا بود و سایر تجهیزات جدید را دیدیم و پسندیدیم. 

پروازمان از  دوبی به مسکو یکی از بهترین هواپیماهای ایرباس امارات  که دو طبقه هست بود.که اسمش ایرباس 380 بود. که در حال حاضر بزرگترین هواپیمای دنیاست . امکانات خوبی داشت - و فیلمهای زیاد تو آرشیو بود که واقعا کلی وقت صرف گشتن و انتخاب کردن میگذشت. چون هم فیلم های جدید داشت و هم فیلم های قدیمی به ترتیب موضوعی تفکیک شده بود و برای من که عشق فیلم هستم مثل یک گنج بود که از هیجان نمیدونستم الان کدام فیلم را نگاه کنم. ژانر ترسناک؟ کلاسیک ؟ سری هری پاتری ؟ فیلمهای جدید؟ بعد از کلی کلنجار  فیلم GRACE OF MONACO  را انتخاب کردم که نیکول کیدمن بازی کرده بود. ولی نمیشد تمرکز کرد . از بس همسفرامون شلوغ میکردند و تپل از همه بدتر . سردسته شرارت شده بود- آخر سر هم تصمیم گرفتم از آرشیو دیزنی و کارتون پوکاهانتش را نگاه کنم.

 

وقتی رسیدیم . توی قسمت کنترل ویزای روسیه به شدت سختگیری بود. و حدود ده تا از مسافرها را نگه داشتند برای سوالات بیشتر . البته این امر متداول است و برای کشوری که (کاگ‌ب به زبان روسی Комите́т Госуда́рственной Безопа́сности به معنای کمیته امنیت دولتی ) سرویس امنیت آن کشور است که اسم جدید آن فصه ( اف‌اس‌بی)میباشد خیلی عجیب نبود . هر چه بود از سی آی ای امریکا که خیلی بهتر بودند. هر چقدر مسافران متحیر بودند من اصلا عین خیالم نبود چون حدود 80 تا پرواز در طول تابستان داشتیم که تا به حال یک نفر هم دیپورت نشده بود. و میدونستم فقط برای زهر چشم گرفتنه. ولی مسافرها دیوانه شده بودند . فکر کرده بودند الان دیپورت میشن. 

بعد سرمای شدیدی ما را در برگرفت و نسبت به  گرمای بی حد دوبی کاملا توی ذوق همه ما خورد . اصلا بگم ترک خوردیم . مثل شیشه که سرد و گرم میشه و ترک میخوره - عده ای از مسافرها از شدت وحشت  لای درب چرخشی فرودگاه گیر کردند- چون فضای فرودگاه خیلی زشت و زننده بود - فرودگاه دمادوا- ( کلا مسکو چهار فرودگاه دارد )  و کلا همه کلافه و عصبانی شده بودیم. جالب بود کسانی که برده بودند برای بازجویی هیچ کدام روسی بلد نبودند . و آنها هم فارسی بلد نبودند و هیج یک انگلیسی بلد نبودند. ظاهرا هرچه آنها می پرسیدند اینها که نمیفهمیدند به فارسی جواب میدادند. من نمیدونم یک ساعت اونجا چی کار میکردند. 

اما بعد از ورود به هتل که یکی از ساختمان های هفت خواهر مسکو است تمام درد و سرمایی که از خستگی راه تحمل کرده بودیم از بین رفت.

هتل قدیمی و تجملاتی .کلاسیک .

 

 

حالا این ساختمان های هفت خواهرون یک حکایتهایی داره :در   ۱۳ ژانویه سال ۱۹۴۷ میلادی  استالین  پیشنهاد میده برای  هشتصدمین سالگرد تولد مسکو هشت ساختمان ساخته بشه که عظمت و شکوه زیادی داشته باشه .  که در ساخت این ساختمان  ها از مهندسین، معماران و کارگران بسیاری استفاده شد که عده ای از آن ها زندانیان و تبعیدی ها بودند و در مدت نه سال هفت بنا بر فراز تپه ای از تپه های هفتگانه مسکو ساخته که به آنها هفت خواهران میگویند. (زیرا جنس مونث مظهر زیبایی است)

البته اسم هتل ما که هیلتون بود کسی در روسی به هیلتون نمیشناسد. چون اصلا آنها ه ندارند و خ به جایش میگویند. حتی اگر بگویی خیلتون باز هم نمیشناسند . لیدرمان گفت اگر گم شدید بگوییدخیلتون لنینگراتسی چونکه پس از گذشت چندین سال، مالک رستوران های زنجیره ای هتل «هیلتون»، اینجا را خریده و بعد آن را تعمیر کرده و بسیار باشکوه تر از قبل شده ولی اما مردم از همان نام قدیمی اش استفاده میکنند.  کلا روسها خیلی تعصب دارند و وطن پرست هستند. 

بقیه ساختمان های هفت خواهران به ترتیب زیر هستند : 

- خود هتل هیلتون ( خیلتون ) 

-  ساختمان اصلی دانشگاه دولتی مسکو

- مجتمع مسکونی در بلوار کاتلنیچسکایا

- هتل اوکراین

- ساختمان وزارت خارجه روسیه

- مجتمع مسکونی در میدان کودرینسکایا

- ساختمان اداری مسکونی برج دوشکین نزدیک دروازه‌های سرخ

ساختمان هشتم هرگز ساخته نشد.

کلا ملک در روسیه بسیار گران قیمت است و میگفتند به هیچ وجه نمیتوان روی برخی ساختمان ها قیمت گذاشت . زیرا قیمت آنها بسیار بالاتر از حد تصور است.

همه جا صحبت از ظلم و ستم استالین و از طرفی کارهای باشکوهی که کرده بود میشد. طوری که لیدرمان میگفت جدیدا داره باب میشه که استالین دیگه وجهه منفی نداره . و دید مردم به او داره مثبت میشه.  که برای من باز هم عجیب و غریب بود.

چرا که کسی که زندانی ها و تبعیدی ها را به دلیل کم کاری زنده بگور میکرده چطور میشه وجه خوبی داشته باشه؟

عکس دوتا از هفت خواهران 

 

 

اینجا هم دانشگاه مسکو است که میگفتند اگر بچه ای دردر یکی از اتاق های آن به دنیا بیاید 18 سال طول میکشد تا از درب بیرون بیاید: لیدر ما که دوستمان نیز هست  دو سال توی این دانشگاه دندانپزشکی خوانده بود که بعد اخراج شد و خیلی نگاه غمباری به این دانشگاه داشت - هر چند که همانجا  دکترای داروسازی خوانده بود و دکترایش را گرفته بود  و در حال گذراندن طرح خود در یکی از شهرهای ایران بود. ولی دلبستگی خاصی به این دانشگاه داشت با نگاهی غمبار. گفت اینجا بلاهای زیادی سرم آمده است : 

عکس دانشگاه ( یکی از ساختمان های هفت خواهرون) 

 


برچسب‌ها: سفرنامه روسیه مسکو
[ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۷/۰۷ ] [ 18:47 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

# موقعیت :

Golbası / ballıkpınar

20 کیلومتر از مرکز شهر

5 کیلومتر به دریاچه آنکارا

نزدیک یک  منطقه مسکونی جدید در حال ساخت با ویلا، مرکز خرید، و غیره

 

# توضیحات:

ویلای 3 طبقه با زیرزمین

مساحت مفید 600متر مربع

5 اتاق خواب + 2 سالن

گرمایش از کف  (گاز طبیعی)

شومینه

سونا

اتاق لباسشویی

انباری

 

# باغ:

11.000 متر مربع زمین با 3.000 درختان بزرگ و قدیمی

شامل 5  ویلای یکسان

باغبان و سرایدار

استخر

زمین تنیس

پارکینگ خصوصی

جکوزی

2سگ نگهبان  (از نژادشپردآلمانی)

ژنراتور برای مواقع قطعی برق

چاه به آب باغ با سیستم آبیاری  بارانی

 

 

شرکت مدیسا سپهر لیان

 

برچسب‌ها: زندگی درترکیه, زندگی در آنکارا, شرایط زندگی آنتالیا, اخذ اقامت ترکیه
[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ ] [ 17:44 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

مجتمع  GUZELOBA 1  

 

این مجموعه در یکی از بهترین مناطق  شهر آنتالیا در Guzeloba واقع شده است. این مجتمع در مجموع 425 مترمربع است و شامل 8 آپارتمان می باشد که  در نزدیکی امکانات رفاهی و سایرتسهیلات  می باشد.و نیز نزدیک ساحل معروف لارا و فرودگاه آنتالیا می باشد.

# امکانات کلی

• سیستم امنیتی 24 ساعته

• طراحی معماری مدرن

• مقاوم در برابر زلزله

• عایق حرارتی و عایق ضد صدا و آب

• ژنراتور

• آی فون تصویری

• آشپزخانه کاملا مجهز

• کمد دیواری بزرگ

• کف سرامیک و لمینت

• پرده مخصوص ضد نور

• نور نقطه ای

• حمام سبک هیلتون

• تلویزیون ال سی دی نصب شده  دیواری

# نوع ملک: آپارتمان مجتمع

# نوع واحدها : دو خوابه و سه خوابه

# قیمت و متراژ :

دوخوابه – 70 متر مربع – 70.000 دلار

دوخوابه -  90متر مربع – 95000 دلار

سه خوابه -  155 مترمربع - دوبلکس - 130.000 دلار



شرکت مدیسا سپهر لیان نمایندگی فروش آپارتمان و ویلا در آنتالیا و آلانیا

بازدید از املاک در سایت زیر

www.medisasepher.com

اطلاعات بیشتر :

09398166995

خدمات هتل و کلیه خدمات توریستی در ترکیه توسط بزرگترین شرکت ترکیه
یازده سال تجربه کاري در زمینه توریسم و زندگی در ترکيه

https://www.facebook.com/medisasepehr.SEPEHR


برچسب‌ها: فروش ملک در ترکیه, آلانیا, آنتالیا, اقامت ترکیه, زندگی در ترکیه
[ شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۳ ] [ 21:41 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

مجتمع  GUZELOBA 2  

 

این مجموعه در یکی از بهترین مناطق  شهر آنتالیا در Guzeloba واقع شده است. این مجتمع در مجموع 590 مترمربع است و شامل 12  آپارتمان می باشد که  در نزدیکی امکانات رفاهی و سایرتسهیلات  می باشد.و نیز نزدیک ساحل معروف لارا و فرودگاه آنتالیا می باشد.

# امکانات کلی

• سیستم امنیتی 24 ساعته

• طراحی معماری مدرن

• مقاوم در برابر زلزله

• عایق حرارتی و عایق ضد صدا و آب

• ژنراتور

• آی فون تصویری

• آشپزخانه کاملا مجهز

• کمد دیواری بزرگ

• کف سرامیک و لمینت

• پرده مخصوص ضد نور

• نور نقطه ای

• حمام سبک هیلتون

• تلویزیون ال سی دی نصب شده  دیواری

# نوع ملک: آپارتمان مجتمع

# نوع واحدها : یک خوابه ، دو خوابه ،  سه خوابه

# قیمت و متراژ :

یک خوابه – 55  متر مربع – 60.000 دلار

دوخوابه -  95متر مربع – 95000 دلار

سه خوابه -  155 مترمربع - دوبلکس - 130.000 دلار


جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید و از تصاویر ملک بازدید نمایید: 

شرکت مدیسا سپهر لیان

نمایندگی فروش آپارتمان و ویلا در آنتالیا و آلانیا

 یازده سال تجربه کاري در زمینه  توریسم و زندگی در  ترکيه

www.medisasepher.com

09398166995


برچسب‌ها: فروش ملک در ترکیه, آلانیا, آنتالیا, اقامت ترکیه, زندگی در ترکیه
[ شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۳ ] [ 20:11 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
استانبول تنها شهر ترکیه است که نیمی از آن در اروپا قرار دارد و نیمی در آسیا  و در واقع این شهر محل اتصال دو قاره است . استانبول سومین مرکز بزرگ گردشگری در جهان است. این شهر در کنار تنگه بسفر و دریای مرمره قرار دارد. تنگهٔ بسفر دو قارهٔ آسیا و اروپا را جدا می‌کند و استانبول تنها شهر بزرگ جهان است که در دو قاره قرار دارد. بندر طبیعی شاخ طلایی یا خلیج در این شهر واقع است.این کلان شهر به عنوان پایتخت فرهنگ اروپا در سال ۲۰۱۰ انتخاب شده‌است.

مناطق استانبول: 

مناطق مهم ومعروف   استانبول عبارتند از :  :

منطقه تکسیم : این منطقه یکی از میدانهای اصلی استانبول  است که در بخش اروپایی استانبول واقع شده  و  خیابان استقلال  و بسیاری از هتلها در این منطقه قراردارند. 

منطقه شیشلی : این منطقه نزدیک به میدان تکسیم میباشد . 

منطقه سلطان احمد: این منطقه  جزو  قدیمی ترین  مناطق استانبول است  که شامل مسجد سلطان احمد – یا صوفیه – کاخ توپکاپی و سایر آثار تاریخی ویکی از اصلی ترین نقاط توریستی میباشد. 

محله فیندیک زاده: این منطقه  نیز  بعد از  تقسیم  جزو مناطق توریستی استانبول  به  حساب می آید . در این  منطقه  مراکز  خرید  فراوان ، رستورانها  و کافه تریاهای متعدد وجود دارد و شبهای زنده ای دارد.    

منطقه بشیکتاش: این منطقه در جنوب تنگه بسفر و در قسمت اروپایی استانبول واقع شده است  . جزو محله های  قدیمی  و پر جمیعت استانبول می باشد  

منطقه لاللی: این منطقه جزو قدیمی ترین و شلوغ ترین  مناطق  شهر است . پر از مغازه ها و غذاخوریهای مختلف و هتل های ارزان قیمت است  

منطقه آکسارای:این منطقه در کنار منطقه لا للی   قرار دارد . این منطقه مرکز فروش عمده پوشاک ، کیف ، کفش و پاره میباشد. 

منطقه عثمان بی :  منطقه نزدیک آکسارای ، که مرکز فروش پوشاک زنانه محسوب میشود. 

تنگه بسفر: این  تنگه  در  واقع  باریکه آبی است که  دریای سیاه را به دریای مرمره وصل می کند و قاره اروپا و آسیا را نیز از هم  جا می کند . 

منطقه خلیج شاخ طلایی: این خلیج شیپوری شکل جزو بهترین اسکله های  طبیعی در دنیاست  که  قسمت آسیایی و اروپایی استانبول را نیز از  هم جدا می سازد در  اطراف این خلیج  پارک ها و رستورا ن های زیادی  وجود  دارد.



جمعیت استانبول : 

حدود 12 میلیون نفر


آب و هوا : 

تابستان‌های گرم و مرطوب و زمستان‌های سرد، بارانی و برفی ویژگی آب و هوای استانبول است. میزان رطوبت نيز اغلب زیاد است.

به طور متوسط بیشترین درجه حرارت در طول ماه‌های مختلف زمستان بین ۷ درجه سلسیوس (۴۶ درجه فارنهایت) و ۹ درجه سلسیوس (۵۰ درجه فارنهایت) است. بارش برف در استانبول برای یک یا دو هفته در طول فصل زمستان عادی است؛ اما یکی از این بارش‌ها می‌تواند سنگین باشد. غالباً این بارش در بین ماه‌های دسامبر و مارس رخ می‌دهد.

اماکن دیدنی استانبول 

مسجد ایاصوفیه

مسجد سلطان احمد یا مسجد آبی.

موزه ایاصوفیه

برج دختر

مینیا تورک

تنگه بسفر

روملی حصار

یدی کوله (هفت برج) 

برج گالاتا

کاخ توپکاپی

کاخ بیلر بی

کاخ چراغان

کاخ دلمه‌باغچه

تپه‌های چاملیجا( بام استانبول)

جزیره بیوک آدا ( جزایر پرنس)

موزه هنرهای اسلامی ترکیه

موزه باستان‌شناسی

موزه فرش ترکیه

بازار بزرگ استانبول(کاپالی چارشی)



فرودگاه استانبول : 

استانبول ۲ فرودگاه بین‌المللی دارد: بزرگ‌ترین فرودگاه، فرودگاه بین‌المللی آتاترک در نزدیکی مرکز شهر می‌باشد که در قسمت اروپایی شهر واقع شده‌است. فرودگاه جدید، فرودگاه بین‌المللی صبیحه گوکچن در ۲۰ کیلومتری شرقی از طرف آسیایی و ۴۵ کیلومتری شرقی اروپایی مرکز شهر قرار گرفته‌است.


مراکز خرید استانبول

1- مرکز خرید ایستینی پارک (Istinye park ): که شامل 12 سینما  به همراه یک سینمای IMAX سه بعدی +یک پارک و یک بازار رستورانهای  غذایی ترکی- شامل300 فروشگاه خرید و 40 کافه و رستوران و سالن سینمایی سه بعدی IMAX بهمراه 12 سالن دیگر سینماو یک سالن بزرگ کنفرانس میباشد. شامل 12 استخر مخصوص شنا و سالن مختلف ورزشی بهمراه مرکز ورزشی بزرگ SPA و همچنین کلوپ «Hillside City Club»

2- بازار بزرگ استانبول یکی از قدیمی ترین و بزرگترین بازارهای سرپوشیده دنیا

3- بازار کاپالی چارشی (Grand Bazaar (Kapaliçarşi) ) : حدود 60 كوچه (سراي) و بيش از 3000 مغازه قديمي در مرکز استانبول

4- خیابان استقلال- میدان تکسیم معروفترین خیابان در استانبول

5- مرکز خرید جواهر استانبول: شامل : چندین فست فود (مک دونالدز، پیتزا هات، برگر كینگ و كی‌اف‌سی)، رستوران های معروف، مرکز نمایش، سینما و مراکز تفریحی

6- مرکز خرید الیویوم Olivium.

7- مرکز خرید آكمركز Akmerkez :

8- بازار ادویه (بازار مصری – میسیر چارشیسی) Misir Çarşisi

9- آدرس استانبول Addres-istanbul: فروشگاهی دکوراسیون منزل

10- مرکز خرید پروفیلو استانبول PROFİLO : دارای 209 فروشگاه، 7 سالن سینما، 20 خط بولینگ و 16 سالن بیلیارد، 3سالن تاتر و پارکینگ رایگان با ظرفیت 1300 اتومبیل در فضای کل 2200 متر مربع بهمراه استخر و سالن ورزشی سرپوشیده و همچنین پارک بازی کودکان «PAM» میباشد.

11- مرکز خرید متروسیتی استانبول : 4طبقه با 140 فروشگاه، رستوران و کافه تریا و پارکینگ سرپوشیده

12- مرکز خرید کانیون استانبول Kanyon: در 4 طبقه 160فروشگاه،از مغازه های فروش انواع و اقسام اجناس گرفته تا بوتیک و آرایشگاه و سینما و سالن ورزشی را در خود جای داده

13- بازار سالی Sali Pazari: در Kadıköy در ناحیه آسیایی شهر استارزانترین لباس های شهر را در اینجا میتوانید بیابید. خرید عمده

14- بازار علی محی الدین Ali Muhiddin Haci Bekir : فروش Lokum (باقلوای ترکی) با بیش از 200 سال سابقه 

15- گالری محمت جتین کایا Mehmet Cetinkaya Gallery : معروفترین صادر کننده های فرش نفیس و بومی

16- حرملیک Haremlique : فروش انواع برندها و تجهیزات خواب و حمام نیز در این مکان فروخته میشوندهمچنین در اینجا میتوانید بسیاری از وسایل عجیب و غریب دوره عثمانی

17- فروشگاه میدنایت اکسپرس Midnight Express

18- کمپانی Mavi Jeans

19- بازار مصر استانبول: دومين بازار سرپوشيده استانبول- به عنوان وقف مسجد جديد (يني جامي) ساخته شده است. مسجد داراي شش درب مي باشد كه 3 درب آن رواق است كه به زيباييهاي اين بازار مي افزايد.

20- بازار مسگرهای استانبول: در منطقه بياضيت- فروش لوحهاي دستي مسي، انواع ديگ، قابلمه، قفس، تاوه، كاسه، لگن، سيني، آفتابه، منقل، شمعدان، گلابدان، سلطل و غيره مسي كه همگي دست ساز

21- بازار صحافها (صحافلار): بازار صحافها (صحافلار) و چنیار آلتی در منطقه بیازیت از جمله مراکز خرید دیگری است که در آن مجموعه ای از اشیاء قدیمی و جدید یافت می شود

22- بازار هرهر مرکز خرید مبلمان می باشد.

23- بازار روز کوچه چوکورجوما

24- یکشنبه بازار :  در حدفاصل منطقه صحافلار و بازار سرپوشیده (کاپاتی چارشی)

25- یکشنبه بازار :  بازار روز محله بین بویوک دره و ساری یر سری

26- خیابان جمهوریت و خیابان روملی : بورس فروش پارچه 

27- بازار هنر های استانبول:

در بازار هنرهای استانبول همانند مدرسه محمّد افندی که در قرن هجدهم بنا شده و یا مدرسه جعفر آقا که توسط معمارسنیان در قرن 16 بنا گردیده شما می توانید از محصولات هنرمند انی که مشغول خلق اثرات هنری خود هستند دیدن نموده و در صورت تمایل خریداری نمائید. در نزدیکی مسجد سلطان احمد در محله آراستا بازار قدیمی نیز بازارهای متعدد پر رونقی وجود دارد که همه برای خرید بسیار مناسب هستند.

28- برای خرید پارچه و لباس بهترین مکان خیابان استقلال، خیابان جمهوریت و خیابان روملی است. در این مناطق آخرین مدل لباسها، کیف و کفش های زیبا و جواهرات نفیس با کیفیت عالی یافت می شود. علاوه بر مناطق نام برده شده مرکز خریدآتاکوی گالریا در منطقه آتاکوی، آک مرکز در منطقه اتیلر و مرکز خرید کاروسل در منطقه با کیرکوی با فروشگاههای بسیار جذاب خود مکان مناسبی برای خرید کردن است.

29- از جمله مراکز خرید دیگر پاساژ اطلس در محله بی اوغلو، مرکز خرید کاپیتول در بخش آسیائی استانبول،خیابان بغداد و خیابان بهاریه می باشد.

30- چنانچه قصد خریدن سوغاتی از ترکیه را برای دوستان خود دارید هنرهای دستی، قالیچه های زیبا، اشیاء سرامیک ظروف مسی، برنجی و یا حتی قلیان از جمله بهترین گزینه ها برای شما خواهد بود. طلا و جواهرات موجود در ویترین مغازه ها به نوبه خود چشم هر بیننده ای را به خود خیره می کند. از دیگر مسنوعات این بازار لباسهای چرمی است که دارای کیفیت و قیمتی مناسب است.

31- فروشگاه موهلیس Muhlis Gunbatti:اینجا یکی از معروفترین فروشگاه های بازار است که در ارائه وسایل و ابزار suzani از ازبکستان بسیار مشهور است. تخت خواب، کمد لباس، و آویزهای دیواری که در اینجا ارائه میشوند، از کتان ناب امیخته با ابریشم ساخته شده اند.در کنار پارچه های ملون، فرش های نفیس، گلیم های منقش و برخی از عتیقه جات دوره عثمانی که از جنس طلا هستند، در اینجا یافت می شود.اینجا دومین فروشگاه منطقه Tevkifhane Sokak در Sultanahmet است که محدوده وسیعی از وسایل مورد علاقه مشتریان را البته با قیمت های فضایی به فروش میرساند.

32- حمام جنیفر Jennifer’s Hamam::مالک این مکان یک کانادایی به نام Jennifer Gaudet میباشد.در اینجا کلیه وسایل حمام از قبیل حوله، لباس حمام و بسته های لوازم حمام که همگی یا دست باف هستند و یا ترکیبی از ساخت دست و ماشین های بافندگی فروخته میشود.در اینجا همچنین صابون های طبیعی، کیسه حمام، و بسیاری از ترکیبات ناشی از گل سرخ که از Ispartaتهیه میگردند، به فروش میرسد



شرکت مدیسا سپهر لیان  نمایندگی فروش آپارتمان و ویلا در آنتالیا و آلانیا

یازده سال تجربه کاري در زمینه  توریسم و زندگی در  ترکيه 

اطلاعات بیشتر :

09398166995

بازدید از املاک در سایت زیر

www.medisasepher.com


برچسب‌ها: زندگی درترکیه, زندگی در استانبول, شرایط زندگی استانبول, اخذ اقامت ترکیه
[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۱ ] [ 22:37 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

آنتالیا 

آنتالیا شهری است که قدمت آن به زمان لیدیه بازمیگردد ( 3000 سال ) – و نامش به ترتیب پامفیلیا – آدالیا – تالیا و در نهایت آنتالیا میباشد.

شهر آنتالیا در ساحل دریای مدیترانه در جنوب غربی ترکیه قراردارد . درسال 2011 به عنوان سومین شهر پر بازدید جهان درلیست پربازدیدترین شهرهای جهان جایگزین نیویورک شد .  

این  شهر پایتخت توریسم و کشاورزی ترکیه میباشد وبا داشتن سواحل طولانی و تنوع طبیعی ( جنگل – دشت – دریا – رودخانه ) و فرهنگ سنتی ترکیه روز به روز بر شمار بازدیدکنندگان این شهر می افزاید.  بیشترین توریستهای این شهر به ترتیب شامل : کشورهای روسیه و آلمان ( 65 درصد) – هلند ( 20 درصد ) – ایران ( 5 درصد ) و 10 درصد سایر کشورهای دنیا – و بیشترین خریداران ملک در این شهر از کشورهای روسیه و آلمان میباشند.


آب و هوای آنتالیا 

آب و هوای این شهر به طور کلی مدیترانه ای بوده که در فصل تابستان گرم و در زمستان معتدل و بارانی می باشد. این شهر در ده ماه سال آفتابی و تنها در ماه آبان و آذر که به اصطلاح خود ترکها ماه مرده از نظر تورییست محسوب میشود کمتر توریست دارد و در ده ماه سال هتلها صد در صد فعال هستند.

بطور متوسط در سال ۳۰۰ روز آفتابی و ۴۰ تا ۵۰ روز بارانی بوده و متوسط دمای سالیانه حدود ۱۸٫۷ درجه سانتیگراد است.

 

مناطق آنتالیا

 

آنتالیا از بخش های زیر تشکیل شده است :

از شرق به غرب

سیده : شرقی ترین بخش آنتالیا و قدیمی ترین شهر در بین کشورهای اطراف مدیترانه میباشد  که شامل آثار باستانی روم شرقی و  بسیار زیبا میباشد

بلک : منطقه ای مشتمل بر زمین های گلف و زمینهای هموار و سرسبز

کندو : منطقه نزدیک به شهر با ساحل ماسه ای ( اکثر هتل ها در این قسمت قرار دارند ) 

لارا : مرکز شهر

کنی آلتی : غرب لارا و تقریبا مرکز شهر محسوب میشود و فاصله آن با مرکز شهر ده دقیقه میباشد.

کمر: غربی ترین نقطه آنتالیا که در واقع ترکیبی از کوه و جنگل و دریا و از نظر بافت مثل شمال ایران میباشد . تمام زمینها سنگ فرش و اروپایی نشین است. در فاصله 40 کیلومتری مرکز شهر آنتالیا واقع شده است.

 

جمعیت آنتالیا :

جمعیت آنتالیا 2 میلیون نفر میباشد که 700.000 نفر در مرکز آنتالیا مستقر هستند – ولی به علت تردد توریسم این شهر مملو از ساختمانهای بی شمار و متعدد میباشد. که اغلب باعث تعجب بازدیدکنندگان میباشد که با این جمعیت بسیار کم این همه ساختمان و ساختمان سازی رو به رشد از چه بابت میباشد . که علت آن دقیقا خرید این آپارتمان ها توسط توریست ها برای اقامت دو سه ماهه در تابستان و تعطیلات میباشد.

 

امنیت شهر آنتالیا :

این شهر دارای امنیت بسیار بالایی میباشد و لازم به تاکید است که در  شهر آنتالیا با توجه به اینکه پلیس تمامی خیابان ها را با دوربین تحت نظر دارد و هرگز خلافی صورت نمیگیرد . و روی این موضوع کنترل شدیدی وجود دارد.

 



اماكن ديدني آنتالیا 

پارك آبی آکوالند

پارک آبی آکوا پارک : هتل ددمان

پارک آبی تروی آکوا : بلک

شهر قدیمی آنتالیا  شامل قلعه  و بندر ( كاله ايچي)

بازارهای تو در تو سنتی فروش ادویه و انواع شیرینیهای سنتی ترکی منتهی به بندر کاله ایچی

دروازه Hadrian، یکی از دروازه های باقی مانده  بر دیوار شهر قدیمی آنتالیا (Kaleiçi)- ( دروازه امپراطوری روم شرقی)

پارک  Karaalioglu : درست در جنوب کاله ایچی در مرکز شهر  قراردارد  و پیاده یا با تراموا میتوان به آن رسید.

ساحل کنی آلتی ( بیچ پارک)

موزه باستانشناسی آنتالیا ( در کنی آلتی )

مینی سیتی ( مقابل مرکز خرید میگروس ) یک شهر کوچک شامل نمونه های کوچک از آثار و ساختمانهای معروف جهان –

آبشار دودن

جزیره موش ( Sican Adasi)

آبشار ماناوگاد

شهر باستانی پرگ شامل : آکروپولیس (قدمت آن به عصر برنز ) ،دروازه شهر، حمام رومی،

کلوزیوم اسپندوس ( تئاتر روم باستان )

پارک ملی و رودخانه خروشان  Köprülü – که شامل رافتینگ ( قایق سواری ) در 90 کیلومتری شرق آنتالیا

آمفی تئاتر سیده ( تنها آمفی تئاتری که به کوه تکیه نکرده – بلکه خود کوه را تبدیل به آمفی تئاتر کرده اند ) و معابد آپولو ، آتنا،  باقی مانده های باستانی روم شرقی در سیده

بندر معروف دزدان دریایی سیده

شهر جدید سیده

تله کابین  در منطقه زیبای اولوپینار ( در نزدیکی کمر)

سواحل فاسلیس – کلوپاترا – پارادایس – جزایر سه گانه کمر

 


تفریحات آنتالیا :


در آنتالیا همه گونه امکانات تفریحی موجود میباشد.


از جمله پاراگلایدر – جت اسکی – اسکی روی آب – تله کابین در کوهستانهای سرسبز- استفاده از پارکهای آبی – اسب سواری – خرید - جیپ سافاری- کواد سافاری – بوگی سافاری  – تورهای نیم روزه و یک روزه و دوروره با قایق های تفریحی -  غواصی در دریای مدیترانه به همراه مربی - بازدید از موزه ها – بازی گلف – رافتینگ در رودخانه وحشی ( تور یک روزه به همراه ناهار) – شب ترکی ( انواع رقص محلی و رقص سما به همراه شام و نوشیدنی ) -  حمام ترکی ( سونا خشک و بخار – کیسه – پیلینگ – ماساژ کف و ماساژ با روغن های گیاهی ) – در صورت درخواست حمام آقایان و خانم ها جدا میباشد زیرا ترک ها مردمی مسلمان هستند.


مراکز خرید آنتالیا


-       Migros : Konyalty

-       Terra city:Lara

-       Deepo Outlet Center :

-       Laura Shopping Center :Lara

-       Shemall :Lara

-       Özdilek Park 

-       Terra City : Lara

 

 شرکت مدیسا سپهر لیان  نمایندگی فروش آپارتمان و ویلا در آنتالیا و آلانیا


یازده سال تجربه کاري در زمینه  توریسم و زندگی در  ترکيه 


اطلاعات بیشتر :


09398166995


بازدید از املاک در سایت زیر


www.medisasepher.com 

 


برچسب‌ها: زندگی درترکیه, زندگی درآنتالیا, شرایط زندگی آنتالیا, اخذ اقامت ترکیه
[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۱ ] [ 22:10 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

شرکت مدیسا سپهر لیان  نمایندگی فروش آپارتمان و ویلا در آنتالیا و آلانیا

یازده سال تجربه کاري در زمینه  توریسم و زندگی در  ترکيه 

دارای کادری مجرب

1-      ارائه به روزترین املاک در ترکیه از طریق  وبسایت

2-       ارائه مترجم و راننده با سابقه در ترکیه  در تمامی مراحل خرید ملک

3-       کسب اقامت  در سریع ترین زمان

4-       خدمات اجاره منزل

5-      خدمات ارائه وکیل

6-      تجزیه و تحلیل حقوقی

7-      خرید اثاثیه منزل ( طبق قرارداد با شرکت IDER و RENDI ) پایین تر از قیمت بازار

8-      اجاره خودرو  پیش از ورود به مقصد به صورت آنلاین 

9-      ترانسفر رایگان از فرودگاه به هتل ( یا محل اقامت ) و برعکس

10-   در صورتی که مشتری خدمات هتل خود را شرکت ما دریافت کند پس از خرید ملک مبلغ هتل عودت خواهد شد.

 

شرکت مدیسا سپهر لیان  نمایندگی فروش آپارتمان و ویلا در آنتالیا و آلانیا

یازده سال تجربه کاري در زمینه  توریسم و زندگی در  ترکيه 

اطلاعات بیشتر :

09398166995

بازدید از املاک در سایت زیر

www.medisasepher.com



برچسب‌ها: فروش ملک در ترکیه, آلانیا, آنتالیا, اقامت ترکیه, زندگی در ترکیه
[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۱ ] [ 22:1 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
یک خواب دیدم. نمیدونم گفته بودم چند وقت بود دوست میداشتم بمیرم . نه برای اینکه زندگی را دوست ندارم ولی برای اینکه خیلی خوابهایی خوبی دیده بودم که در حال پرواز و لذت و عشق بودم. که یک شب خواب  دیدم کسی به من گفت :" اگر الان بمیری ( یا به عبارتی منتقل شوی به مرحله بعد ) جایت در برزخ در میان افراد بلاتکلیفه .هنوز ماموریت ات تمام نشده . و خیلی کارها باید بکنی .

و من دیگه چنین خواسته ای ندارم و خیلی هم شرمنده هستم که چنین ساده لوحانه فکر کرده بودم. باید تا وقتی به ما زمان دادند تلاش کنیم و خدا رو شکر کنیم.


چون منزل ما خاک نیست گر تن بریزد باک نیست
اندیشه‌ام افلاک نیست ای وصل تو کیوان من

 

نه شرقییم، نه غربییم نه بییم، نه بحرییم
نه از کان طبیعیم، نه از افلاک گردانم 

نه از خاکم، نه از آبم، نه از بادم، نه از آتش
نه از عرشم، نه از فرشم، نه از کونم، نه از کانم

نه از هندم، نه از چینم، نه از بلغار و صقسینم
نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم

نه از دنیی، نه ازعقبی، نه از جنت، نه از دوزخ
نه از آدم، نه از حوا، نه از فردوس رضوانم

مکانم لا مکان باشد، نشانم بی نشان باشد
نه تن باشد، نه جان باشد، که من از جان جانانم

[ شنبه ۱۳۹۲/۰۴/۰۱ ] [ 19:12 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
راستی فیلم The help رو هم دوباره دیدم. بعضی فیلمها رو دو سه بار می بینم و بعضی فیلمها رو اصلا نگاه نمیکنم حتی اگه خیلی پرفروش باشه مثل فیلم اره - یا یکسری فیلمها که تو سوپر میفروشن .همش مسخره بازی میکنن.

انقدر من این فیلم The help  رو دوست دارم که نگو.

از اینکه نویسنده فیلم حق اون آدمهایی که با سیاه پوستها بدرفتاری میکنن رو کف دستشون میذاره و اینکه اون سیاه پوستها با هم دست به یکی میکنن. خیلی خوشم میاد. از اینکه شخصیت اصلی فیلم یک دختر مستقل و محکم و با اراده و "متفاوت" نسبت به زمان خودش هست.. نسبت به دختران همسن خودش که البته اونو طرد کردند...

مثلا اون موقع خودشون رو با اون همه تکبر و پستی از اون بهتر می دیدند..الان هم همینطوره...خیلی وقتها کسایی طرد میشن که آسمانی هستند از جنس نور. و کسانی که پست هستند خودشون را بالا و والامقام میدونن.جامعه ای که به کسانی که روح انسانیت توشون زنده است به شکل غیر طبیعی و غیر عادی نگاه میکنه. 

خیلی خوبه آدم شخصیت واقعی اش رو نفروشه تا بدل یکی دیگه رو بدست بیاره و خودش باشه و تظاهر نکنه و نخواد با جامعه ای همرنگ شه که توش انسانیت مرده. کسانی که این فیلم رو دیدن میدونن چی میگم. شخصیت های بی تکلف و خوب فیلم تو جامعه طرد میشن  و آدمهای ظاهرساز و دروغ گو به نظر موفق میان و مهمونی میدن و با هم رفت و آمد میکنن.

[ چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۱ ] [ 19:8 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]


کارتی را که می بینید، طرح جدیدی است که برای بلیط های هواپیما در نظر گرفته شده است. این بلیط هوشمند حاوی اطلاعات کامل پرواز شما به صورت آنلاین میباشد که در صورت تغییر در اطلاعات مانند تاخیر یا کنسل شدن پرواز، به صورت خودکار توسط گیرنده های این کارت اطلاعات را به شما نشان خواهد داد. اما این کارت توانمندی های دیگری نیز دارد!

 

 



نوار کناری این کارت، به صورت یک نوار قابل جداسازی میباشد که به اندازه مچ دست شما طراحی شده است. در دو سوی این نوار دو دکمه مغناطیسی وجود دارد که در صورت اتصال با یکدیگر، به عنوان باتری (یکی قطب مثبت و دیگری منفی) فعال شده و روی این نوار اطلاعات دیجیتالی نشان داده خواهد شد. این اطلاعات شامل ساعت، تاریخ و مشخصات پرواز شما می باشد که در طول سفر برای شما مفید خواهند بود.



[ شنبه ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ ] [ 14:45 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

یکی‌ از شرکت‌های هواپیمایی برای تبلیغ و فروش بلیطهای پرواز‌های مختلفش، تسهیلات خاصی‌ رو برای بیزنسمن هایی که همسرانشون رو همراه خودشون به سفر‌های هوائی اون شرکت میبردن, در نظر میگیره و ۵۰% تخفیف روی بلیط اونها قائل میشه. بعد از مدتی‌ که می‌بینن این طرح با استقبال خیلی‌ زیادی مواجه شده و اکثر بیزنسمن‌ها همسرانشون رو در پرواز‌ها همراه خودشون میبرن, با فرستادن نامه‌ای به همسران این افراد, نظرشون رو در مورد سفر‌ها جویا میشن و پاسخی که از تمام این زنها دریافت میکنند,همین دو کلمه بوده..... کدوم سفر؟!!!!!!!

 

[ شنبه ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ ] [ 14:23 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
برای مشاهده عکسها  لطفا به ادامه مطلب مراجعه شود.
ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۱۶ ] [ 11:51 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
برای مشاهده عکسها  لطفا به ادامه مطلب مراجعه شود.
ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۱۶ ] [ 11:32 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

بیائید با هم به مسافرت برویم
 
بکجای دنیا مایلید سفر کنید  ، فقط کافی است روی کشور   دلخواه خود کلیک کنید ودر آنجا بسیر وسیاحت بپردازید

 

France          
                           U.S.A          
                                   Scandinavie    
                                                     Bulgarie    
                                                                Roumanie   
                                                                              Allemagne   
                                                  Amérique du Sud   
                                        Espagne   
                           Canada 
                   Grèce 
        Belgique 
  Japon 
            Afrique 
                        Portugal 
                                       Autriche 
                                               Australie 
                                                           Les Caraïbes   
                                                                              Alaska 
                                                                                          Hongrie 
                                                                              Croatie 
                                                       ÎLE de Norfolk   
                                     Luxembourg 
                            Mexique 
                 Hollande 
          Pologne 
 Prague 
             Andorre 
                     Londres 
                                 Saint-Pétersbourg 
                                                             Israël 
                                                                      Irlande 
                                                                         Ecosse/Oban/ Glasgow 
                                                              Écosse 
                                   Nouvelle Zélande 
                               Fidji 
                    Singapour 
 Hong  Kong 
                 Thaïlande 
                             Thailande 2 
                                             Ko Samui 
                                                        Turquie

 Chypre 

[ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۱۶ ] [ 11:5 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

 هتل 5 ستاره اورنج کانتی

 نام هتل : اورنج کانتی / Orange COunty
وب سایتwww.orangecounty.com.tr/en//
درجه هتل : 5 ستاره
منطقه : کمر
سرویس هتل : U.ALL

------------------------------------------------------------------------
اورنج کانتی شامل 513 اتاق های لوکس ، خانه هایی مدل Volendam که بسیار جذاب برای خانواده ها طراحی شده است . استخر روباز 5000 متر مربع میباشد و دارای ساحل و اسکله با شکوه ، غذاهای بین المللی میباشد.
این هتل در فاصله 60 کیلومتر (1 ساعت) به فرودگاه آنتالیا ، 45 کیلومتر (45 دقیقه) را به مرکز شهر آنتالیا و 250 متر (5 دقیقه) به مرکز شهرستان کمر میباشذ.


امکانات :
*رستوران
*بار
* استخر
* اتاق بازی
* کافی نت
* آرایشگاه
*پزشک
*بازار جواهرات
* بوتیک
* فروشگاه عکس.


------------------------------------------------------------------------
خدمات رایگان :

صندوق امانات ، استفاده از حمام ترکی - سونا ، مرکز تناسب اندام ، حمام بخار ، تنیس روی میز ، استفاده از چتر ، تشک ، ورزشهای آبی بدون موتور ، انیمیشن و برنامه های شاد ،فعالیت های روزانه ، کافه اینترنت می باشد.

سایر خدمات :
* اتاق ماساژ
* جکوزی
* تنیس روی میز
* بیلیارد
* بولینگ
* مهد کودک

برای کودکان :
سرسره های آبی ویژه کودکان و نوجوانان باشگاه (4 -- 12) * (00 - 06 سال بچه ها).

پرداختنی محلی :
* ماساژ بولینگ و بیلیارد
* اتاق بازی
* دوچرخه
* آرایشگاه
* جواهرات
* دکتر بازار بوتیک
* فروشگاه عکس.

-----------------------------------------------------------------------
امکانات اتاق :

* تلویزیون
* تهویه مرکزی
* تخت / مبل
* مینی بار
* صندوق امانات
* سشوار
* تلفن مستقیم


ساحل :
هتل به طور مستقیم در خصوصی مخلوط ماسه / ساحل ریگ واقع شده است. تخت مخصوص آفتاب گرفتن ، چتر رایگان ، هزینه تشک مجزا



صبحانه 7:00 - 10:00
صبحانه دیروقت -- 11:00
ناهار 12:30 - 14:30
شام 18:30 -- 21:30
اسنک نیمه شب و سوپ 23:30 - 00:30
رستوران آلاکاتر : ناهار اسنک 12:00 - 16:00
رستوران آلاکاتر : بوفه (شام) 18 : 30 -- 21 : 30
صبحانه (کنتیننتال ) 08 : 00 -- 10 : 30 گراند کافه
ناهار (اسنک هلندی) 12:00 - 16:00 گراند کافه
قهوه و کیک خدمات 16:00 - 17:00 گراند کافه
18:00 Aperative خدمات -- 19:30 گراند کافه
رستوران آلاکاتر هلندی شام 19:30 - 21:30 گراند کافه (هلندی و آشپزی بین المللی)
رستوران نامحدود محلی و برخی نوشیدنی واردات 09 : 00 - 24 : 00 گراند کافه
نوشابه گازدار ، آبجو ، آب میوه ها متمرکز 11:30 -- 24:00
رستوران آلاکاتر دریایی (ماهی رستوران) 19 : 00 -- 21 : 30 (پس از رزرو)
اسنک ترکی (ترکی پیتزا ، gozleme ، و غیره) 11:30 - 17:00
Meyhane (6 روز) (بر رزرو) 19 : 00 -- 21 : 30
Cafee بول داگ 18 : 00 - 01 : 00
بار لابی : 24 ساعت
بار ویتامین: 10:00 -- 19:00
آب پرتقال تازه در ساعات کاری
کافه اسنک 16:00 - 18:00
دیسکو 23:00 -- 02:00
Minibar یک بار در روز
در بعضی ساعات بستنی سرو میشود.

 

[ یکشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ ] [ 13:3 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
سفرنامه قونیه - کاپادوکیا شهر مریخی 

 

کاپادوکیا عجیب ترین سرزمینی که دیدم . پر از کلیسا در دل کوه ها و عکس های عجیب غریب توی کوه - و شهر های زیر زمینی - 

مسیر کاپادوکیا مسیری بود که من سال 90 بعد از یک پرس و جو از اهالی فن به این نتیجه رسیدم که حتما باید برم. مخصوصا که ما چند سال بود به دلیل شغل و تخصص مان مدام به ترکیه و آنتالیا می رفتیم و این برای روحیه ماجراجو یعنی مرگ .

چرا؟ چون روحیه ماجراجو هیچوقت قبول نمیکنه یک شهر را دوبار ببینه . 

این شد که با اهالی فن صحبت کردم که یکی از آنها شهر ترابزون را پیشنهاد داد در کنار دریای سیاه و دیگری کاپادوکیا. 

کلا من چون زیاد شهرهای ساحلی بودم ترجیح دادم کاپادوکیا را انتخاب کنیم . 

و این شد که از آنتالیا یک ماشین کرایه کردیم به شکل زیر. 

که ظاهر زیبا داشت . اما گویا از نظر فنی خراب بود.( حالا بعدا میگم چه بلایی سرما آورد ) .

اون تایم که ما تصمیم گرفتیم برریم کاپادوکیا ، اساسا هنوز در مارکت ایران کسی قصد چنین سفری نمیکرد. 

 

 

[ پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۷ ] [ 18:54 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

سال 2009 مالزي پذيراي بيش از 19 ميليون گردشگر بود


وزارت توريست مالزي طي اطلاعيه اي آمار ورود گردشگران خارجي در سال 2009 به اين كشور را منتشركرد. اين وزارتخانه با انتشار آمار سال 2008 روند نزولي حدود 12 درصدي آن را نسبت به سال 2009 اعلام  و علت آن را بحران اقتصادي جهاني خواند.

نكته جالب در اين گزارش افزايش 31 درصدي آمار گردشگران ايراني و كاهش 45 و 13 درصدي كشورهاي عربي  همسايه نسبت به سال ميلادي  قبل مي باشد.

قسمتي از آمار منتشره به شرح زير مي باشد:

                                                   سال 2008        سال 2009             تغييرات ( درصد)

جمع كل گردشگران:                   22,052,488         19,456,525              %11.8- 

گردشگران ايراني:                            63,165                82,838                    %31.1+

گردشگران اماراتي:                          34,994                 19,021                    %45.6-

گردشگران عربستان صعودي:             74,632                64,749                    %13.2-

 

 

 

[ پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۱۰ ] [ 10:29 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

آنتالیا (به ترکی: Antalya) نام مرکز استان آنتالیا و از شهرهای مهم کشور ترکیه است. در ۲۰۰۷ جمعیت این شهر ۷۷۵٫۱۵۷ نفر بر آورد شده‌است. این شهر که به عنوان مرکز گردشگری و تفریحی در ترکیه محسوب می گردد دارای جاذبه های فراوان و مناظر حیرت انگیزی می باشد. در این شهر بلوارهای زیبا با درختان نخل و لنگرگاهها خود نمائی می کند. در این شهر و در بخش قدیمی و تماشائی آن منطقه کاله ایجی قرار دارد. بافت خاص منطقه که شامل خیابانهای کم عرض و پیچ در پیچ بوده به همراه خانه های قدیمی که توسط دیوارهای قدیمی محصور شده ، بسیار جلب توجه می کند.

شهر آنتالیا در همان ابتدا یعنی از سال 159 قبل از میلاد که توسط آتالوس بنا نهاده شد محل سکونت و زندگی مردم بوده است. آتالوس بود که نام این شهر را آنتالیا نامید. این شهر قبل از اینکه بدست عثمانی ها بیفتد تحت تصرف رومی ها ،بیزانسیها و سلجوقیان بوده است.

چه چیزی جذاب تر از مناطق رویائی وکوهستانی زیبا ، با تنوع گیاهی بسیار زیبا و جلوه با شکوه دریا در این منطقه که اگر خرابه های تاریخی وباستانی باقیمانده از گذشته را نیز به این مناظر اضافه کنیم ارزش انجام یک گردش روزانه در این منطقه را دو چندان خواهد کرد .در حومه شهر آنتالیا مناطقی وجود دارد که امکان گردش روزانه و مفرح را برای گردشگران فراهم می آورد.از آن جمله گردشگران می توانند از آبشارهای دودن که در 14 کیلومتری شرقی شهر آنتالیا قرار دارد دیدن نمایند.

در این منطقه این امکان برای آنها وجود دارد تا در پشت آبشار قدم بزنند .آبشارهای دودن در مسیر ساحلی لارا مستقیماً بدریا سرازیر می شود. از نمونه های دیگر دیدنی این مناطق می توان از آبشار کورشون لو و دریاچه نیلوفر که هر دو در 18 کیلومتری آنتالیا قرار دارد با آن مناظر زیبا و باشکوهش نام برد.

ساحل ماسه ای لارا در حدود 12 کیلومتری شرق آنتالیا قرار دارد. سواحل کنیا التی هم در نزدیکی آنتالیا و در غرب آن قرار دارد. از آن منطقه مناظر زیبای کوههای مقابل قابل رویت می باشد. کمی دورتر پارک ملی( ‍Beydoalari -بی دعا لاری) و ساحل توپ جام قرار دارد که از جمله مناظر دیدنی دیگر این منطقه محسوب می شوند.

در این منطقه جزیره طبیعی و زیبای مسیحیان را نیز نباید فراموش کرد. در منتهی الیه شمالی پارک امکانات لازم جهت برپائی چادر و استفاده از مناظر مهیا می باشد. در صورتیکه قصد دارید تا منطقه وسیعی از مناظر را در زیر پاهای خود تماشا کنید مجموعه امکانات تفریحی و رستوران های موجود در بالای تپه تون اکتپه گزینه خوبی برای شما خواهد بود.

 

[ دوشنبه ۱۳۸۷/۱۱/۱۴ ] [ 17:16 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

شنگن و ویزای شنگن چیست؟

 قرارداد شنگن ۲۱ سال پیش در روستایی به نام شنگن در لوکزامبورگ به مورد اجرا درآمد. هدف اصلی امضا کنندگان این قرارداد برچیدن مرزها میان کشورهای امضاکننده و استعمال سیاستی همآهنگ در زمینه های امنیتى، اطلاعاتی و صدور حکم پناهندگی و روادید کوتاه‌مدت یعنی تا سه ماه است.

 خبرگزاری "دویچه وله" در گزارشی به بررسی "قرارداد شنگن" پرداخته است که متن آن در پی می آید:

چند کشور اروپای شرقى، با اینکه عضو اتحادیه‌ی اروپا هستند، در حال حاضر اما از همه‌ی مزیتها و موقعیت‌های قرارداد شنگن برخوردار نیستند. از جمله تسهیلات رفت و آمد میان مرزهای کشورهای شنگن در مورد آنها به اجرا گذاشته نمى‌شود.

آیا اعضای اتحادیه‌ی اروپا از حقوق برابر برخوردارند؟

اگر قرارداد شنگن مطرح باشد باید گفت خیر. بر پایه‌ی این قرارداد کنترل مرزی تقریبا به صفر می‌رسد و در مرزهای خارج از محدوده‌ی کشورهای شنگن متمرکز می‌گردد. در حالی که
۱۰ کشور اروپای شرقی که هم اکنون عضو اتحادیه هستند به اضافه‌ی بلغارستان و رومانی که از آغاز سال آینده‌ی میلادی به مجمع می‌پیوندند مشمول قرارداد شنگن نمی‌شوند، ایسلند و نروژ که عضو اتحادیه نیستند، جزو کشورهای شنگن به حساب می‌آیند. اما تعویق در لغو کنترل مرزی از اعضای اروپای شرقی اتحادیه، به قول ولفگانگ شویبله، به هیچ رو یک تصمیم سیاسی نبوده و تنها جنبه‌ی فنی دارد. شویبله می‌گوید:

کشور آلمان هیچ دلخوشی از تأخیر و تعویق ندارد. برعکس، ما می‌خواهیم که همه چیز به خوبی و به سود اعضای جدید اتحادیه پیش برود. اما اروپایی که مرزهای درونی نداشته باشد، نباید در مردم احساس ناامنی ایجاد کند چرا که این به معنای مرگ هرگونه پیشرفت در راه وحدت است.

جنبه فنی‌ای که دست اندرکاران اتحادیه به آن اشاره می‌کنند، سیستم داده پردازی‌اى است که توسط آن اعضای قرارداد شنگن بتوانند داده های آیندگان و روندگان به مرزهای شنگن را به آسانی کنترل و مبادله کنند. قرار است سیستم اطلاعاتی کامپیوتری تا پاییز
۲۰۰۸ از چنین توانمندی برخوردار شده باشد.

اما به راستی شنگن کجاست و چیست؟

بر پایه آمارهای سازمانهای سنجش در آلمان، سالانه تا سی هزار نفر بدون روادید وارد اتحادیه اروپا می‌شوند. بدین ترتیب عجیب نیست اگر گاه و بیگاه در مطبوعات اروپا شاهد عنوانهایی از این قبیل باشیم که: اروپا دروازه ها را بروی مهاجران می‌بندد. قرارداد شنگن در سال
۱۹۹۰ نخست میان کشورهای بنلوکس و آلمان و فرانسه امضا شد. این پیمان در سال ۱۹۹۵ یعنی ۲۱ سال پیش در روستایی به نام شنگن در لوکزامبورگ به مورد اجرا درآمد. تا سال ۱۹۹۸ پرتغال، اسپانیا، ایتالیا، اطریش، دانمارک، سوئد، فنلاند و یونان هریک جداگانه به این کشورها پیوستند. البته مفاد کامل پیمان در مورد یونان معتبر نیست.

هدف اصلی امضا کنندگان برچیدن مرزها میان کشورهای نامبرده و استعمال سیاستی همآهنگ در زمینه های امنیتى، اطلاعاتی و صدور حکم پناهندگی و روادید کوتاه‌مدت یعنی تا سه ماه است. در زمینه‌ی امنیت و نظارت بر رفت و آمد اشخاص، یک منبع اطلاعاتی در استراسبورگ دایر شده که به صدور ویزا و پیگرد متهمان و متخلفان نظارت می‌کند. در سال
۱۹۹۹ اتحادیه اروپا قرارداد شنگن را عملا در دوایر خود ادغام کرد و بدین ترتیب یک منبع اطلاعاتی و انتظامی عظیم از شمال اروپا در ایسلند تا دریای مدیترانه در جنوب اروپا پدید آورد. از جمعیت ۳۸۰ میلیونی اتحادیه اروپا در حال حاضر ۵ درصد را خارجیان غیر اروپایی تشکیل می‌دهند که به طور مساوی در کشورهای اتحادیه تقسیم نشده‌اند و اکثر ایشان یعنی بیش از ۷ میلیون در آلمان اقامت دارند.

البته گفتنی است که این آمار از جمله به خاطر شرایط آسانتر تابعیت در فرانسه و انگلیس هم هست. به عبارت دیگر بسیاری از خارجی تباران فرانسوی و انگلیسى، رسما شهروندان این کشورها و در نتیجه خارجی به حساب نمی‌ایند. در کشورهای نامبرده به ترتیب
۳ و نیم و ۲ میلیون غیر اروپایی زندگی می‌کنند. چون این عده غالبا در بازار کار و جامعه، جذب نمی‌شوند، اکثرا در مناطق پرجمعیت و فقیرنشین متمرکز می‌گردند و به همین دلیل همواره با تنشهای اجتماعی دست به گریبانند. درصد بالای بیکاری و ارتکاب به اعمال غیر قانونی نتیجه‌ی این نوع تمرکزها است.

اما این مهاجران از کجا و چرا و چگونه به اروپا می‌آیند؟ بى‌گمان از فاجعه کشته شدن
۵۸ پناهجوی چینی که خبر آن در رسانه های همگانی انتشار یافت، اطلاع دارید. این اشخاص قرار بود توسط قاچاقچی با یک کامیون حاوی سبزیجات به انگلیس منتقل شوند ولی همه‌ی آنها زیر تل خواربار خفه و کشته شدند. حقیقت این است که سالانه ۱۰۰۰ انسان جان خود را در راه مهاجرت به اروپا از دست می‌دهند، ولی مهاجرت همچنان ادامه دارد. عده کثیری از مهاجران اروپا را افریقاییانی تشکیل می‌دهند که از طریق مراکش و جبل الطارق از دریای مدیترانه به اسپانیا سفر می‌کنند. وقتی به جنگها و کشتار خلقهای افریقا نظری می افکنیم، وقتی در الجزایر سن چهار پنجم از بیکاران، پایینتر از سی سال است، تعجبی ندارد که عده‌ی زیادی به علل سیاسی و اقتصادى، وطن خود را ترک گویند و رفاه و امنیت را در اروپا بجویند. این واقعیت در مورد مهاجرانی که از خاورمیانه به اروپا می‌آیند نیز کاملاً صدق می‌کند که اکثراً ایرانی یا اهل ترکیه و سوریه هستند. برای مثال بیش از ۲۵۰ هزار کرد از کشورهای متبوع خود گریخته و با کشتی های کهنه و خراب توسط قاچاقچی‌ها از راه دریا به ایتالیا آورده و در ممالک اروپایی پراکنده شده‌اند.

اما بخش اهم مهاجران به اروپا را اهالی اروپای شرقی تشکیل می‌دهند که بیشتر از اتحاد شوروی سابق به عنوان آلمانی تبار به این کشور می‌آیند. از سال
۱۹۹۰ تا به حال دو میلیون مهاجر به این ترتیب به آلمان آمده‌اند به خصوص که کافی است یکی از افراد خانواده به نحوی ثابت کرده باشد که پیشینه‌ی آلمانی دارد. از اینها که بگذریم، عده‌ی دیگری نیز به علل کاریابى، پناهجویى، فرار از جنگهای منطقه‌ای نظیر جنگ در لبنان و بالاخره به علت وجود خانواده در اروپا، به اینجا مهاجرت می‌کنند. هرچند تنها یک درصد از مهاجران و فراریان جهان به اروپا پناه آورده‌اند، حکومتهای اروپای غربی به عنوان واکنش علیه ورود و اقامت مهاجران و پناهجویان، به اقداماتی دست زده‌اند که بخشی از قرارداد شنگن را نیز شامل می‌شود. کنترلهای شدیدتر در فرودگاه ها و مرزهای بیرونی کشورهای عضو شنگن، شرایط سخت صدور ویزا برای ۱۳۰ کشور جهان، جلوگیری از ورود کودکان بالای ۱۲ سال بدون ویزا و اخراج بلاشرط پناهجویانی که درخواستشان رد شده، از جمله این اقدامات بشمار می‌آیند.

 

و اما بازگردیم به خود قرارداد شنگن: هرچند افرادی که از روادید یکی از کشورهای عضو شنگن برخوردار می‌شوند می‌توانند بی هیچ مشکل اداری به همه‌ی این کشورها سفر کنند، همزمان با برچیدن مرزهای میان این اعضا، طبق همین قرارداد، کنترل مرزهای خارجی از پرتغال در غرب تا مرز آلمان و لهستان در شرق اروپا، چندبرابر شده و صدور ویزا به همان نسبت مشکلتر و پردردسر گردیده است. منتقدان قرارداد شنگن یادآور می‌شوند که با ادغام مفاد این قرارداد در دوایر اتحادیه اروپا کنترل چند و چون مانبع اطلاعاتی و انتظامى، برای ناظران بیطرف مشکلتر شده و آنها نمی‌توانند به آسانی از رعایت حقوق فردی اشخاصی که تحت پیگرد و یا زیر نظر پلیس شنگن هستند، آگاه گردند.

اشکال دیگر در این رابطه، واگذاری مشخصات مسافران به کشورهای شنگن و پلیس‌های مرزی است که در دفترهای انتظامی این داده ها را از طریق کامپیوتر بین منابع نظامی دیگر رد و بدل می‌کنند. به طوری که در صفحه اینترنتی مبارزه با نژادپرستی آمده، تا بحال مشخصات
۱۰ میلیون نفر در این کامپیوترها ثبت شده که بیشتر به معنی رد تقاضای ویزای ایشان می‌باشد. به علاوه این منبع اطلاعاتی اداری عملاً به یک ابزار سیاسی برای کنترل افراد، تبدیل گشته که حتا شهروندان اروپا را نیز زیر نظر دارد. برای نمونه در سال ۱۹۹۷ که در پی کنفرانس سران اتحادیه اروپا سازمانهای هوادار حفظ محیط زیست، به اعتراض و تظاهرات دست زدند، ۲۹ دانمارکی در هلند دستگیر و پس از ضرب و شتم در اداره پلیس، با یک هواپیمای نظامی به کشور خود رانده شدند. با استقرار سیستم اطلاعاتی ISS ۲ که تا سال ۲۰۰۸ قرار است آماده شود، مشخصات بیومتریک یعنی مادرزادی و بیولوژیک افراد نیز از طریق عکسبرداری ذخیره و در اختیار مقامات امنیتی قرار می‌گیرد که خود مورد انتقاد هواداران حقوق بشر است.

 

[ پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۳۰ ] [ 19:32 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

 

 پرچم ارمنستان

 

جمهوری ارمنستان با 29800 کیلومتر مربع مساحت، در غرب آسیا و در قسمت جنوب غربی منطقه  قفقاز و با کمی فاصله از سواحل جنوب شرقی دریای سیاه واقع شده و همچون کمربندی بین مرزهای جمهوری اسلامی ایران از یک سو و جمهوری آذربایجان و گرجستان از سوی دیگر گسترده شده است.

این کشور از نظر وسعت کوچکترین جمهوری اتحاد جماهیر شوروی محسوب می شد كه از جنوب با جمهوری اسلامی ایران و از جنوب غربی با جمهوری خود مختار نخجوان، غرب با ترکیه و از شمال با گرجستان و شرق با جمهوری آذربایجان مرز مشترک دارد.

ارمنستان کشوری کوهستانی است که در شمال فلات ایران، در غرب فلات ارمنستان و جنوب سلسله جبال قفقاز واقع شده است. این کشور در کمربند زلزله قرار دارد.

از زلزله های بزرگ آن که در سال 1988 رخ داد شهر اسپیتاک با جمعیتی حدود 25000 نفر به کلی ویران شد.

ارتفاع ارمنستان از سطح دریا 5900 پا (1800) متر است و تنها کمتر از 10% سرزمین ارمنستان ارتفاع کمتر 3300 پا ارتفاع دارند.

بلندترین قله ارمنستان

آراگاتس یا آلاگیاز است که در شمال غرب این جمهوری واقع است و 4090 متر ارتفاع دارد. از قلل معروف این کشور می توان بازوم  پامباک  آرکونی شاخداگ  واردنیس  می توان نام برد.

آب ها

نکته مهم در مورد ارمنستان عدم دسترسی این کشور به آبهای آزاد است. مهمترین دریاچه ارمنستان  دریاچه سوان، در شرق این کشور واقع شده است و نقش بسیار چشمگیری در اکوسیستم منطقه ایفا می کند و چون در ارتفاع  1924 متری از سطح دریا قرار گرفته است، یکی از مرتفع ترین دریاچه های آب شیرین بزرگ جهان است.

با توجه به کوهستانی بودن این کشور رودهای ارمنستان اکثرا کوتاه و بسیار سریع هستند.

اکثر رودهای ارمنستان یا به طور مستقیم به رود  ارس ریخته و از آن طریق نهایتا به دریاچه خزر سرازیر می شوند و یا از طریق رودهای کورا  یا آخوریان  به رود ارس می ریزند.

مهمترین رود های ارمنستان: رود  کورا  که از گرجستان سرچشمه می گیرد و به خزر می ریزد.

آخوریان که در مرزهای ارمنستان با ترکیه قرار دارد.

 هرازدان که از شهر ایروان می گذرد.

رود آریا که به دریاچه   سوان وصل شده.

وروتان یا بارگیوشات  که از رودهای مهم است.

مسئله حائز اهمیت در باره رودهای ارمنستان این است که رودهای این کشور اگرچه می توانند به عنوان منبع خوبی برای تامین انرژی الکتریسته و آب مصرفی کشور به کار روند ولی به واسطه وجود آبشارها، سرعت زیاد آب جاری در آنها و پهنای کم این رودها قابل کشتیرانی نبوده و این امر مشکل ارتباطات و حمل و نقل در ارمنستان را که یک سرزمین بسته است افزایش داده است.

شهرها

پایتخت ارمنستان   شهر ایروان است که بیش از یک سوم کل جمعیت کشور را تشکیل می دهد.

از دیگر شهر های مهم ارمنستان شهر  گیومری (لنیناکان) آبویان آخوریان آنادزور (کیروواکان)آماسیا مارالیک آپاران تساخکاهوویت آرتاشات آشتاراک اجمیادزین قاپان گوریس گوگارک اوکتمبریان هرازدان ایجوان مارتونی  ماسیس الاوردی وادنیس کامو را می توان نام برد. 

تاریخ 

کاوش های باستان شناسی در ارمنستان حاکی از آن است که از 3000 سال قبل از میلاد مسیح اقوام مختلفی در مناطق مرکزی و غربی ارمنستان سکونت داشتند که مهمترین آنها قوم سوباری  بودند. آنها از نژاد هندو اروپایی و یا نژاد سامی نبودند بلکه شاخه ای جداگانه از نژاد سفید به شمار می رفتند که از دوران بسیار قدیم در قفاز آسیای صغیر و شمال مدیترانه می زیستند. در طول زمان این اقوام به دلیل جنگ های داخلی در میان خود تضعیف گشته و حدود 1500 سال قبل از میلاد مسیح تحت سلطه امپراتور آشور قرار گرفتند.

فشار قوم اشور باعث شد تا اقوام  نائیری و هایا  با یکدیگر متحد گشته و در اطراف دریاچه وان و تحت رهبری  آرامه  حکومت  اورارتو را بوجود  آورند. پایتخت انها شهرتوشپا  بود که بعدها  به وان  تغییر  نام  داد. آرکیشتی  اول پادشاه  اورارتو  در سال  782  ق.م دستور ساخت شهر اربونی را داد  که بعد ها به ایروان شهرت یافت.

آرمن ها (ارامنه) از نژاد هندو اروپایی بوده  و در قرن 6 یا 7 ق. م  به سرزمین اورارتو وارد شدند، آنجا را فتح کردند و زبان خود را بر آنها تحمیل کردند. سپس ساکنان اولیه اورارتو در میان ارمنیان هند و اروپایی حل شدند  و این اختلاط باعث شد که دیگران ملت جدید را  آرمن یا ارمنی و ملت  خود را   های(یا همان هایا) بخوانند.

نام ارمنستان برای اولین بار در کتیبه داریوش در بیستون که مربوط به 521 ق.م است دیده می شود. «سرزمین  پونتس و ارمنستان و... را فتح کردم».

با قدرت گرفتن هخامنشیان در ایران  به تدریج ارمنستان تحت سلطه  امپراتوری هخامنشی قرار گرفت و پس از ان ارمنستان یا تحت سلطه ایران بود و یا تحت سلطه رومیان و بعضا در دوران کوتاهی مستقل بوده.

پس از ظهور اسلام، این کشور به تصرف نیروهای عرب در آمد و حدود دو قرن تحت استیلای خلفای اسلامی بود. از ان پس ارامنه طولانی ترین سابقه استقلال خود را تجربه کردند. تا این که به هجوم ترکان سلجوقی استقلال خویش را از دست دادند. در این دوران قشر عظیمی از ارامنه که حاضر نبودند تن به سلطه سلجوقیان نهند با مهاجرتی عظیم به سمت سیلیسیه رفته و در انجا حکومت تحت عنوان  ارمنستان جدید  پایه گذاری کردند و استقلال خود را به مدت 3 قرن حفظ کردند.

با قدرت گرفتن امپراتوری عثمانی در آسیای صغیر از یک سو و حاکم شدن صفویه بر فلات ایران از سوی دیگر و تقسیم ارمنستان به دو قسمت در سال 1639م. فصل جدیدی در تاریخ ارامنه آغاز می شود که تاثیرات بسیاری در روند جمعیت ارامنه داشته است.

عمده ترین تحول جمعیتی که برای ارامنه ساکن در ارمنستان در این دوران قابل ذکر است مهاجرت گروه عظیمی از ارامنه ساکن در این منطقه به سرزمین های مرکزی فلات ایران بوده است. این مهاجرت گسترده که به دلیل جنگهای ایران و عثمانی و ترغیب شاه عباس صفوی صورت گرفت، باعث گردید که تعداد قابل توجهی از ارامنه به نقاط مختلف ایران کوچ کرده و در استان های غربی و مرکزی کشور سکونت گزینند . این افراد که ایرانیان ارمنی امروز نوادگان انها به شمار می ایند و از مشاغل اصلی آنان در دوران صفویه تجارت کالا و ادویه بین ایران و هند و سایر کشور های اسیایی بود، پایگاه هایی را برای خود در این مناطق بوجود آوردند و بر اساس شواهد ارمنی تبار های ساکن  هند  سنگاپور  چین  و سایر کشور های شرق و جنوب شرق آسیا عمدتاً از نوادگان این ایرانیان ارمنی مهاجر می باشند.

وقوع جنگهای ایران و روس و روس و عثمانی به دلیل قرار گرفتن ارمنستان در خط مقدم نبرد برای این مردم، ویرانی ها و کشتار های وسيع و تاثیرات قابل توجهی بر ساختار جمعیتی انها داشته است.

اما ارامنه ساکن  در آسیای صغیر  تحت حاکمیت سلاطین عثمانی دوران فاجعه آمیزی را آغاز کردند و طی قرن های 17و 18 آنها تلاشهایی را برای رهایی از یوغ امپراتوری عثمانی انجام دادند. اما به دلیل عدم سازمان دهی و ضعف ارامنه در مقابل قدرت امپراتوری نتیجه ان چیزی جز شکست و کشتار های دسته جمعی نبود.

رفتار سرکوب گرانه عثمانی باعث بروز قیام های مردمی ارامنه علیه امپراتوری عثمانی در سالهای پایانی قرن 19 و دهه اول قرن بیست گردید.

با آغاز جنگ جهانی اول و ورود عثمانی به جنگ در کنار المان و اتریش در اکتبر 1914 ارامنه در وضع بسیار اسفباری قرار گرفتند و تمایل ارامنه به پیروزی متفقین و آگاهی عثمانی از این وضع  باعث شد که امپراتوری در خصوص خاتمه دادن به مسائل ارامنه مصمم تر شوند.

به بهانه تخلیه مناطق جنگی از افراد غیر نظامی كوچ دسته جمعی ارامنه آغاز شد و به این ترتیب تعداد ارامنه ساکن در عثمانی به شدت کاهش یافت و اکثریت ارامنه ای که امروزه در سوریه لبنان فرانسه  امریکای شمالی و سایر ممالک غربی زندگی می کنند، فرزندان این کوچ اجباری ارامنه هستند.

ارمنستان از نظر ترکیب قومی بهترین وضعیت را در میان جمهوری های شوروی دارا است و بیش از 93% از جمعیت این جمهوری را ارامنه تشکیل می دهند.

زبان و خط ارمنی

ارامنه معتقد اند که نقش زبان ارمنی در بقای فرهنگ و هویت ملی ارامنه بسیار بیشتر از یک زبان معمولی بوده است. به عقیده آنان طی قرن ها فقدان حاکمیت ملی  تنها نقش کلیسا زبان و فرهنگ ارمنی بوده که بقای ملیت ارمنی را تضمین کرده و باعث گشته که این ملت بتواند تاریخ پر فراز و نشیب و سخت خود را پشت سر بگذارد.

پارویر سواک شاعر ارمنی معاصر، در شعر بسیار معروف زبان مادری می نویسد: طی قرن ها مبارزه برای بقا  زبان ارمنی پناهگاهی بود که اندیشه و احساسات ملی ارامنه در ان محافظت شده است.

طبق نوشته  موسس خورتاتسی مورخ معروف ارمنی قرن 5 م. تا قبل از ابداع الفبا و خط ارمنی هر چند مردم عادی ارمنستان به زبان ارمنی سخن می گفتند ولیکن زبان و خطوط حاکم در نهاد های رسمی دولتی فارسی کهن  آسوری و یونانی بوده  تا این که در سال 406 م. مسروپ ماشتوس شخصی که ارامنه به وی به علت خدمتش به فرهنگ ارمنی، لقب مقدس داده اند، پس از 9 سال تلاش شبانه روزی  الفبای زبان ارمنی را ابداع کرد.

ابداع الفبای ارمنی ناشی از شرایط خاص ارمنستان در قرن 4 و 5 م. است و از یک سو در سال 387 م. و در پی توافقنامه ای که بین ایران و روم به امضا رسیده بود ارمنستان به دو بخش شرقی و غربی تقسیم گردید و فرهنگ ارمنی مورد تهدید فرهنگ های ایران و روم قرار گرفت. از سوی دیگر ترویج دین مسیحیت که از سال 301 م. به عنوان دین رسمی کشور اعلام گردیده بود با مشکل بزرگی مواجه شده بود و مشکل آن بود که مراسم کلیسایی در بخش های شرقی ارمنستان به زبان آسوری و در بخشهای غربی آن به زبان یونانی انجام می گرفت و توده مردم به دلیل عدم آشنایی به این زبانه با بسیاری از تعالیم  جدید بیگانه می ماندند . مجموعه این شرایط به مرام چندین عامل دیگر باعث گردید تا مسروپ ماشتوس که یک روحانی نامدار بود در سال 398 م به فکر ابداع الفبای ارمنی بیفتد.

خط ارمنی از چپ به راست نوشته می شود و حروف جدای از هم و در یک ردیف قرار می گیرند (مثل لاتین و برخلاف فارسی که حروف به یکدیگر می چسبند).

از مسائلی که در این رابطه بوجود امد اين است كه ارمنستان به دو قسمت شرقی و غربی  و در نتیجه زبان ارمنی به دو شاخه با گویش ها و نگارش های  شرقی و غربی تقسیم شد. این دو شاخه در اساس با یکدیگر مشابه اند ولی تفاوت در دستور زبان و مکالمه است. شاخه شرقی زبان ارمنی در ارمنستان فعلی و ارمنی تبار های ایرن حاکم است و شاخه غربی زبان ارمنی مورد استفاده ارامنه ساکن در سایر نقاط جهان است.

پس از استقرار نظام کمونیستی در ارمنستان تحول زبان ارمنی وارد مرحله جدیدی شد. رهبران مسکو در تلاش بودند تا تمامی مظاهر ملی ملیت های ساکن در جمهوری های اتحاد شوروی را از بین برده و نظام یکدست را جانشین نظام چند ملیتی روسیه تزاری نمایند لذا به مبارزه جدی با زبان های ملی موجود از جمله زبان ارمنی پرداختند.

فرهنگستان زبان ارمنی در ایروان که برجسته ترین زبان شناس و ادبیات ارمنستان را در خدمت خود دارد مترادف ارمنی واژه های جدیدی را ابداع کرده است و اصول دستوری و املایی و نحوه نگارش درست این زبان را تحت کنترل خود دارد.

اهمیت استراتژیک  ارمنستان

پس از جنگ جهانی دوم اهمیت استراتژیک ارمنستان کاسته نشد و برای مقابله با تهاجم احتمالی ناتو از طریق ترکیه  صد ها واحد از نیروهای نظامی متعارف بلوک شرق در ارمنستان استقرار یافته اند. پس از فروپاشی شوروی و ایجاد کشور های مشترک المنافع هر چند احتمال تقابل میان نیروهای روسیه و غرب تا حد زیادی  کاهش یافته است ولیکن با توجه به این امر که مرز میان ارمنستان و ترکیه هنوز نیز یکی از اصلی ترین محل های تلاقی بزرگترین قدرت های هسته ای جهان یعنی جامعه مشترک المنافع و ناتو می باشد، پس می توان گفت از اهمیت استراتژیکی ارمنستان از این نظر کاسته نشده است. از سوی دیگر مسائل جدیدی ک مطرح شده که اهمیت استراتژیکی ارمنستان را برای امنیت ملی کشورهای منطقه دو چندان کرده است. یکی از این مسائل که می تواند بر روی امنیت ملی روسیه و برخی دیگر از کشور های منطقه تاثیر مستقیم داشته باشد  طرح تئوری پان تورانیسم است که بر اساس آن کلیه ممالک ترک زبان از مرزهای چین تا بالکان با یکدیگر متحد شده و امپراتوری بزرگی را تشکیل می دهند که کلیه ترک زبان ها را تحت یک پرچم واحد گرد می آورد. طبیعی است که تحقق یک چنین اندیشه ای باعث ایجاد یک امپراتوری بزرگ ترک در اوراسیا شده و کلیه معادلات استراتژیک را در منطقه به هم خواهد ریخت و تاثیر قابل توجهی بر امنیت ملی تمامی کشور های منطقه  خواهد داشت. در این میان تنها كشوری که جلوی تحقق یک چنین اندیشه ای را می گیرد جمهوری ارمنستان است که همچون کمربندی بین ترکیه و جمهوری ترک زبان قفقاز و آسیای مرکزی قرار گرفته و ارتباط آنان را مختل نموده است.

در این میان برخی حامیان غربی برای تحقق اندیشه پان تورانیسم  پیشنهاد هایی را را ارائه کرده ند یکی از جالب ترین انها مبادله مناطق قره باغ زنگزور بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان است (طرح موسم به گوبل ) که از یک سو مشکل قره باغ حل خواهد شد و از سوی دیگر با پیوستن   زنگزور  به آذربایجان  ارتباط زمینی ترکیه با جمهوری های ترک نشین و قفقاز و آسیای مرکزی تسهیل شده و زمینه تحقق افسانه پان تورانیسم مهیا خواهد شد.

مذهب

اکثریت قریب به اتفاق مردم ارمنستان  پیرو کلیسای گریگوری هستند که کلیسای ملی ارامنه بوده و جزو کلیسای  ارتدوکس به شمار می رود.

تاریخچه رشد مسیحیت در ارمنستان

ارامنه قبل از گرویدن به دین مسیحیت بت پرست بوده و بت های بیشماری را می پرستیدند از جمله  آناهید.

پس از ظهور مسیح (ع) و از قرون اول میلادی نخستین پیام آوران مسیحیت وارد ارمنستان شده و به تبلیغ ین دین پرداختند. اولین مبلغان مسیحی در ارمنستان «بار تو قیمئوس  مقدس» و «تادئوس مقدس» از شاگردان حضرت مسیح (ع) به شمار می آمدند. این افراد به دست حکام بت پرست ارمنستان کشته شدند و بعد ها در مقتل انها کلیساهایی ساخته شد. کلیسای  تاده  مقدس  یا همان  قره کلیسا واقع در نزدیکی های  ماکو محل شهادت  تادئوس   می باشد.

با این که از همان ابتدا و به ویژه آغاز قرن دوم میلادی به بعد عده ی از مردم ارمنستان به دین مسیحیت گرویدند ولیکن تا پایان قرن سوم میلادی بت پرستی همچنان اصلی ترین مذهب حاکم بر ارمنستان بود.

در واقع مقدر بود که مسیحی کردن ارمنستان توسط  گریگور مقدس صورت گیرد. گریگور منسوب به خانواده  اشکانی و بنا به روایتی پسر همان مردی بود که به تحریک شاهان ساسانی، خسرو اول پادشاه ارمنستان را كشته بود. گریگور و همه افراد خانواده اش به ناگزیر از ارمنستان گریختند و در سزاره واقع در کاپادووکیه   مقیم شدند و در آنجا بود که گریگور با تعالیم مسیح ع آشنا گردید و مسیحی شد.

قبول دین مسیحی توسط ارامنه دارای دو جنبه مهم می باشد. از جنبه تاریخ ارامنه،  گرویدن این ملت به مسیحیت نقطه مرکزی تاریخ  ارمنستان محسوب شده و در واقع تمامی تحولاتی که ارمن از ان پس شاهد بوده اند تا حد زیادی متاثر از این رویداد تاریخی بوده است.

از جنبه دیگر و از دیدگاه تاریخ مسیحیت نیز این رویداد اهمیت ویژه ای دارد چراکه ارامنه نخستین ملتی هستند که دین مسیح را به عنوان دین رسمی کشور پذیرفتند. شایان ذکر است که گرویدن کنستانتین به دین مسیح و قبول مسیحیت به عنوان دین رسمی امپراتوری روم در سال 313 م. صورت گرفت.

اولین کلیسای ارمنی توسط گریگور در اقارشاپات  که همان اجمیادزین کنونی است  در سال 303م. ساخته شد و این مکان هنوز مقر اصلی کلیسای ارمنی است.

هنر در ارمنستان 

ارامنه در رشته های معماری،  کنده کاری، نقاشی، موسیقی و تئاتر  پیشینه پرباری دارند. با توجه به کوهستانی بودن ارمنستان و وفور سنگ های ساختمانی در این کشور و استفاده دیرباز از این سنگها در امر ساختمان سازی   کنده کاری بر روی سنگ ها نیز از اعصار قدیم در میان ارامنه مرسوم گردید.

نقاشی

هنر نقاشی در ارمنستان بیشتر در کلیساها و صومعه ها رشد یافته و مورخان ارمنی قرن پنجم خبر از نقاشی های متعدد بر روی سقف و دیوارهای کلیساها در این دوران داده اند. نمونه آن را در کلیسای وانک اصفهان  می توانیم ببینیم.

هنر نقاشی هنوز در ارمنستان رواج دارد و نقاشان بسیار معروفی را به جهان معرفی کرده است.

موسیقی

موسیقی نیز از دیرباز در میان ارمنه رواج داشته ولی از آثار قبل از مسیحیت هیچ یادگاری به ما نرسیده است. از قرن چهارم میلادی به بعد موسیقی دینی در اماکنی همچون کلیساها و صومعه ها رشد چشمگیری یافت و در کنار آن موسیقی های مردمی نیز رایج بود. عمده ترین موسیقی کلیسایی در میان ارامنه    شاراگان  به نام «درد» این موسیقی که هم اکنون در مراسم دینی کلیساهای ارمنی به وفور اجرا می شود از قرن چهارم میلادی  وجود داشته و تا کنون تغیرات اندکی را شاهد بوده است.

هنر موسیقی هنوز در میان ارامنه رواج چشمگیری دارد. هنرستان ها و دانشکده های موسیقی  این کشور از جمله بهترین ها در این رشته محسوب شده. اپرا و ارکستر  فیلارمونیک  ارمنستان نیز بسیار فعال بوده و رهبری ان در حال حاضر با «لوریس چگناوویان»است که دارای شهرتی جهانی بوده و متولد ایران می باشد.

تئاتر 

 ارامنه از دیر باز تئاتر را می شناختند. طبق نوشته مورخان ارمنی حدودا از یک قرن پیش از میلاد تئاتر در بخشهای غربی ارمنستان رواج چشمگیری یافت و سپس به بخشهای شرقی گسترش یافت و در نزد سلاطین و امرا اجرا می شد. تئاتر یونانی در  تئاتر ارمنی تاثیر به سزایی داشته واژه  تادرون در زبان ارمنی به همان معنای تئاترون  یونانی بوده  و حکایت از این امر دارد که تئاتر از یونان به ارمنستان آورده شده است. پس از رواج مسیحیت در ارمنستان این هنر توسط برخی از روحانیون تحریم شد و تا مدت های مدید از اجرای ان جلوگیری می شد تا این که با پایان یافتن قرون وسطی و آغاز عصر جدید دوباره به عنوان  یک هنر مطرح گردید.

آداب و رسوم در ارمنستان 

تا قبل از ورود مسیحیت به ارمنستان ارامنه دارای اعیاد مختلفی بودند که مهمترین آن عید آغاز سال باستانی بود که ناواسارت نام داشت. اعیاد دیگری نیز در این زمان مرسوم بود که عمدتا به پرستش الهه ها و بت ها اختصاص داشت و از معروفترین انها می توان به وارتاوار  اشاره کرد که در اوایل تابستان برگزار می گردید و با وجود گذشت قرن ها و گرویدن ارامنه به دین مسیح هنوز در میان این ملت رواج دارد و ارامنه این عید را با پاشیدن آب به روی یکدیگر گرامی می دارند. با ورود مسیحیت به ارمنستان اعیاد دینی جانشین اعیاد قبلی شدند. مهمترین عید ارامنه همچون سایر مسیحیان جهان عید کریسمس  یا تولد حضرت مسیح است که ارامنه آن را در 6 ژانویه برگزار می کنند در حالی که سایر مسیحیان  آن را در روز 25 دسامبر برگزار می کنند و از این نظر میان کلیسای ارمنی و سایر کلیساها اختلاف نظر وجود دارد.

دومین عید مهم مسیحی که نزد ارامنه بسیار مهم می باشد عید پاک است که سالروز رستاخیز حضرت مسیح  بوده و طبق تقویم خاصی  در اولین ماه بهار برگزار می شود.

از اعیاد دیگر می توان از  هامیار تسوم  اشاره کرد که سالروز عروج مسیح (ع) به آسمان ها است.

از اعیاد ملی در ارمنستان:

عید وارتانانک و عید روز فرهنگ  از مهمترین آنهاست. عید وارتانک سالروز قیام ملی ارامنه به رهبری وارتان مامیکونیان و عید فرهنگ گرامیداشت سالروز ابداع الفبا و خط ارمنی توسط  مسروپ ماشتوس می باشد.

از دیگر اعیاد ملی ارمنستان در حال حاضر می توان به گرامیداشت روز 25 سپتامبر که روز ملی ارمنستان می باشد اشاره کرد. در این روز مردم ارمنستان با شرکت در انتخاباتی به ید ماندنی رای به استقلال ارمنستان از اتحاد جماهیر شوروی دادند.

روز مهم دیگر در میان ارامنه  28 ماه مه می باشد، در چنین روزی در 1918 ارامنه پس از قرن ها توانستند استقلال خود را باز یابند،  استقلالی که چندان دوام نداشت.

لباس سنتی: لباس  مردان آنها ما بین لباس سنتی مردان ساکن خطه شمالی ایران و لباس مردان گرجی بوده است و نشان از سالهای نفوذ فرهنگ ایرانی در منطقه قفقاز دارد.

لباس زنان ارمنی که تحت عنوان داراز شناخته می شود  نیز شبیه لباس های زنان سایر ملل ساکن در منطقه است و شامل لباس بلند و زردوزی شده و روسری به رنگهای شاد می باشد.

سطح علمی:

نرخ باسوادی در ارمنستان بسیار بالا بوده و در حد کشور های پیشرفته صنعتی است. حدود 99% از جمعیت بالای 15 سال این کشور باسواد بودند که نرخ بسیار بالایی است.

دانشگاه های ارمنستان در رشته های مهندسی و هنر دارای اعتبار جهانی هستند.

مطبوعات در ارمنستان 

بر اساس اطلاعات داده شده از سوی یونسکو در سال 1992 مجموعا 7 روزنامه و 57 نشریه غیر روزانه در این کشور منتشر می شوند و تیراژ این روزنامه ها و نشریات مجموعا حدود  5 میلیون و 100 هزار نسخه بوده که آمار بسیار بالایی است.

روزنامه ها:

هایک: ارگان جنبش ملی ارامنه   یعنی حزب حاکم در ارمنستان

آنکاخوتیون: به زبان ارمنی یعنی استقلال ارگان اتحادیه ملی سردبیران هایریکیان می باشد که از رهبران اپوزیسیون است.

هایاستانی هانراپتوتیون: به معنی جمهوری ارمنستان به دو زبان ارمنی و روسی در ایروان منتشر می شود.

آزاگ: به معنی  دولت  ارگان حزب  رامگاوار  است.

هایستان: به معنی  ارمنستان  سردبیرآن گ.آبرامیان  و از سال 1920 منتشر می شده.

گراکان ترت: به معنی نشریه دبی است و ارگان کانون نویسندگان ارمنی است.

یر کویان یروان: به معنی غروبها و نشریه شهرداری ایروان است.

آوانگارد: ارگان لیگ جوانان ارمنستان است.

مهمترین نشریه به زبان های روسی و کردی در ارمنستان:

اپوکا به زبان روسی.              

ریاتازه به زبان کردی.

آخرین خبرها از آن حکایت دارد که به دنبال تحولات سیاسی اخیر احتمال از سر گیری انتشار هفته نامه  آزادامارد  ارگان داشناکسیون و روزنامه یرگیر  ارگان دیگر داشناکسیون  وجود دارد.

خبرگزاری ها در ارمنستان

تا قبل از فروپاشی شوروی خبرگزاری تاس تنها سازمان فعال در این زمینه محسوب می شد و پس از فروپاشی هر کدام از جمهوری های استقلال یافته تاسیس خبرگزاری ملی خود را آغاز کردند. خبرگزاری ارمنستان هم با نام  آرمن پرس (آژانس خبری ارمنستان) شروع به فعالیت نموده است . و مدیر ان در حل حضرگ. اوگانسیان  می باشد.

خبرگزاری دیگر های لور است.

اقتصاد در ارمنستان  

کشاورزی: با توجه به کوهستانی بودن این کشور و اقلیم خشک آن زمینه های رشد کشاورزی در این جمهوری ها چندان مهیا نبوده و با توجه به این نکته در دوران شوروی برنامه ریزی اقتصادی بر این منوال بوده که بر بخش صنعتی بیش از کشاورزی توجه شده و اکثر تلاش ها در جهت صنعتی کردن هر چه بیشتر کشور متمرکز بوده است.

لازم به ذکر است در کل تنها 20% سرزمین های موجود در ارمنستان قابل کشت است و این زمین ها نیز در دامنه کوه ها قرار دارند. در این خصوص ارمنی ها می گویند «ما نان را از داخل سنگ  در می آوریم».

کشاورزی در زمینه باغداری و تولید میوه و سبزیجات و صیفی جات تمرکز یافته و فعالیت های گسترده ای در زمینه تولید گل و صادرات ان آغاز شده است.

صنعت: بخش صنعت در ارمنستان از اهمیت خاصی برخوردار است و این کشور یکی از صنعتی ترین جمهوری های شوروی محسوب می شود. این بخش حدود 43% نیروی کار را در ارمنستان را به خود جلب کرده و سهمی اساسی در تولید ناخالص داخلی دارد.

در ارمنستان زیر بخش های  الکترومکانیک، الکترونیک، ابزار آلات و صنایع خودروسازی در موقعیتی پیشرفته قرار دارند یکی از مهمترین کارخانجات ارمنستان کارخانه لاستیک سازی  ایروان است و طبق قراردادی که با ایران دارد كائوچوی مور نیاز خود را از ایران تامین می کند.

از دیگر کارخانه های مهم ا رمنستان موسسه پترشیمی نایرت است.

در زمینه صنایع کانی، تراش و پرداخت سنگ تولید سرامیک  و تولید شیشه برای عطر است.

صنایع سبک در ارمنستان 80% تولید خود را به دیگر جمهوری ها صادر می کند. در زمینه صنایع غذایی، ارمنستان دارای یکی از غنی ترین منابع آب معدنی جهان است و به خاطر فقدان صنعت بسته بندی این جمهوری نمی تواند به طور کامل از منابع غنی طبیعی استفاده کند.

ازمشکلات عمده در بخش صنایع این جمهوری می توان به کمبود انرژی اشاره کرد.

انرژی: ارمنستان از نظر منابع نرزی خیلی فقیر و وابسته به خارج است. این کشور گاز را از سیبری و ترکمنستان و نفت و ذغال سنگ را نیز از کشور های خارجی تامین می کند لذا عمده ترین نوع انرژی مصرفی در این کشور انرژی الکتریکی است. 

در هر حال اقدام این کشور  در راه اندازی نیروگاه هسته ای مدزامور می تواند نیاز این کشور را از واردات انرژی کاهش دهد.

معادن: ارمنستان از لحاظ منابع غنی بوده که بعضا پس از فروپاشی شوروی از کار افتاده است. ارمنستان دارای منابع غنی مس و آهن، جیوه و کرومیت، مولبیدن  و طلا است. بتونیت قلیایی با کیفیت بالا تایید شده – دیاتومیت که در موارد تصفیه کننده مورد استفاده قرار می گیرد – ذخایر عمده پرلیت – سئولیت و معدن سنگ مرمر ین الوان – گرانیتو سنگ مشبک و سنگهای نیمه قیمتی  یاقوت ارغوانی – عقیق – یشم- سنگ شیشه ای – فیروزه – لیستونیت – اوبسیدیلان که همگی از نظر کیفیت بی نظیر هستند در ارمنستان یافت می شود.

احزاب در ارمنستان 

حزب جمهوری ارمنستان

اتحادیه سوسیال دموکرات ملی

حزب محافظه کار ملی ارمنستان

حزب آزادیخواه رامگاوار ارمنستان

حزب نژاد پرستی ارمنستان

حزب فدراسیون انقلابی ارمنستان

جنبش ملی ارامنه

حزب مذهبی نژادی نژده

و........

بحران قره باغ

بدون شک شناخت سیاست خارجی ارمنستان بدون شناخت دقیق بحران قره باغ امکان پذیر نخواهد بود این بحران که ریشه در تاریخ داشته  ولیکن از سال 1988 به بعد وارد مرحله جدید درگیری بین جمهوری آذربایجان از یکسو و ارامنه قره باغ و ارمنستان از سوی دیگر شده است و هم اکنون در حالت نه جنگ و نه صلح قرار داشته است و مانع بزرگی در جهت توسعه دو جمهوری تازه استقلال یافته ارمنستان و آذربایجان می باشد.

هر بار که نامی از ارمنستان برده می شود نام منطقه قره باغ نیز خود به خود در ذهن تداعی می شود جرا که درگیری های قومی منطقه قره باغ تاثیر زیادی بر سیاست و حکومت در ارمنستان گذاشته است.

برای درک بهتر ریشه های بحران منطقه قره باغ باید با عوامل جغرافیایی تاریخی و فرهنگی منطقه آشنا شد. همچنین سیاست های دولت شوروی در منطقه یاد شده میانجیگری هایی که در این دوران صورت گرفته و راه حلهای ارائه شده برای این بحران ضروری است.

 قره باغ ناحیه ی است کوهستانی در غرب جمهوری آذربایجان در 7 کیلومتری مرز ارمنستان و 25 کیلومتری شمال مرز ایران. جمعیت این ناحیه را ارامنه تشكيل می دادند و20% باقیمانده شامل آذری ها می شد.

مسئله در بعد تاریخی ان از پیچیدگی بیشتری برخوردار می باشد با وجود انکه جوامع ارمنی و ترک حدود هزار سال کنار یکدیگر زیسته اند همواره کشمکشهایی میان انها وجود داشته است که منعکس کننده اختلافات عمیق فرهنگی و عقیدتی است.

ارامنه به استناد مدارک موجود تاریخی بر اقامت چندین هزار ساله خود در منطقه پافشاری دارند و در کتب ارمنی این منطقه با نام   ارتساخ خوانده می شود و همواره شرقی ترین استان ارمنستان بوده است. در مقابل آذری ها مدعی اند که اولا ارامنه قره باغ در اصل آلبانی هایی بوده اند که به مسیحیت گریگوریان گرویده اند  و از لحاظ نژادی ارمنی نیستند، ثانیا اینان در طول تاریخ تنها اقلیت را در این منطقه تشکیل می داده اند. آذریها با ارائه آمارهای متعددی معتقدند که تا سالهای اولیه قرن 19 ارامنه تنها 20% از جمعیت منطقه قره باغ را تشکیل می دادند.

پس از سقوط جمهوری های آذربایجان و ارمنستان و استقرار حاکمیت مسکو بر این مناطق – مسئله قره باغ در چارچوب سیاست های شوروی و بطور موقت حل شد و ارامنه  مدعی اند که سپردن بخش بیشتر به آذربایجان را استالین ایفا کرده است و این در راستای جلب نظر ترکیه در آن زمان بوده است و در عین حال صدور انقلاب  بلشویکی به شرق مسلمان از طریق جمهوری آذربایجان به آن مناطق.

در سال 1992و در پی درخواست دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان از جمهوری اسلامی ایران، اولین میانجیگری فعال و تا حدودی کارساز توسط وزیر امور خارجه ایران در منطقه آغاز شد که به آتش بس نسبتا پایداری نیز انجامید و روسای جمهوری دو کشور با میانجیگری رئیس جمهور وقت آقای هاشمی رفسنجانی موافقتنامه تهران در این سال به امضاي طرفین رسید.

این توافقنامه پیروزی بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران در منطقه قفقاز وآسیای مرکزی محسوب و موید شکست طرحهای امریکا و عمالش برای جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه می باشد.

در سال 1994 تلاشهای جدیدی  برای برقراری آتش بس و استقرار صلح در منطقه آغاز شد و در همین راستا رهبران دینی ارمنستان و آذربایجان در مسکو دیدار کرده و رئیس جدید گروه مینسک آقای یان الیا سون  سوئدی با سفر به منطقه دور جدیدی از تلاشها را آغاز کرد.

مهمترین اقدامی که صورت گرفت ملاقات نمایندگان طرفهای درگیر در بیشکک پایتخت قرقیزستان با نظارت نمایندگان روسیه – فنلاند-قرقیزستان بود. در این مذاکرات روسها خواهان رعایت سه اصل بودند: برقراری آتش بس – قبول نمایندگان قره باغ به عنوان یک طرف اصلی مذاکرات صلح – استقرار 1800 نفر از نیروهای جامعه مشترک المنافع در خط حائل آتش بس. این مسئله به وضوح حمایت روسها را از ارامنه نشان می داد و به همین دلیل ارامنه بدون هیچ شرطی مذاکرات را امضا کردند و در نهایت آذربایجان تحت فشار روس ها و تغییرات مختصری این اعلامیه را امضا کرد.

طی سالهای اخیر هر چند تلاش های گروه  مینسک برای نزدیکتر کردن دیدگاه های طرفین بحران به یکدیگر ادامه یافته  بود و موفقیت هایی نیز حاصل شده بود ولی انتخابات 1996 در قره باغ که به انتخاب روبرت کوچاریان به عنوان رئیس جمهور قره باغ منجر گردید قضیه را پیچیده تر كرد.

برای پایان دادن بحران قره باغ تمامی طرفین درگیر باید به سه واقعیت توجه داشته باشند.

1– هیچ کدام از طرفین به تنهایی توان حل بحران را ندارند و گذشت زمان آن را پیچیده ترمی نماید.

2– طرفین باید این مسئله را در مد نظر داشته باشند بازگشت به وضعیت قبل از فروپاشی شوروی امری غیر ممکن است

3-  بازیگران بین المللی در مناقشه قره باغ علاقه ای به همکاری با یکدیگر ندارند و هر یک از آنان خواهان حذف دیگری است. مسکو در صدد است که به نوعی (دکترین مونروئه) روسی را در منطقه اعمال نماید و آنچه را که زمانی شوروی نامیده می شد از نفوذ بازیگران بین المللی خصوصا امریکا و اروپا محفوظ نگهدارد. غرب و ترکیه خواهان بی اثر کردن سیاستهای ایران هستند در حالی که ایران نزدیکترین مرزها را به منطقه بحرانی دارد و نادیده گرفتن آن حل بحران را مشکل تر می سازد.

غذا های محلی: اکثر غذاهای سنتی بسیار شبیه به غذاهای سنتی ایرانی و ترکی بوده و به خوبی می توان تاثیر فرهنگ ایرانی را در پخت غذای ارامنه دید.

معروفترین غذاهای سنتی ارامنه عبارت از:  خاش  که تقریبا همان کله و پاچه ایرانی می باشد.

خاشلاما  که از گوشت گوسفند درست می شود و زاوراپلاف که نوعی پلو است به جای برنج از بلغور تهیه می شود.

یکی از غذاهای معروف ارمنستان در حال حاضر کباب ماهی ایشخان می باشد این ماهی که از دریاچه  سوان صید می شود و نژاد آن به علت صید بی رویه در حال انقراض است، یکی از لذیذترین ماهی های آب های شیرین بوده و طرفداران بسیاری در میان توریست هایی که از ارمنستان دیدن می کنند دارد.

موزه های ارمنستان

اگر بخواهیم یک تعریف خوب از ارمنستان بکنیم، باید آن را به عنوان یک پارک فرهنگی معرفی کنیم. توريستها از وفور مراکز باستانی و فرهنگی در این کشور شگفت زده می شوند. به جرات می توان گفت که غیر ممکن است شما شهر و یا روستایی را در این کشور بیابید که یک اثر باستانی یا یک مرکز فرهنگی و تفریحی در  آن وجود نداشته باشد.

امروزه در شهر ایروان موزه های متعددی وجود دارد كه از معروفترین آنها می توان از ماتناداران نام برد که محل نگهداری نسخ بسیار قدیمی دست نویس است. در این مرکز آثاری وجود دارند که تاریخ نویسان و شرق شناسان منطقه از آنها به عنوان منابع اصلی تحقیقاتی خود استفاده های فراوانی برده اند.

اپرای ایروان  از دیگر مراکزی است که نمی توان از آن به سادگی گذشت. این مرکز که در میدان جمهوری شهر ایروان قرار دارد محل برگزاری کنسرتها و نمایش های بسیار جالبی است.

آثار مهم فرهنگی و تاریخی

- کلیسای اجمیادزین که مقر دینی ارامنه یعنی کاتولیکوس است. این بنا در شهری به همین نام در غرب ایروان واقع شده است . مراسمی که در این کلیسا برگزار می شود و وسایل قدیمی موجود در ان از جمله دیدنی ترین پدیده های ارمنستان است.

دومین مکان بنای یادبود سارداراباد  است كه جهت به یادبود جنگی که در سال 1918 بین ارامنه و ترک ها در گرفت و نهایتا باعث تاسیس نخستین جمهوری ارمنستان در سال 1918 گردید، بناشده است.

تسیسترناگابرت  از جمله آثار دیدنی در ارمنستان در نزدیکی بنای قبلی است و به یاد بود یک و نیم میلیون ارمنی است که در دوران جنگ جهانی اول در ترکیه کشته شدند ساخته شده است.

معبد گارنی که از آثار قبل از دوران مسیحیت است و بسیار شبیه آثار معماری  یونانی است.

خورویراب  سیاه چالی است که گریگور مقدس به مدت 13 سال در ان زندانی بوده.

 

نقشه ارمنستان


 

 

نقشه ایروان

 



 

[ دوشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۲۰ ] [ 8:48 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

 

 دانمارک Danmark  



نوع حکومت»»پادشاهی مشروطه

پایتخت»»کپنهاگ

مساحت»» 43،094 كیلومترمربع

جمعیت»» 5،413،392 نفر

زبان»»دانمارکی

دین»» مسیحی

واحد پول»» كرون دانمارك
----------------------------------------
دانمارك، كوچكترین كشور منطقه اسكاندیناوی بوده، و به عنوان پل ارتباطی كشورهای این منطقه و آلمان محسوب می شود. این كشور از شبه جزیره «ژوتلند» و بیش از 400 جزیره كه تنها 25 درصد آنها قابل سكونت هستند تشكیل شده است. این كشور، آب و هوای معتدل داشته، و در نواحی دریای شمال در تمام مدت سال، به خصوص تابستان و پائیز، باران می بارد. در سواحل غربی، ماهیگیری از مشاغل رایج است. دانمارك از تولیدكنندگان بزرگ و صادر كنندگان گوشت – كره – پنیر و تخم مرغ محسوب می شود این كشور ذخایر معدنی قابل توجهی نداشته و بیشتر صادرات آن را تولیدات صنعتی تشكیل می دهد. حدود %79درصد نیروی كار دانمارک در بخش خدمات مشغول به كار هستند. جزیره گرینلند با مساحت 2،166،086 كیلو مترمربع و جمعیت 56،384 نفر به مركزیت « گودتهاب » كه در اقیانوس منجمد شمالی واقع شده، متعلق به این كشور می باشد. اما اداره امور داخلی، به عهده دولت خود مختار گرینلند است.

جغرافیا

خاک اصلی دانمارک از یک شبه جزیره به نام ژوتلند (به دانمارکی: یولند jylland) و ۴۴۳ جزیره شکل گرفته است. (تنها ۷۶ جزیره مسکونی هستند.) مهم‌ترین این جزایر شیلند (Sjælland)، فون (Fyn) و بورنهولم (bornholm) (شرقی‌ترین مکان دانمارک) هستند. دانمارک، ۴۳,۰۶۹ کیلومتر مربع مساحت دارد و از خاور به دریای بالتیک، از غرب به دریای شمال، از جنوب به کشور آلمان و از شمال به تنگه اسکاژراک محدود می‌شود. به دلیل شمار زیاد جزایر، دانمارک دارای خط طولانی ساحلی به درازای ۷٫۴۱۳ کیلومتر است. مهم‌ترین شهرهای دانمارک عبارت‌اند از کپنهاگ (پایتخت) در جزیره شیلند، اوهوس، آلبورگ و اسبرگ در شبه جزیره ژوتلند و اودنسه در جزیره فون.

مردم

بیشینه مردم دانمارک از نژاد اسکاندیناویایی‌اند و با مردم سوئد و نروژ خویشاوندند. اسکاندیناویایی‌ها از تبار وایکینگ‌ها و شاخه‌ای از نژاد ژرمن هستند. ۸٫۵٪ مردم مهاجرانی هستند که بیشتر از کشورهای جنوب آسیا و خاورمیانه به دانمارک آمده‌اند.

زبان


زبان رسمی کشور، دانمارکی است که از خانواده زبانهای هندواروپایی، شاخه زبانهای ژرمنی بوده و با زبانهای سوئدی و نروژی زیرشاخه شمالی زبانهای ژرمن را می‌سازد.

دین

۹۵٪ مردم پیرو کلیسای پروتستان لوتری (لوتران) هستند. کاتولیک‌ها، مسلمانان و یهودیان ٪۵ باقیمانده جمعیت دانمارک را تشکیل می‌دهند. بیشتر مسلمانان از کشورهای خاورمیانه به دانمارک کوچ کرده‌اند.

استان‌ها

سیددانمارک | شیلند | میدیولند | نوردیولند | هوودستادن

قلمروهای خودگردان

گرینلند | جزایر فارو
تقسیمات کشوری



مشاهیر دانمارک

بدون شک پرآوازه ترین نویسنده دانمارکی در سطح جهان هانس کریستین آندرسن (دانمارکی: H.C. Andersen)، نویسنده افسانه های مشهوری چون پری کوچک دریایی (دانمارکی: Den Lille Havfrue) و جوجه اردک زشت (دانمارکی: Den Grimme Ælling)، می باشد. بقیه نویسندگان مشهور دانمارکی عبارت‌اند از: سورن کیرکه گارد (دانمارکی: Søren Kierkegaard)(نویسنده و فیلسوف)، کارِن بلیکسن (دانمارکی:Karen Blixen) و یوهانس ویلهلم ینسن (دانمارکی: Johannes V. Jensen). پرآوازه ترین موسیقی دانان دانمارکی کارل نیلسن (دانمارکی: Carl Nielsen)، بنت فابریسوس بی یِره (دانمارکی: Bent Fabricius-Bjerre)، یورِن اینگمَن (دانمارکی: Jørgen Ingmann)، سافری دوو (دانمارکی: Safri Duo)، آکوا (Aqua (musik)|Aqua) و توی باکس (Toy-Box) می باشند.

دیگر شخصیت های سرشناس دانمارکی:

* فیزیکدانان نیلز بور (Niels Bohr|Niels Bohr) و هانس کریستین اورستل (Hans Christian Ørsted).
* فیلمسازان بیله آوگوست (Bille August) و لارس ون تریر (Lars von Trier).
* ستاره شناس تویکهو براه (Tycho Brahe).
* فوتبالیست و مربی فوتبال میکایل لاودروپ (Michael Laudrup).
* طراح جورج ینسن (Georg Jensen).
* معمار یورن اوتزون (Jørn Utzon).
* طراح مبلمان آرنه یاکوبسن (Arne Jacobsen).
* مدل و عکاس هلنا کریستنسن (Helena Christensen).
* هنرپیشه و پیانست ویکتور بورگه (Victor Borge).
* طبل نواز گروه متالیکا لارس اولریک (Lars Ulrich).
* بازیگر مَدس میکلسن (Mads Mikkelsen).
[ چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۱۳ ] [ 10:53 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

 

اتریش  Austria  

 

نشان ملی اتریش





نوع حکومت»»جمهوری فدرال

پایتخت»»وین

مساحت»»83.849 کیلو متر مربع

جمعیت»»8,169,929 نفر

زبان»»آلمانی

دین»»کاتولیک رومی ، پروتستان

واحد پول»»شیلینگ
--------------------------------------------
اتریش ، امروزی کمی بزرگتر از کشور کوچک ایرلند است ، ولی روزگاری یکی از بزرگترین و قدرتمند ترین کشور های اروپا بود.
این کشور ، نزدیک به 700 سال _از 1278 الی 1918 میلادی_تحت فرماندهی پادشاهان و ملکه های سلسله هاپسبورگ قرار داشت.
سرزمین های تحت فرمان آنها قسمت اعظم اروپای مرکزی بود.این سرزمین ها مجارستان ، چک اسلواکی ، قسمت های وسیعی از ایتالیا ، یوگسلاوی ( سابق ) ، لهستان ، آلمان ، اسپانیا و هلند را شامل می شد.
امپراتوری اتریش ، پس از جنگ جهانی اول از هم پاشید ، اما آثار بسیاری از امپراتوران هاپسبورگ به جای مانده است.«وین» پایتخت این کشور پر از قلعه ها ، بناها ، کلیساها ، مجسمه ها و پارک های زیباست.
-------------------------------
وین

ویَن (به آلمانی وین بر وزن چین) پایتخت کشور اتریش و یکی از استان‌های نه‌گانه کشور اتریش محسوب می‌شود. این شهر در قرن ۵ پیش از میلاد مسیح بنا و به تدریج به پایتخت اتریش تبدیل شده‌است.

وین سومین شهر دنیاست که دفتر سازمان ملل متحد در آن قرار دارد و دفاتر بین‌المللی برخی از سازمان‌های جهانی مانند اوپک، OSZE و سازمان انرژی اتمی در این شهر استقرار یافته‌است. بافت مرکزی شهر وین بنا به درخواست دولت این کشور در سال ۲۰۰۱ میلادی از جانب سازمان یونسکو به عنوان میراث فرهنگی جهانی به ثبت رسیده‌است.

موقعیت جغرافیایی

وین در شمال شرقی کشور اتریش و در نزدیکی رود دانوب قرار دارد. این شهر ۴۱۵ کیلومتر مربع مساحت دارد و هم اکنون جمعیت آن به ۱،۷۰۰،۰۰۰ نفر می‌رسد که از این جمعیت، در حدود ۷۰،۰۰۰ نفر ایرانی می‌باشند. شهر وین را به ۲۳ منطقه تقسیم کرده‌اند که بهترین مناطق برای زندگی،مناطق ۱۸ ،۱۷ و ۱۹ بوده که در بلندترین و خوش آب و هواترین نقطه شهر واقع شده‌است.

گردشگری

وین در همه روزهای سال پذیرای عده زیادی از جهانگردان است و در سال حدود ۷ میلیون توریست از آن بازدید می‌کنند که بر اساس آمار،در سال ۲۰۰۴ این جمعیت چیزی در حدود ۵/۳ میلیون نفر بوده‌است.

موزه ملکه سی‌سی یکی از موزه‌های معروف وین است. کلیسای سنت‌استفان با قدمتی ۹۰۰ ساله بزرگ ترین کلیسای شهر به شمار می‌رود و در مرکز شهر قرار دارد. قصر شونبرون نیز از دیدنی‌ترین جاهای وین است که در دوره باروک و حدود سال ۱۷۰۰ میلادی بنا شده‌است و در آن سالنی قرار دارد که به سالن ایرانی مشهور بوده و معماری آن نیز به سبک ایرانی است.در زبان آلمانی شون به معنای زیبا و برون به معنای چشمه‌است. همچنین شونبرون دارای یک گلخانه بسیار بزرگ و مجهز بوده که در نوع خود بی نظیر است و تنوع گیاهانی که در آن کاشته‌اند تا آنجاست که تا صد سال پیش در آن درخت انار می‌کاشتند. صدها گونه رز در فضای باز این قصر کاشته شده که به صورت فصلی دوباره کاشته می‌شوند. از دیگر نقاط دیدنی وین می‌توان به باغ وحش، قصر گلوریت، موزه تکنیک و موزه‌ دکتر لئوپل را نام برد.

وین پایتخت جهانی موسیقی است و در تمام جهان شهر و زادگاه بسیاری از آهنگسازان و بزرگان موسیقی شناخته می‌شود. در وین چندین مدرسه،هنرستان و کنسرواتوار به تربیت هنرجویان و علاقه مندان به تحصیل در رشته‌های گوناگون مرتبط با موسیقی مشغولند.هنرستان عالی موسیقی، کنسرواتوار شوبرت و مدارس موسیقی از جمله این مراکز هستند که کار آموزش موسیقی را برعهده دارند.

در وین ۳۵ خانه وجود دارد که بتهوون چندی در آنها زندگی کرده‌است. معروف ترین ارکستر دنیا،ارکستر فلارمونیک وین است که چندین نسل در آن می‌نوازند. به طوری که گاه پدر، پسر و نوه در یک شب با این ارکستر اجرا دارند و علاقه به موسیقی به صورت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.با این ارکسترها چند موسیقیدان و نوازنده ایرانی نیز همکاری دارند.

مراکز دانشگاهی

از دانشگاه‌های دولتی وین می‌توان دانشگاه ملی وین را نام برد، تحصیل در وین رایگان بود؛اما در سال‌های اخیر مبلغی بین ۳۵۰ تا ۵۰۰ یورو برای هر ترم به عنوان شهریه دریافت می‌شود و در ضمن همه می‌توانند از امکانات بورسیه تحصیلی برخوردار شوند. از دانشگاه‌های خصوصی می‌توان دانشگاه بین‌المللی وین و دانشگاه وبستر را نام برد.
[ چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۱۳ ] [ 10:27 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

اتحادیهٔ اروپا



اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا
یک اتحادیه اقتصادی-سیاسی است که از ۲۷ کشور اروپایی تشکیل شده‌است. منشا اتحادیه اروپا به جامعه اقتصادی اروپا که در سال ۱۹۵۷ با توافقنامه رم بین ۶ کشور اروپایی شکل گرفت، باز می گردد. از آن تاریخ با اضافه شدن اعضای جدید، اتحادیه اروپا بزرگ‌تر شد. در سال ۱۹۹۳، توافق ماستریخت چارچوب قانونی کنونی اتحادیه را پایه گذاری کرد.

اتحادیه اروپادر سال ۱۹۹۹ واحد پول مشترکی به نام یورو را معرفی کرد که در ۱۵ کشور رواج دارد. اتحادیه اروپا با ۵۰۰ میلیون شهروند ۳۱٪ تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۰۷ در جهان را تولید کرده است. (۱۵٫۸ تریلیون دلار)

۲۱ کشور از اعضای اتحادیه اروپا عضو ناتو می باشند. انستیتوهای مهم اتحادیه اروپا عبارت‌اند از: کمیسیون اروپا، پارلمان اروپا، شورای اتحادیه اروپا، شورای اروپایی، دادگاه اروپا و بانک مرکزی اروپا.

کشورهای عضو

اتحادیه اروپا هم اکنون شامل ۲۷ کشور مستقل که مجموعا ایالت های عضو خوانده می شوند و عبارت‌اند از: اتریش، اسپانیا، استونی، اسلوواکی، اسلوونی، ایتالیا، ایرلند، آلمان، بریتانیا، بلژیک، بلغارستان، پرتغال، دانمارک، رومانی، جمهوری چک، سوئد، فرانسه، فنلاند، قبرس، لاتویا، لوکزامبورگ، لهستان، لیتوانی، مالت، مجارستان، هلند و یونان

در حال حاضر ۳ نامزد رسمی برای عضویت در اتحادیه، کشورهای کرواسی، جمهوری مقدونیه و ترکیه می‌باشد. به علاوه کشورهای آلبانی، بوسنی و هرزگوین، مونتنگرو و صربستان به عنوان کشورهایی که دارای پتانسیل نامزدی عضویت هستند، شناخته می‌شوند.

نقشه اتحادیه اروپا :



زبان‌های رسمی اتحادیه اروپا

آلمانی | اسپانیایی | استونیایی | اسلونیایی | اسلوواک | انگلیسی | ایتالیایی

ایرلندی | بلغاری | پرتغالی | چکی | دانمارکی | رومانیایی | سوئدی | فرانسوی

فنلاندی | لاتویایی | لهستانی | لیتوانیایی | مالتی | مجاری | هلندی | یونانی

الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا

درخواست رسمی ترکیه برای پیوستن به جامعه اروپا (نهادی که بعدها به اتحادیه اروپا تبدیل شد) در ۱۴ آوریل ۱۹۸۷ ارائه شد.ترکیه از ۱۲ دسامبر ۱۹۹۹ به طور رسمی به عنوان کاندید عضویت در اتحادیه شناخته شد.مذاکرات برای الحاق ترکیه از ۱۳ اکتبر ۲۰۰۵ آغاز شد و به نظر می‌رسد روند عضویت کامل ترکیه ، یک دوره ۱۰ ساله به طول بینجامد.

چالش‌ها

ترکیه کشوری است که بسیاری از ظواهر و زیرساخت‌های تمدنی‌اش (همچون ساختار دینی و فرهنگی) و همچنین بخش عظیمی از جغرافیا و سرزمین‌اش ، آسیایی است و موضوعات مهم و حل نشده‌ای (از نظر اتحادیه اروپا) در راه پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا وجود دارد.

مهم‌ترین موضوعات مورد نظر اتحادیه اروزپا عبارت‌اند از:

* مساله قبرس و بستن بنادر ترکیه به روی قبرسی‌های یونان.
* مساله حقوق اقلیت‌ها (بخصوص کردهای جنوب شرق این کشور) ، همچنین کردهای شمال عراق.
* مساله حقوق زنان
* مساله نسل کشی ارامنه در سال ۱۹۱۵
* ساختارهای زیربنایی دموکراسی

همچنین مخالفت‌های کشورهای مهم اروپایی ، بخصوص فرانسه و آلمان بر چالش پیش‌روی ترکیه در پیوستن به اتحادیه اروپا افزوده است ، برای مثال نیکلا سارکوزی در اولین اظهار نظرش پس از پیروزی در انتخابات گفت:

نمی‌توانم تصور کنم که مرزهای اتحادیه اروپا به کشورهای چون ایران ، سوریه و عراق منتهی شود

موقعیت جغرافیایی ترکیه و اتحادیه اروپا :



[ چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۱۳ ] [ 10:16 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]

 

مجارستان Hungary

 

 






نوع حکومت»»جمهوری

پایتخت»»بوداپست

مساحت»»93.030 کیلومتر مربع

جمعیت»»10,563,000 نفر

زبان»»مجاری

دین»»مسیحی

واحد پول»»فورنیت
-----------------------------------------
مجارستان،کشوری کوچک در اروپای مرکزی است و 10 میلیون نفر جمعیت دارد.
در مجارستان هیچ ساحلی وجود ندارد.رود خروشان دانوب ، در مسیر خود به دریای سیاه ،از مرکز این کشور میگذرد و آن را به دو نیمه ی مساوی تقسیم می کند.کشتی ها از طریق این رودخانه ، به بوداپست ، پایتخت و بزرگترین شهر این کشور می رسند.
مجارستان کشوری کم ارتفاع و تقریبا هموار است.در شرق آن ، دشت سر سبز و بسیار بزرگی وجود دارد.در این دشت ، گله های گاو ، گوسفند و اسب ، به چرا مشغول هستند.آب و هوای این کشور در تابستان ها گرم و خشک و در زمستان ها بسیار سرد است.کشاورزی دارای اهمیت است ، اما بیشتر مردم ، در کارخانه به کار مشغول هستند.مجارستان دارای معدن های غنی زغال سنگ ، نفت و بوکسیت ( کانه آلومینیوم ) است.
پس از جنگ جهانی اول و در پی فروپاشیامپراتوری اتریش_مجارستان کشور مجارستان به استقلال دست یافت. پس از پایان جنگ جهانی دوم ، رژیم این کشور کمویستی شد ، اما در سال 1989 ، مردم به حکومتی با آزادی های بیشتر دست یافتند.

[ چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۱۳ ] [ 10:9 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
 
امریکا
 
 





نوع حکومت»»جمهوری فدرال

پایتخت»»واشینگتن دی‌سی

مساحت»»۹٬۶۳۱٬۴۲۰ ‪کیلومتر مربع

جمعیت»»‪ نفر ‪۳۰۰٬۴۰۹٬۴۹۷

زبان»»آمریکایی

دین»»مسیحی

واحد پول»»دلار آمریکا
----------------------------------------------
جغرافیای طبیعی

ایالات متحده آمریکا در نیمکره غربی زمین و در شمال قاره آمریکا واقع شده‌است. چهل و هشت ایالت همجوار و نیز دو ایالت جدا از دیگران (شبه جزیره آلاسکا در شمال شرق قاره آمریکا و مجمع الجزایر هاوایی در اقیانوس آرام) روی هم رفته کشور ایالات متحده آمریکا را تشکیل می‌دهند. همچنین در دو منطقه حوزه دریای کارائیب و نیز بخش‌هایی از اقیانوس آرام، جزایر کوچک و پراکنده‌ای نیز وجود دارند که قلمرو آمریکا محسوب می‌شوند ولی به گونه‌ای خودگردان اداره می‌گردند. پورتو ریکو از این نمونه است.

تاریخ

هزاران سال است که انسان در در قاره آمریکا زیسته است. اما تاریخ آمریکا بعنوان یک کشور مستقل به سال ۱۷۷۶ باز می گردد. قبل از آن، امریکا مجموعه ای از مستعمرات اروپایی بود. بطور مثال، اسپانیایی‌ها در منطقه فلوریدای امروز ساکن شدند، بریتانیایی ها شهر جیمز تاون در ویرجینیای امروز را آباد کردند، هلندی‌ها نیو آمستردام را که اکنون نیویورک خوانده می‌شود را ساختند، و فرانسوی ها نیز در ایالت جنوبی لوئیزیانا و اطراف رودخانه می سی سی پی ساکن شدند. نام «آمریکا» به احتمال زیاد نیز از نام دریانوردی ایتالیایی به اسم آمریگو وسپوچی [۲] ‏ مشتق شده است.
رفته رقته بخش‌های زیادی از مستعمرات سیزده گانه شاهد درگیریها و شورش علیه حکومت بریتانیا شدند. بدین ترتیب جنگ‌های انقلاب آمریکا از آوریل ۱۷۷۵ با نبرد لگزینگتون آغاز و در سال ۱۷۸۳ در پی امضای قرارداد صلح با بریتانیا پایان یافت. استقلال ۱۳ مستعمره‌ی آمریکای شمالی با صدور اعلامیه استقلال آمریکا در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ بدست آمد.
سال ۱۸۶۱ شاهد جنگ داخلی آمریکا بود که یکی از خونین‌ترین جنگ‌ها از این نوع در جهان می‌باشد. علت این جنگ به برده‌داری در ایالات جنوبی مربوط می‌شد که آبراهام لینکلن خواهان براندازی آن بود. این جنگ در سال ۱۸۶۵ با پیروزی شمالی‌ها به رهبری لینکلن، پایان گرفت.
با پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم، شکست نهایی آلمان نازی در این جنگ و تخریب شدید زیرساختارهای اقتصادی و صنعتی اروپا، آمریکا که کمترین خسارات را متحمل شده بود، به عنوان قدرت بزرگ جهانی پدیدار شد.

تقسیمات کشوری

کشور آمریکا پنجاه ایالت دارد که هر کدام از این ایالات بنا بر سامانه فدرالی حاکم، دارای سطح بالایی از خودگردانی هستند.
علاوه بر این ۵۰ ایالت، ناحیه واشنگتن دی سی جزو هیچ یک از ایالات آمریکا نیست و در منطقه خودمختار کلمبیا واقع شده‌است. ناحیه کلمبیا در واقع هدیه‌ای بود که مردم ایالت مریلند به همه ملت آمریکا دادند تا مرکز آمریکا یعنی شهر واشنگتن دی سی در آن بنا شود.

آرکانزاس---آریزونا---آلاباما---آلاسکا---آیداهو---آیووا---اوهایو---اوکلاهما---اوریگان---ایلینوی---ایندیانا---پنسیلوانیا---تگزاس

تنسی---جورجیا---داکوتای شمالی---داکوتای جنوبی---دلاویر---رودآیلند---فلوریدا---کارولینای شمالی---کارولینای جنوبی

کالیفرنیا---کانتیکات---کانزاس---کلرادو---کنتاکی---لوئیزیانا---ماساچوست---مونتانا---مریلند---می‌سی‌سی‌پی

میسوری---میشیگان---مین---مینه‌سوتا---نبراسکا---نوادا---نیوجرسی---نیومکزیکو---نیوهمپشایر---نیویورک

واشنگتن---وایومینگ---ورمونت---ویرجینیا---ویرجینیای غربی---ویسکانسین---هاوایی---یوتا

دین

در ایالات متحده آمریکا دین رسمی وجود ندارد، اما قانون اساسی ایالات متحده آمریکا آزادی ادیان را تضمین کرده‌است.
بر اساس آمار سال ۲۰۰۲، ترکیب مذهبی مردم آمریکا به شرح زیر بوده‌است:[۲۵]
پروتستان ۵۲٪، کاتولیک ۲۴٪، مورمون ۲٪، یهودی ۲٪، مسلمان ۱٪، دیگران ۱۰٪، بدون دین ۱۰٪.
پروتستان‌های آمریکا نیز به فرقه‌های متعددی تقسیم می‌شوند. برخی از آنان میلیون‌ها نفر را دربر می‌گیرند، در حالی که کلیساهای کوچک، تنها هزاران عضو دارند.
برخی از فرقه‌های مذهبی معروف آمریکا عبارت‌اند از:
اپیسکوپلین‌ها، پرسبی ترین‌ها، متدیست‌ها، باپتیست‌ها، یونیتارین‌ها، مریدان مسیح، کلیسای اصلاحی هلندی، کوایکرها و کانگروگیشنالیست‌ها

نشان بزرگ ایالات متحده آمریکا



نشانیست که با آن مدارک و اسناد رسمی این کشور جنبه رسمیت پیدا می کند. این نشان اول بار در سال ۱۷۸۲ بکار رفت.

بر روی این نشان عقاب سرسفیدی دیده می‌شود که در چنگال های سمت چپ خود ۱۳ تیر و در چنگالهای سمت راست خود یک شاخه زیتون را نگاه داشته است. معنای نشان با عبارت زیر بیان گردیده است:

"a strong desire for peace, but will always be ready for war."

"قویاً خواهان صلح, اما همواره آمادهٔ جنگ."

جهت نگاه عقاب به‌طرف سمت راست خود است که به معنای ترجیح عقاب به صلح می باشد.

عقاب در منقار پارچه ای را نگاه داشته که بر آن عبارت لاتین E Pluribus Unum نقش بسته است. این عبارت بمعنای "چندین یکی را خلق می کنند" است که اشاره به از بوجود آمدن ایالات متحده از چندین ایالت بصورت یک کشور واحد را دارد.
سیزده ستاره بالای سر عقاب به شکل ستاره داوود است و عدد سیزده در این نشان حکایت از سیزده ایالت اولیه آمریکا در زمان انقلاب آمریکا بر علیه استعمار بریتانیا را دارد.



نشان بر روی بالکنی در سفارت آمریکا در پراگ.
[ چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۱۳ ] [ 9:53 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
 
کشور استرالیا Australia 
 
 
 



نوع حکومت»»جمهوری فدرال

پایتخت»»کانبرا

مساحت»»850 ، 686 ، 7 كیلو متر مربع

جمعیت»»19,913,144 نفر

زبان»»انگلیسی

دین»»مسیحی

واحد پول»»دلار استرالیا
---------------------------------------------
استرالیا ، کوچکترین قاره دنیاست ، با این وجود ، وسعت آن بیش از 30 برابر کشور انگلستان است.استرالیا آخرین قاره ای است که اروپاییان کشف کردند و در آن مستقر شدند.اولین ساکنان این سرزمین ، بومیانی بودند که برای شکار و تهیه ی غذا در سراسر دشت ها و بیابان ها پراکنده شده بودند.
قسمت اعظم استرالیا ، بیابان های خشک و هموار است و بیشتر مردم در کنار سواحل و بیش از نیمی از آنها در چهار شهر بزرگ سیدنی ، ملبورن ، بریزبان و پرت زندگی میکنند.دامداری ، یکی از مهمترین مشاغل مردم است.گله ها را به چراگاه های پست و دور از دریا می برند و قسمت شرق و جنوب شرقی ، کوهستان های علفزار های سرسبز ، مکان مناسبی برای چریدن گوسفندان است.کار های صنعتی و استخراج معدن نیز در این کشور مهم هستند.
یکی از دیدنی ترین شگفتی های طبیعی استرالیا ، سد آبسنگی بزرگی است که بزرگترین تپه مرجانی دنیاست.

[ چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۱۳ ] [ 9:42 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
درباره استانبول

آنجا، پروردگار و انسان، طبيعت و صنعت همه با هم، در روی زمين چنان جای حيرت انگيزی را به وجود آوردند، که به ديدنش می ارزد.با يک دست به آسيا و با دست ديگر به اروپا وصل شده و دو قاره را به آغوش گرفته است. با دانستن اينکه اين شهر پايتخت پايتختان است اول پايتخت امپراتوری رم و بعد پايتخت امپراتوری روم شرقی (بيزانس) بوده است، حکم فرمايِی بر قاره ها و ايجاد صلح در جغرافيايی مختلف شده است. استانبول پايتخت امپراتوری عثمانيان بود و با حفاظت گذشته پر افتخار خود برای آينده مدرن در حال پيشروی می باشد. با افزايش روز به روز بازديد کنندگان، مردم از اقصی نقاط جهان، به استانبول می آيند. موزه ها، کليساها، کاخها، مسجدها و بازارها، گوناگونی و زيبايی پايان ناپذيری را به طبيعت آن می بخشند.

در کناره های تنگه بسفر با ديدن قرمزی غروب آفتاب در آينه پنجره خانه های مجاور تنگه به اين نتيجه می رسيد که انسانها چرا صدها سال قبل اين منطقه را محل سکونت خود انتخاب نموده اند و اين حس در شما به وجود می آيد که شهر استانبول در مرکز دنيا واقع شده است. زيبايی شهر از بوجود آمدن شبهه جزيره ای که در ميان خليج و دريای مرمره و ديوار قلعه های آنم است، روی تپه های شهر، سرفرازی مناره پيش از پانصد مسجد و کليسا هوای خاصی به آن ميدهد و انسان خود را بين گذشته و امروز در رويا حس می کند! مسجد سليمان احمد با شش مناره خود و با چينی های آبی رنگ به کار رفته در نمای آن بعنوان مسجد آبی رنگ، سمبل استانبول است و ديدن مسجد خالی از لطف نمی باشد. در مقابل مسجد موزه ای وجود دارد بنام سوفيا که در زمان امپراتوری ژوستين بعنوان کليسا بنا شده است و يکی از شاهکارهای معماری و هنری که در روی سفالها رخ حضرت عيسی و حضرت مريم و امپراتورهای آن زمان نقش شده، زيبايی خاصی به آن می دهد. در روی تپه ديگری مسجد بسيار زيبايی به اين دو اثر تاريخی خيره شده است و با استواری خود کمال معماری دوران امپراتوری عثمانيان را می رساند که بنام مسجد سليمانيه معروف می باشد به خواست قانونی سلطان سليمان، معمار سينان اين مسجد را بنا نموده است. در روی تپه ای مشرف بر دريای مرمره و تنگه بسفر که امپراتوری عثمانی چهار صد سال حمکرانی نمود، کاخ تپ کاپی قرار دارد؛ در اين کاخ باشکوه، کلکسيون ظروف چينی اصل و بسيار نفيس، طلا کاريها، سنگهای گران قيمت روی تخت سلطنت، و البسه های زيبا، جواهراتی که در داستانها گفته می شود از ياد می برد، و نادر ترين کتابهای دست نويس و حرم سراهای مختلف که صدها سال انسان را به خود جذب می نمايد؛ بسیار ديدنی و لذت بخش می باشد. در ميان اياسوفيا و مسجد سلطان احمد ميدانی وجود دارد که در زمان امپراتوری بيزانس در آن مسابقات ارابه رانی انجام می شده است در وسط آن ميدان سه قطعه سنگ کاشته شده از آن دوران بجا مانده است که حوض جمع آوری آب، کاخ يرباتان يکی از مهمترين بناهای آن زمان بوده است.

يکی از زيباترين آثار جذاب و تماشايی بجا مانده از دوران بيزانس موزه کاريه است که با کاشيهای آن دوران ريزه کاری و زيبا سازی شده و با همان اصالت حفظ می شود. يکی ديگر از مکانهای ديدنی استانبول مسجد ايوب می باشد که زيارت سلطان ايوب و صدای کبوتران، روح انسان نوازش را می دهد. استانبول با بناهای تاريخی خود وارد عصر جديد شده و در عين حال با کوچه پس کوچه های بازار سرپوشيده شور و شوق تاريخ را به دنبال خود می کشاند، و از ديگر جهت دنيای مدرن را برای شما می گستراند؛ و با جادوی جواهراتش، ظروف مسی، قاليهای نفيس پوشاک چرم و سوئت و ديگر اجناس بدون هيچ احساس خستگی می توانيد ساعتها در اين بازار بگرديد. سفر با لنجهای زيبا بر روی تنگه بسفر، يکی از خاطرات بياد ماندنی شما خواهد بود. دو کناره تنگه به ترتيب در هر نقطه جداگانه وصف قصه عشق تشعشع آب نيلگون دريا می باشد؛ در طی بيست قرن ساخت ويلاهای مدرن، کاخ دولما باغچه، کاخ گوک سو، کاخ بيلربی، قلعه روملی و آنادولی، آثار بجامانده از دهکده های ماهی گيری، رستورانها، چای خانه ها، پارکها کلوپهای شبانه می تواند اثر جادوييش را بر شما بگذارد؛ در عين حال با وارد شدن به آبهای خروشان دريای سياه و گذشتن از آن تا آب در يای مرمره و توقف در کناره ساحل و نوشيدن قهوه در چای خانه، نگريستن بر تنگه، چند خطی از احساسات خود را روان بر کاغذ نماييد. استانبول با تاريخ و فرهنگ غنی گذشته خود و جاذبه های گوناگون و در کنار آن مدرنترين هتلها، رستورانهای شيک و تميز، کلوپهای شبانه، کاباره ها و بازارهای قديمی و مغازه های لوکس خود تبديل به کنفرانسها و کنگره های مکمل می گردد.  

[ شنبه ۱۳۸۷/۰۶/۰۹ ] [ 13:43 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
درباره کشور ترکيه

از نظر جغرافيايی ترکيه در وسط نيم کره غربی و بين دو قاره آسيا و اروپا واقع شده است.
بعد از پيدا شدن تمدنهای مختلف اين سرزمين کهن مرکز بسياری از سکونتها گرديده است غربيها اين سرزمين را به عنوان سرزمين ضديت نام گذاری کرده و ترکيه را دروازه شرق گويند؛ از جهتی اين گفته صحيح می باشد و ترکيه ای نو و صنعتی بزرگ با تاريخ و فرهنگ بسيار غنی ميباشد. تنگه به سفر استانبول آثار طبيعی و صنعتی کاپادوکيا، آثار طبيعی پاموک کاله، زيبايی پنهان کوه نمرود، بلندی و سکوت کوه های آرارات بهشتی در دنيا می باشد.

از قاره اروپا به طرف دريای مديترانه بنگريم از آسيای کوچک (آسيا مينور) از نظر صنعت و معماری و گوناگونی پايان ناپذير آن؛ آثار تمدنهای هيت هيت و اورآتور، دوران هلنيستيک و آثار بجا مانده از آن، ميراث روما و بيزانس، اثرات گوناگون سلجوقيان و عثمانيان ديده می شود. در کناره های دريای اژه و مديترانه و در قسمتهای داخلی ترکيه آثار باستانی زيادی به چشم می آيد؛ در مقابل اين همه آثار برای ديد و بازديد انتخاب مشکل خواهد بود؛ خرابه های اعجاب انگيز ترويای همروس و احتشام برگاما؛ آثار عجيب و جذاب افس؛ و با باستانشناسی آفروديزياس آنچه به چشم می آید با حيرت می توان گشت و گذار کرد.

اين آثار صنعتی و فرهنگی باور نکردنی ريشه آن به دوران باستان و اتفاقات تاريخی پی در پی آشکار شده است. آنادولو در دوران گذشته خود شاهد حکمرانان مختلفی بوده از جمله هيت هيت ها قبل از حضرت عيسی (قرون هجدهم و سيزدهم)، فريکها، ليدياييها پس از بنيان گذاری حکومتهای کناره های دريای اژه پرسها تمام اين منطقه را زير سلطه خود گرفتند، (قرن ششم و پنجم قبل از ميلاد). بعدها در اواسط قرن چهارم قبل از ميلاد با سفر اسکندر بزرگ به اين منطقه، تحت سلطه روم در آمده است، و بعد هلنيستيک امپراتوريها بنيان شد، سال سيصد و بيست و چهار ميلادی پايتخت امپراتوری روم به کونس تان تينوپوليس (استانبول) انتقال يافت و استانبول در دوران خود به برترين نقطه رسيد. بعد از امپراتوری بيزانس سلجوقيان و بعد از آن عثمانيان آنادولو را تحت فرمانروايی خود آوردند(قرن چهاردهم ميلاد به بعد). بعد از جنگ جهانی اول، بيست و نهم اکتبر سال هزار و نه صد و بيست و سه آتاترک اين منطقه را از تقسيم شدن به دست قدرتمندان خارجی نجات داد و جمهوری ترکيه را ايجاد نمود.

[ شنبه ۱۳۸۷/۰۶/۰۹ ] [ 13:42 ] [ سروش عسکری - شیوا شاه محمدی ]
درباره وبلاگ

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

این وبلاگ جهت مشاوره تخصصی و مفید در مورد سفر حاصل 11 سال کار فشرده در صنعت توریسم و گردشگری میباشد.
از بخش های جدید این وبلاگ فروش و اخذ اقامت ترکیه - کانادا - امریکا میباشد .

شرکت مدیسا سپهر لیان
آقای عسکری : 1719221 0939
شهرک غرب
موضوعات وب